به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، جهان روزه دار اسلام بیدار می شود. صبح هایش بوی وعده می دهد و شب های قدرش طعم مسئولیت. در این ماه دلها از مرزها می گذرد و ملت زیر یک آسمان و رو به قبله یک آرزوی مشترک را زمزمه می کند. آزادی قدس.
قدس شریف یادگار معراج و قبله اول مسلمانان است. در زمانی که صهیونیسم سعی داشت مسئله فلسطین را به یک درگیری عربی تقلیل دهد، خمینی آن را به یک مسئله اسلامی و جهانی تبدیل کرد. از آغاز نهضت در سال 1341 تا نامگذاری آخرین جمعه ماه مبارک رمضان به نام «روز مبارک». ابتکاری که مبارزه با صهیونیسم را از حاشیه سیاست به متن ایمان آورد و مقدسات را به وجدان بیدار ملت واگذار کرد.
رزمندگان در همان سال ها در سنگرهای دفاع مقدس، جنگ را دفاع از خاک و مقدمه راهی بزرگتر می دیدند. از نظر آنها راه کربلا به قدس می رسید. احمد متوسلیان درباره آزادسازی ساحت مقدس گفت: شهید باکری بیت المقدس را در افق جهاد دید و مصطفی چمران سال ها پیش با همین آرزو در جنوب لبنان جنگید.
این آرزو در مرزهای ایران باقی نماند. امام موسی صدر سالها پیش فرمود: «اسرائیل شر مطلق است». جمله ای که امروز بیش از هر زمان دیگری معنا پیدا می کند. از «شیخ احمد یاسین» تا «سیدعباس موسوی» و «فتحی شقاقی»، از «شهید قاسم سلیمانی» تا «شهید ابومهدی المهندس» راهی شکل گرفت که نامش مقاومت بود. راهی که رمضان هر سال به یاد می آورد و آرزوی آزادی بیت المقدس را تکرار می کند. آرزویی که از اراده ها گذشت و به جبهه مقاومت رسید و در نسل های بعدی تداوم یافت.
رمضان ماه دعاست؛ اما دعا در سنت این ملت بیکار نمی ماند. آزادسازی قدس از سنگر تا خیابان، از منبر تا میدان، از وصیت نامه ها تا پیام های جبهه مقاومت تبدیل به عهد تاریخی شد. وعده ای که نسل ها ادامه داشته اند. با این ایمان که وعده خدا حق است و آنچه بر اساس ظلم ساخته شده است، ماندگار نخواهد بود.
این فایل خبری روایت این سوگند است; میثاقی که از ساعات اولیه ماه مبارک رمضان آغاز شد، در خاکریزهای دفاع مقدس رشد کرد و در جبهه مقاومت امتداد یافت. راهی که هنوز ادامه دارد.
و در میانه این راه مردانی برخاستند که فهمیدند اگر مکان مقدس آرمانی است باید برای آن «اقتدار» ایجاد کرد. تهرانی مقدم از هم نسلان سنگر بود. اما نگاهش به افق دور دوخته شد. او اغلب می گفت: اگر دشمن بداند که نمی تواند ضربه بزند، جنگ نمی شود. و در ذهن او دشمن فقط یک نام نداشت. اسراییل به قول خودش یک “غمور سرطانی” بود که باید در محاسبات نظامی گنجانده می شد.
از مسجد مبدا تا شب های انقلاب
دوستانش نقل می کنند که دوران نوجوانی او در مسجد زینب کبری (س) سرچشمه با شور و شوق عجیبی همراه بوده است. جایی که در گروه سرود انقلاب مشغول تمرین بود و در 12 بهمن 57 در مهرآباد به استقبال امام خواند. یکی از همسایهها بعداً میگوید: حسن از نوجوانی ساکت بود، اما وقتی بحث فلسطین مطرح شد، صدایش عوض شد، مثل این است که دارد زخمی کهنه را بالا میآورد. در شب های آتشین 22 بهمن که خیابان ها صحنه درگیری بود، دست خالی ایستاد.
جنگ شهرها؛ جایی که تصمیم گرفت معادله را تغییر دهد
با شروع دفاع مقدس در یگان توپخانه ارتش خوش درخشید. همرزمانش می گویند وقتی برای اولین بار صدای اصابت موشک های بعثی ها به دزفول و تهران را شنید، سکوت کرد و گفت: نمی شود فقط تماشا کرد. جنگ شهرها برای او نقطه عطفی بود. وی گفت: اگر پاسخ ندهیم دشمن گستاخ تر می شود.
زمانی که ماموریت پرتاب یگان موشکی به او داده شد، سپاه هیچ تجربه ای در این زمینه نداشت. یکی از یارانش می گوید: حسن شب تا صبح کنار تکه ها می نشست. خودش پیچها را باز میکرد، یادداشتبرداری میکرد و میگفت که باید بفهمیم این کارها چگونه کار میکند.» همان روزهایی بود که اولین گلولههای تلافیجویانه شلیک شد؛ اقدامی که عراق را مجبور به عقبنشینی موقت از حملات موشکی کرد.
“اسرائیل باید در تیررس باشد”
تهرانی مقدم بارها در جلسات داخلی تاکید کرد که برد موشک باید به گونه ای باشد که «اسرائیل در تیررس قرار گیرد». این جمله برای او شعار سیاسی نبود. این یک هدف مهندسی بود. از «نازعات» تا «شهاب 3» و سپس پروژه های سوخت جامد، قدم به قدم راه را پیش برد. همکارانش می گویند وقتی آزمایش موفقیت آمیزی انجام می شد، در مقابل هر تبریکی سر تعظیم فرود می آورد.
او به لبنان رفت و در شکل گیری قدرت موشکی مقاومت نقش آفرینی کرد. وی معتقد بود امنیت ایران جدا از امنیت جبهه مقاومت نیست. به دوستانش می گفت:اگر تل آویو احساس ناامنی کند، کمتر به فکر ناامن کردن دیگران خواهد بود.»
داستان های ناگفته یک فرمانده بی ادعا
یکی از لشکریانش نقل می کند: گاهی نیمه های شب زنگ می زد و می پرسید نتیجه آزمایش چیست؟ وقتی گفتیم هنوز آماده نیست، گفت اشکالی ندارد. مهم این است که جلو برویم.» او از شکست نمی ترسید، از توقف می ترسید.
او به سادگی در خانه زندگی می کند. همسرش نقل می کرد که حتی زمانی که پروژه های بزرگی در دست داشت، کوچکترین نشانه ای از اقتدار در رفتارش دیده نمی شد. فرزندانش او را به عنوان پدری می شناختند که بیش از موشک از امید و ایمان می گفت.
روی بدنه چند موشک نوشته بود: «ما شلیک می کنیم چون شلیک می کنیم، ولی خدا شلیک می کند». آیه ای که به او یادآوری کرد که قدرت بدون توکل معنا ندارد.
مردی که می خواست اسرائیل را نابود کند
در 21 آبان 1390 در جریان یک آزمایش تحقیقاتی در پادگان امیرالمومنین (ع) ملارد انفجاری رخ داد و وی به آرزوی دیرینه خود رسید. دوستانش می گویند بارها گفته است: دوست دارم به این سمت بروم. وصیت کرده بود که روی سنگ قبرش بنویسد: اینجا محل دفن کسی است که می خواست اسرائیل را نابود کند.»
در «روایت راه مقدس» نام حسن تهرانی مقدم تنها یادگاری از یک فرمانده نیست. خاطره مردی است که مبارزه با اسرائیل را از شعار به محاسبه تبدیل کرد. او معتقد بود قدس با ایمان زنده می ماند اما با قدرت آزاد می شود و به همین دلیل عمر خود را صرف ایجاد معادله ای کرد که دشمن را مجبور به تجدید نظر در تهدید کرد.
منبع : به گزارش میهن تجارت







