به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، ازدواج تصمیمی مبتنی بر انتخاب آگاهانه است و انتخاب آگاهانه بدون خودآگاهی ممکن نیست. قبل از اینکه طرف مقابل را بشناسند، بسیاری از مردم باید خودشان را بشناسند، نیازهایشان چیست، چه ارزش هایی اولویت دارند، چه انتظاراتی از رابطه دارند و تا چه اندازه آماده پذیرش مسئولیت یک زندگی مشترک هستند. خودآگاهی به فرد کمک می کند تا بداند آیا آمادگی ایجاد یک رابطه پایدار را دارد یا خیر.
خودشناسی یعنی درک نقاط قوت و ضعف، الگوهای رفتاری، روش های حل تعارض و سبک های دلبستگی. فردی که از حساسیت ها، ترس ها و نحوه واکنش خود در شرایط بحرانی آگاه است، در انتخاب همسر واقع بینانه تر است و از سوی دیگر، ناآگاهی از خود می تواند باعث جذب ویژگی هایی شود که در کوتاه مدت جذاب، اما در دراز مدت ناسازگار است.
در کنار خودآگاهی، شناخت دقیق طرف مقابل ضروری است، این شناخت نباید سطحی و تنها بر اساس احساسات اولیه باشد. علاقه عاطفی می تواند آغاز یک مسیر باشد، اما برای تصمیم گیری نهایی کافی نیست. درک واقعی مستلزم گفتگوهای عمیق در مورد ارزش ها، باورها، اهداف زندگی، نگرش های خانوادگی، مسائل مالی و روش های تربیت فرزند است.
توجه به سازگاری ارزشی یکی از مهم ترین عناصر یک ازدواج موفق است، تفاوت ها در بسیاری از موارد طبیعی و حتی سازنده است، اما تفاوت در ارزش های اساسی مانند صداقت، تعهد، سبک زندگی یا نقش های خانوادگی می تواند در آینده چالش برانگیز شود، بنابراین لازم است افراد قبل از ازدواج با صراحت و با احترام درباره این موضوعات صحبت کنند.
یکی از اولین معیارهای صحیح ازدواج داشتن شناخت کافی از خود و طرف مقابل است. در یک سطح بودن به معنای یکسان بودن نیست.
زهرا صالحی، روانشناس و عضو انجمن روانشناسی کشور به خبرنگار به گزارش میهن تجارت با بیان اینکه یکی از اولین معیارهای صحیح ازدواج داشتن شناخت کافی از خود و طرف مقابل است، گفت: فردی که بدون آگاهی وارد زندگی مشترک می شود در واقع خانه ای را روی پایه ای سست ساخته است و باید توجه داشت که شناخت شامل شناخت ویژگی های شخصیتی، نقاط قوت و ضعف، علایق، ارزش ها و حتی ترس ها است.
وی با بیان اینکه زمانی که دو نفر قبل از ازدواج زمان کافی برای آشنایی با یکدیگر صرف می کنند، می توانند با دید واقع بینانه تری تصمیم بگیرند و در دام احساسات زودگذر گرفتار نشوند، می افزاید: هم سطح بودن به معنای تشابه و سازگاری در زمینه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و مذهبی است و این معیار به زوج ها کمک می کند تا تفاوت های بیشتری داشته باشند و درک کمتری از یکدیگر داشته باشند.
این روانشناس و عضو انجمن روانشناسی کشور تصریح می کند: به عنوان مثال اگر دو نفر از نظر سطح تحصیلات یا دیدگاه های مذهبی تفاوت شدیدی با هم داشته باشند، احتمال ایجاد تنش در آینده بیشتر می شود و باید توجه داشت که هم سطح بودن به معنای یکسان بودن نیست، بلکه به معنای داشتن زمینه های مشترک برای تفاهم و همزیستی است.
ازدواج پیوند عمیقی است که سلامت روحی و جسمی طرفین را می طلبد/ ازدواج نه تنها یک رابطه عاشقانه است، بلکه مسئولیت بزرگی نیز دارد.
صالحی با بیان اینکه ازدواج پیوند عمیقی است که سلامت روحی و جسمی طرفین را می طلبد، ادامه می دهد: فردی که از مشکلات روانی جدی یا بیماری های مزمن رنج می برد باید قبل از ازدواج صادقانه این مسائل را مطرح کند و سلامت روان شامل توانایی مدیریت هیجانات، کنترل خشم و داشتن ثبات عاطفی است.
وی با اشاره به اینکه سلامت جسمانی به معنای توانایی ایفای نقش های خانوادگی و اجتماعی نیز هست، می گوید: این معیار تضمین می کند که زوجین بتوانند با انرژی و آرامش مسیر زندگی مشترک را طی کنند و افراد باید توجه داشته باشند که ازدواج تنها یک رابطه عاشقانه نیست، بلکه مسئولیت بزرگی است.
این روانشناس و عضو انجمن روانشناسی کشور با اشاره به اینکه فردی که وارد زندگی مشترک می شود باید توانایی پذیرش مسئولیت های مختلف از جمله مدیریت مالی، تربیت فرزندان و حفظ روابط خانوادگی را داشته باشد، می افزاید: مسئولیت پذیری به معنای توانایی تصمیم گیری و پذیرش پیامدهای آن است و زوج هایی که قبل از ازدواج این ویژگی را تقویت کرده اند کمتر در معرض بحران های ناشی از آن هستند.
دوران آشنایی زن و شوهر باید فعال و هدفمند باشد/ یکی از باورهای خطرناک ازدواج با امید به تغییر طرف مقابل است.
محسن دهقانی، روانشناس و مشاور خانواده وی با بیان اینکه دوران نامزدی شش تا نه ماهه فرصتی ارزشمند برای کشف و آشنایی بیشتر با یکدیگر است، به خبرنگار به گزارش میهن تجارت گفت: این دوران باید فعال و هدفمند باشد، نه تنها به عنوان زمان انتظار و رفت و آمد، تجربیات مشترک و حتی سفرهای کوتاه دونفره، در چارچوب نظارت خانواده، می تواند بستر مناسبی برای درک واقعی عکس العمل و سبک زندگی طرف مقابل فراهم کند.
وی با بیان اینکه نقش خانواده در این امر غیرقابل انکار است، می افزاید: شخصیت دختر و پسر در بستر خانواده شکل می گیرد و سبک ارتباطی، ارزش ها و آداب و رسوم خانواده مستقیماً به زندگی مشترک منتقل می شود و به همین دلیل شناخت خانواده در کنار شناخت فرد جزء لاینفک فرآیند انتخاب همسر است.
این روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه دوران نامزدی نیز بهترین زمان برای آموزش مهارت هایی است که اغلب در نظام آموزشی رسمی مورد غفلت قرار می گیرد، بیان می کند: آموزش های کوتاه اما کاربردی در زمینه اختلالات شخصیت، قوانین عشقی، خطاهای عاطفی، مهارت های حل تعارض، حل مسئله و ارتباط موثر می تواند از بسیاری از انتخاب های اشتباه جلوگیری کند.
دهقانی با اشاره به اینکه قرار نیست این آموزش ها افراد را به متخصص تبدیل کند، بلکه هدف آن افزایش آگاهی و حساسیت نسبت به علائم هشدار دهنده است، ادامه می دهد: یکی از باورهای خطرناک ازدواج با امید به تغییر طرف مقابل است.
ویژگی های شخصیتی پایدار به راحتی تغییر نمی کند / انگیزه های انتخاب همسر باید به دقت بررسی شود
وی با اشاره به اینکه تجربیات بالینی و تحقیقات علمی نشان داده است که ویژگی های شخصیتی پایدار به راحتی تغییر نمی کند و تکیه بر این امید می تواند آسیب های عاطفی عمیقی را به دنبال داشته باشد، می گوید: در بحث فاصله سنی، شباهت سنی نقش مهمی در درک متقابل احساسات و انتقال افکار دارد.
این روانشناس و مشاور خانواده می افزاید: مسافت های طولانی خصوصاً در ازدواج دوم احتمال تعارض را افزایش می دهد و تجربیات بالینی نیز نشان می دهد که اگر اختلاف سنی وجود داشته باشد معمولاً پیرمرد با سازگاری بیشتری همراه است و در نهایت یکی از مهم ترین مراحل شناخت، کشف همبستگی است.
دهقانی با بیان اینکه همبستگی در ارزش های اخلاقی، سطح توقعات، مسئولیت پذیری، نحوه ارتباط و رعایت منافع شخصی مهم است، می افزاید: لازمه همه این موارد خودشناسی است و فردی که خود را بشناسد، نیازها و محدودیت های خود را بشناسد و تصویر روشنی از زندگی مطلوب خود داشته باشد، آگاهانه و سالم تر انتخاب می کند.
وی خاطرنشان می کند: انگیزه های انتخاب همسر نیز باید به دقت بررسی شود و انتخاب های احساسی، ظاهری، رقت انگیز یا اجباری خطرناک است، از سوی دیگر انتخاب عاقلانه، انتخابی است که مبتنی بر سازگاری، هماهنگی و تفاهم عمیق باشد و بتواند زیربنای یک زندگی مشترک پایدار و رضایت بخش باشد.
دقت در تشخیص یعنی زمان دادن به رابطه. تصمیمات عجولانه، تحت فشار خانواده یا هیجانات گذرا، احتمال خطا را افزایش می دهد و در شرایطی که فرد بتواند رفتار واقعی طرف مقابل را در موقعیت های مختلف مشاهده کند، باید یک آشنایی سالم شکل بگیرد.
یکی دیگر از ابعاد مهم دانش، توجه به خانواده و پیشینه فرهنگی است و هر فردی در بستر ارزش ها، الگوهای ارتباطی و سبک تربیتی رشد کرده است. دانستن این پیشینه کمک می کند تا تصویر کامل تری از شخصیت و نگرش او به دست آید. البته هدف قضاوت نیست، بلکه درک تفاوت ها و آمادگی برای مدیریت آنهاست.
مشاوره گرفتن از افراد آگاه و متخصص نیز می تواند به تکمیل این روند کمک کند و گاهی نگاه بیرونی و بی طرفانه نکاتی را آشکار می کند که در فضای عاطفی رابطه کمتر به چشم می خورد. شرکت در جلسات مشاوره قبل از ازدواج فرصتی را برای بررسی علمی بیشتر سازگاری و آمادگی روانی طرفین فراهم می کند.
ازدواج موفق حاصل ترکیبی از خودآگاهی، دانش دقیق و تصمیم گیری مسئولانه است. هرچه این دانش عمیق تر و صادقانه تر باشد، احتمال ایجاد یک رابطه پایدار و رضایت بخش بیشتر است. توجه و دقت در این مرحله نشانه وسواس نیست، بلکه نشانه احترام به اهمیت انتخابی است که می تواند مسیر یک عمر را تعیین کند.
علاوه بر همه این موارد، باید توجه داشت که شناخت در ازدواج یک فرآیند ایستا و یکبار برای همیشه نیست، بلکه یک مسیر پویا و مستمر است. حتی پس از تصمیم گیری نهایی، زوج ها باید برای یادگیری مداوم یکدیگر آماده باشند. انسان ها در طول زمان رشد می کنند، تجربیات جدیدی به دست می آورند و اولویت ها و نگرش هایشان ممکن است تغییر کند. بنابراین، آنچه ازدواج را پایدار نگه می دارد، نه تنها شناخت یکدیگر قبل از ازدواج، بلکه تعهد به گفتگوی مستمر، انعطاف پذیری و تلاش برای درک عمیق تر یکدیگر در طول زندگی مشترک است.
منبع : به گزارش میهن تجارت







