از چنگ منش اختر بدمهر به در برد

تفل به حافظ: اختر بادمهر را از چنگ او بیرون آورد










فال امروزت را از حافظ بخواه که می گوید: ای بلبل خودت را بکش از این حسادت که گل را پدید آورد / با باد صبا به وقت سحر.



بعدی- قدردان دیوان خواجه شیراز باشید.

فال

آن دوست، خانه ما جای پریان بود
او از سر تا پا پر از عیب بود
دلم می گفت این شهر را با بویش آرام کن
بیچاره نمی دانست دوستش مسافر است
فقط نه راز قلبم فاش شد
تا آن زمان، سبک او پرده در بود
منظورم عاقل آن ماه است که او
مودب و صاحب نظر بود
اختر بادمهر را از چنگ منش بیرون آورد
بله، باید چه کار کنم؟ دولت از ماه دور بود
متاسفم که تو درویشی و او
او در کشور حسن تاجر بود
زمان خوبی بود که با یک دوست گذراندم
بقیه چیزها بی فایده و نادان بود
احاطه شدن با آب و گل و سبزه و نسرین خوب بود
افسوس که آن گنج یک رهگذر بود
خودتو بکش بلبل از این حسادت که گل میکشه
با باد صبا، وقت سحر بود
هر گنج سعادتی که خداوند به حافظ داد
از یمن نماز شب و نماز صبح بود

تفسیر فال

مدتی است که احساس می کنید با مشکلاتی روبرو شده اید. ممکن است در مدت کوتاهی دچار مشکل و رنجش شوید، اما نگران نباشید، خیلی زود حل می شود. گاهی اوقات وقت خود را صرف چیزهای بیهوده می کنید و پس از از دست دادن فرصت ها احساس پشیمانی می کنید. بدانید که شادی همیشه پایدار نیست و در مجالس باید قدر دوستانتان را بدانید. شما کسی را دوست دارید و او برای شما مانند گنجی گرانبهاست و حاضرید همه چیز را به خاطر او از دست بدهید. اما چرا این همه ولخرجی؟ قدر پولی را که به دست آورده ای بدان، نمی توانی تمام خواسته های او را برآورده کنی. دعا و نیایش را فراموش نکنید و همیشه از خداوند آرزوی قلبی خود را بخواهید تا دوباره شما را از مال رهایی بخشد.




دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی