میهن تجارت- در شرایطی که ارزش دلاری بازار سرمایه به سطوح نگران کننده ای سقوط کرده و از میانگین های تاریخی فاصله قابل توجهی پیدا کرده است، توجه سهامداران بیش از پیش به سوی عوامل برون زا جلب شده است. ریسک های ژئوپلیتیکی، عدم اطمینان در فضای سیاسی و تهدیدات سیستمی، بورس را در حالت تعلیق قرار داده و تصمیمات سرمایه گذاری با ابهام جدی مواجه شده است.
ابراهیم سماوی، تحلیلگر بازار سرمایه در این خصوص می گوید: تاثیر ریسک ها و تهدیدات ژئوپلیتیکی بر نظام اقتصادی باعث فلج شدن اقتصاد می شود و طبق آمار منتشر شده کمترین گردش نقدینگی را در صنایع و اصناف اقتصاد واقعی در بهمن ماه داشته ایم که حتی نسبت به جنگ 12 روزه کمتر بوده است.
شرح گفتگو با ابراهیم سماوی را می خوانید.
آقای بهشتی! در معاملات این هفته ارزش دلاری بورس باز هم کاهش یافت. این در حالی است که ارزش دلاری بورس در سال 2019 به 400 میلیارد دلار رسید و حتی در شهریور ماه سال جاری حدود 100 میلیارد دلار بود. به نظر شما ارزش دلاری بورس چقدر کاهش می یابد؟
بحث های مربوط به ارزش گذاری بازار سرمایه در ایران نسبتا رایج است و حتی رئیس سازمان بورس نیز بارها به این موضوع اشاره کرده است که بازار سرمایه پتانسیل رشد ارزش بازار تا 400 میلیارد دلار را دارد. رئیس سازمان بورس علاوه بر رشد قیمت به عرضه های اولیه جدید نیز اشاره کرد.
ارزش بازار سرمایه 100 تا 200 میلیارد دلار است
اگر دادههای 400 میلیارد دلاری سال 2019 را به عنوان دادههای پرت در نظر بگیریم، در آن نقطه بحث، نسبت قیمت به درآمد (P/E) و حباب قیمت بسیار بالا بود. اما به طور متوسط معمولا در دوره هایی که بازار نوسان دارد و روند معقول است، ارزش بازار بین 100 تا 200 میلیارد دلار است. در شرایط عادی می توان انتظار حداقل 200 میلیارد دلار ارزش بازار را از بازار سرمایه داشت.
اما باید چند عامل را بررسی کنیم. اولاً این افت شدید ارزش بازار و شاخص کل از محدوده بیش از 4 میلیون و 500 هزار واحد به محدوده فعلی 3 میلیون و 700 هزار واحد، آیا علت اساسی داشته است؟ یعنی در متغیرهای کلان اقتصادی یا متغیرهای خاص داخل شرکت اتفاق خاصی افتاده یا خیر؟ یا اصلا موضوع یک متغیر برونزا اقتصادی بود؟ این تغییرات ناشی از یک متغیر برون زا اقتصادی و ریسک های ژئوپلیتیکی است که اقتصاد را به یک اقتصاد نامطمئن و معلق تبدیل کرده است.
در مواقع بحران، تنها صندوقهای با درآمد ثابت بازده مشخصی دارند
ابهامات و تهدیدها وجود دارد، اما معلوم نیست چه اتفاقی خواهد افتاد. آیا سایه جنگ به طور کامل برداشته می شود، فشارهای اقتصادی افزایش می یابد یا جنگ محدود می شود یا فرسایشی که حتی بورس را تعطیل می کند؟ با توجه به تجربهای که در جنگهای گذشته داشتیم، دیدیم که در آن شرایط فقط صندوقهای با درآمد ثابت بازده مشخصی داشتند، اما به دلیل عدم دسترسی به ابزارهای مالی برای فروش، با ریسک نقدینگی مواجه شدیم. بنابراین، این کاهش ارزش علتی فراتر از علل اساسی دارد که می خواهیم به آن اشاره کنیم و از مدل های ارزش گذاری بنیادی سابقه تاریخی آن را تعمیم دهیم.
اگر ریسک های ژئوپلیتیکی برطرف شود، شکی نیست که بازار سرمایه بهتر از بازارهای موازی است و نمونه آن بحث ارزش بازار است. وقتی ارزش بازار را بر حسب دلار مقایسه می کنیم، با وجود عرضه اولیه ای که از سال 2019 به بعد داشتیم، این تفاوت فاحش را مشاهده می کنیم. چون بازار از بازارهای موازی عقب مانده و خودش رشد نکرده است.
اگر آن 400 میلیارد دلار را استثنا بگذاریم، می توان کف 100 میلیارد دلار، میانگین 200 میلیارد دلار و سقف 300 میلیارد دلار را در چرخه های زمانی بازار تصور کرد.
بیشتر بخوانید: عکس/ بورس دوباره سقوط کرد
زیرا این علت برونزا و به اصطلاح ریسک سیستماتیک اصلا قابل پیش بینی نیست و هیچکس نمی داند چه اتفاقی خواهد افتاد. مهمترین نکته این است که این امر بیسابقه است و بحث ریسک نقدینگی و تهدید برخی صنایع کلیدی مانند پتروشیمیها، حتی فکر کردن به آن در ذهن سرمایهگذاران، باعث میشود بازار سرمایه افت کند.
شما نمی توانید یک طبقه را در بازار قرار دهید زیرا …
به همین دلیل نمی توان کفی بر روی بازار گذاشت، زیرا ریسک ها و تهدیدات ژئوپلیتیکی به دلیل انتظارات تورمی و خروج سرمایه، قیمت دلار را بالا می برد و از سوی دیگر ترس را در بازار سرمایه افزایش می دهد. به خصوص در صنایعی که می توان تهدید کرد، چه به صورت نرم در بحث نرخ و صادرات و چه به شکل سختی که خود صنایع ضربه می خورند.
*شما از ریسک های سیستماتیک صحبت کردید. اکنون که در اوج این ریسک ها هستیم، به نظر شما زمان خوبی برای سرمایه گذاری است؟ و اگر کسی بخواهد سرمایه گذاری کند در صورت رسیدن به شرایط ایده آل چقدر بازدهی را تجربه می کند؟
ما با 2 سناریو کلی روبرو هستیم. اول، حذف خطرات سیستماتیک و بازگشت به شرایط حدود سه ماه قبل. در این شرایط با توجه به اینکه بازار سرمایه حذف ارز ترجیحی را تجربه کرده و این اصلاحات وجود دارد و رویکرد دولت حمایت از بازار سرمایه بود که منجر به فتح قله های جدید توسط شاخص شد و از همه مهمتر اینکه بازار از تمام بازارهای موازی عقب مانده و بر اساس روش های ارزش گذاری (مثل روش های ارزش گذاری به راحتی می توان به شاخص کل رسید) در محدوده های محسوسی قرار دارد. کانال 4.5 تا 5 میلیون واحد.
بورس زمانی به کانال 6 میلیونی می رسد که…
البته قبلاً به این اعداد رسیده است و حتی می توان انتظار اعداد بالاتر از 6 میلیون واحد را داشت، اما این تنها در صورتی است که ریسک سیستماتیک برطرف شود. از سوی دیگر، اگر به موضوع تفاهم نامه ایران و آمریکا پاسخ داده شود و در کنار کاهش تهدیدات جنگ، گشایش اقتصادی داشته باشیم، قطعا بازار سرمایه ارزش بیشتری پیدا می کند.
اما تا زمانی که این ریسک ها ادامه داشته باشد، در کوتاه مدت به بازار سرمایه خوش بین نیستیم. میان مدت و بلند مدت کاملاً به این عوامل بستگی دارد. بنابراین بستگی به ریسک پذیری سرمایه گذار دارد. چون ملاک علمی نیست و کاملاً به اخبار و رویدادها بستگی دارد، به همین دلیل نمی توان توصیه ای کرد; فقط میتوان گفت در کوتاهمدت خوشبین نیستیم، اما در بلندمدت به شرط حذف ریسکهای سیستماتیک، بازار بسیار ارزشمند است.
تاثیری که ریسک ها و تهدیدات ژئوپلیتیکی بر نظام اقتصادی می گذارد
*با توجه به اینکه به پایان سال نزدیک می شویم و عملکرد شرکت ها در سال جاری مشخص شده، آیا سال آینده زمانی خواهد بود که سرمایه گذاران بتوانند با خیال راحت در مجامع شرکت حضور یابند و با نیت دریافت سود نقدی مناسب در سهام سرمایه گذاری کنند؟
تأثیر مخاطرات و تهدیدات ژئوپلیتیکی بر نظام اقتصادی باعث فلج شدن اقتصاد می شود. طبق آمار منتشر شده کمترین گردش نقدینگی را در صنایع و معاملات بخش واقعی اقتصاد در بهمن ماه داشته ایم که حتی نسبت به جنگ 12 روزه کمتر بوده است.
دلیلش هم این است که اقتصاد ما در حالت تعلیق و بلاتکلیفی است و بخش واقعی اقتصاد به حالت بقا رفته است. در این صورت گردش مالی بنگاه ها کاهش می یابد و نیاز آنها به سرمایه در گردش افزایش می یابد. به خصوص صنایع ریالی مانند دارو و مواد غذایی که به شدت نیازمند سرمایه در گردش هستند.
اگرچه پیشبینی میکنیم سود خالص شرکتها نسبت به دورههای گذشته رشد خوبی داشته باشد (بهویژه با حذف ارز ترجیحی و رشد شرکتهای کالامحور مانند پتروشیمیها، پالایشگاهها و فلزات اساسی)، اما برآورد میشود شرکتهای کالامحور که به سررسید رسیدهاند، همان سیاستهای تقسیم سود سالهای گذشته را در پیش بگیرند.
بنابراین سرمایه گذارانی که به دنبال سود سهام هستند می توانند روی این شرکت ها حساب کنند. اما در شرکت های ریالی مانند دارویی و غذایی به دلیل مشکلات سرمایه در گردش نمی توان چندان به سیاست های گذشته آنها تکیه کرد. بنابراین، به سرمایه گذاران توصیه می شود بیشتر بر روی شرکت های دلاری متمرکز شوند که در سه سال گذشته سیاست سود سهام پایدار و منطقی داشته اند.
منبع: اخبار اقتصاد





