مرزهای کمرنگ اعتماد؛ زندگی در عصر بازتولید واقعیت در دنیای هوش مصنوعی

محدودیت های ضعیف اعتماد؛ زندگی در عصر بازتولید واقعیت در دنیای هوش مصنوعی

به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، تحولات تکنولوژیکی همواره شیوه زندگی انسان را تغییر داده است، اما هوش مصنوعی سطح جدیدی از این تحول را رقم زده است. آنچه امروز اتفاق می افتد فقط افزایش سرعت یا دقت ابزار نیست، بلکه تغییر در رابطه با واقعیت است. بازنمایی های دیجیتال دیگر فقط یک رکورد از دنیای بیرون نیستند، بلکه می توانند دنیای جدیدی را ایجاد کنند که به نظر می رسد غیرقابل تشخیص از واقعیت است.

گسترش ابزارهای تولید تصویر، صدا و متن مبتنی بر الگوریتم، بازسازی دقیق چهره‌ها، صداها و سبک‌های نوشتاری را امکان‌پذیر کرده است و فناوری‌هایی مانند Midjourney در زمینه تصویر و مدل‌های زبانی مانند ChatGPT در زمینه متن نشان می‌دهند که تولید محتوای باورپذیر دیگر نیازی به زیرساخت‌های پیچیده یا مهارت‌های کمیاب ندارد و این مرز و خلاقیت بسیار فراگیر شده است.

در چنین شرایطی مفهوم اصالت با یک سوال اساسی مواجه می شود و اگر بتوان تصویری را بدون حضور دوربین و صدا را بدون حضور بلندگو تولید کرد، چه معیاری برای تشخیص واقعی وجود دارد؟ ابزارهایی که زمانی برای ضبط و مستندسازی استفاده می شدند، اکنون توانایی بازآفرینی همان اسناد را دارند و این دگرگونی، پایه سنتی اعتماد به شواهد دیداری و شنیداری را متزلزل کرده است.

پیامد این وضعیت تنها در سطح فناوری باقی نمی ماند، بلکه به لایه های عمیق تری از زندگی اجتماعی نفوذ می کند. اعتماد به عنوان سرمایه ای نامرئی اما حیاتی شرط شکل گیری ارتباط پایدار است و زمانی که افراد در مورد صحت آنچه می بینند و می شنوند مردد باشند، این تردید می تواند به روابط روزمره سرایت کند و فضای تعامل را محتاط تر کند.

شکل گیری پدیده انکار دیجیتال / زمانی که مرز بین واقعیت و دستکاری باریک می شود

ریحانه صادقی، روانشناس و مشاور خانواده و عضو سازمان نظام روانشناسی کشور به گزارش میهن تجارت با بیان اینکه بحران اعتماد تنها به واقعیت محدود نمی شود، بلکه به این پرسش که به چه کسی می توان اعتماد کرد نیز گره خورده است، به خبرنگار به گزارش میهن تجارت گفت: وقتی تولید محتوا با چند دستور ساده در ابزارهایی مانند ChatGPT یا موتورهای تصویر انجام می شود، اقتدار سنتی رسانه نیز زیر سوال می رود. دیگر انحصار تولید خبر و تصویر در اختیار نهادهای حرفه ای نیست و همین موضوع ساختار اعتبارسنجی قدیمی را متزلزل کرده است.

وی با بیان اینکه از سوی دیگر پدیده ای به نام انکار دیجیتال شکل گرفته و حتی اگر تصویر یا فیلمی واقعی باشد، فرد متهم می تواند آن را جعلی بداند، افزود: پیشرفت فناوری های توسعه یافته توسط شرکت ها در این زمینه مرز بین واقعیت و دستکاری را به قدری باریک کرده که تشخیص آن برای عموم مردم دشوار است و نتیجه آن افزایش ابهام و کاهش پاسخگویی است.

این روانشناس و مشاور خانواده و عضو سازمان نظام روانشناسی کشور با بیان اینکه رسانه ها نیز با چالش مضاعفی مواجه هستند، تصریح می کند: در عصر شبکه های اجتماعی، خبری که چند دقیقه زودتر منتشر می شود، حتی اگر بعداً کذب بودن آن مشخص شود، می تواند میلیون ها بازدید داشته باشد و این فشار زمانی احتمال خطا را افزایش می دهد و هر اشتباه کوچکی می تواند آسیب بزرگی به بار آورد.

مواجهه مداوم با اخبار ضد و نقیض و تصاویر مشکوک نوعی خستگی شناختی ایجاد می کند/ مرز بین محتوای جعلی و واقعیت می تواند به فرصتی برای ارتقای سواد رسانه ای تبدیل شود.

صادقی با بیان اینکه نسل جوانی که بیشترین حضور را در فضای آنلاین دارد در معرض حجم عظیمی از محتوا قرار می گیرد که همه آن ها قابل بررسی نیست، ادامه می دهد: مواجهه مداوم با اخبار ضد و نقیض و تصاویر مشکوک نوعی خستگی شناختی ایجاد می کند که فرد ترجیح می دهد به چیزی اعتماد نکند.

وی با بیان اینکه برخی کارشناسان معتقدند می توان این بحران را به فرصتی برای ارتقای سواد رسانه ای تبدیل کرد، می گوید: آموزش مهارت های شناسایی منبع، بررسی فراداده و استفاده از ابزارهای راستی آزمایی می تواند باعث فعال شدن و آگاهی بیشتر کاربران شود و اگرچه فناوری جعل پیشرفته تر شده است، اما همزمان ابزارهای تشخیص نیز در حال توسعه است و رقابتی دائمی بین این دو شکل گرفته است.

این روانشناس و مشاور خانواده و عضو سازمان نظام روانشناسی کشور با بیان اینکه اعتماد سرمایه ای است که به راحتی ساخته نمی شود و به راحتی از دست می رود، می افزاید: اگر نتوانیم سازوکار مشترکی برای شناخت حقیقت ایجاد کنیم، شکاف های اجتماعی عمیق تر می شود و آینده عصر دیجیتال نه تنها به پیشرفت فناوری، بلکه به توانایی افراد در بازتعریف مفهوم اعتماد نیز بستگی دارد.

محدودیت های ضعیف اعتماد؛ زندگی در عصر بازتولید واقعیت در دنیای هوش مصنوعی

انتشار دیپ فیک چه تاثیری بر زندگی دارد؟ / جعل حرفه ای دیگر به مهارت های فنی پیچیده نیاز ندارد

فاطمه خدادادی، روانشناس بالینی وی با بیان اینکه بحران اعتماد در عصر هوش مصنوعی بی سر و صدا وارد زندگی روزمره شده است، به خبرنگار به گزارش میهن تجارت می گوید: روزگاری تصاویر و فیلم ها به عنوان اسناد قابل اعتماد شناخته می شدند، اما امروزه با پیشرفت ابزارهای تولید محتوا، مرز بین واقعیت و جعلی به شدت محو شده و فناوری هایی که زمانی فقط در اختیار استودیوهای بزرگ بود، اکنون می توانند به چالش جدی برای لپ تاپ های بزرگ تبدیل شوند.

وی با بیان اینکه یکی از جلوه های بارز این وضعیت گسترش دیپ فیک است، می افزاید: دیپ فیک ها ویدئوها یا تصاویری هستند که با کمک الگوریتم های هوش مصنوعی ایجاد می شوند و می توانند چهره یا صدای افراد را به گونه ای بازآفرینی کنند که واقعی به نظر برسد و ابزارهایی مانند Midjourney در حوزه تصویربرداری و مدل هایی مانند ChatGPT دیگر برای تولید متن های پیچیده و حرفه ای نیازی به آن ندارند. تولید، سرعت انتشار اطلاعات نادرست را نیز چند برابر کرده است.

این روانشناس بالینی پیامد اجتماعی این فرآیند را بدبینی گسترده نسبت به هر محتوای دیجیتالی عنوان می کند: کاربران شبکه های اجتماعی در هنگام تماشای ویدیو بیش از گذشته نسبت به واقعی بودن یا دستکاری شده بودن آنچه می بینند شک می کنند و این بدبینی اگرچه نشانه افزایش آگاهی رسانه هاست اما می تواند به نوعی بدبینی مزمن نیز منجر شود.

انتشار فایل صوتی یا تصویری جعلی در مدت زمان کوتاه می تواند بر افکار عمومی تأثیر بگذارد / ضرورت تدوین قوانین شفاف، ارتقاء سواد رسانه ای و طراحی ابزارهای تشخیص جعلی

خدادادی با بیان اینکه انتشار یک فایل صوتی یا تصویری جعلی در مدت زمان کوتاه می تواند افکار عمومی را تحت تاثیر قرار دهد و حتی بر تصمیمات مردم تاثیر بگذارد، ادامه می دهد: در چنین شرایطی تکذیب گاهی دیرتر از موج اولیه انتشار عمل می کند و به سادگی نمی توان اعتماد را بازگرداند.

وی با بیان اینکه در روابط شخصی امکان جعل پیام، تصویر یا صدا می تواند باعث از بین رفتن آبروی افراد شود، می گوید: شهرت آنلاین که برای بسیاری سرمایه اجتماعی محسوب می شود در معرض تهدید است و هر فردی ممکن است قربانی محتوایی شود که هرگز تولید نکرده، اما به نام او منتشر شده است.

این روانشناس بالینی با بیان اینکه سوال اصلی این است که چگونه می توان مزایای هوش مصنوعی و حفظ اعتماد اجتماعی را متعادل کرد، می افزاید: تدوین قوانین شفاف، ارتقای سواد رسانه ای و طراحی ابزارهای کشف تقلب بخشی از راه حل است، اما بازسازی اعتماد فرآیندی زمان بر است و نیاز به همکاری همزمان دارد.

محدودیت های ضعیف اعتماد؛ زندگی در عصر بازتولید واقعیت در دنیای هوش مصنوعی

در عین حال، هویت دیجیتال نیز دستخوش بازتعریف شده است و امکان تقلید از سبک نوشتاری، بازآفرینی چهره یا شبیه سازی صدا، مرزهای مالکیت معنوی و شخصی را محو کرده است. هر فردی ممکن است در فضای آنلاین با نسخه ای مصنوعی از خود روبرو شود که می تواند مستقل از اراده او منتشر و تکثیر شود و این سؤالات جدیدی را در مورد مسئولیت، اعتبار و کنترل هویت ایجاد می کند.

علاوه بر این، وفور محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی، نوعی اشباع ادراکی ایجاد کرده است و کاربران با حجم زیادی از تصاویر و متون مواجه می شوند که همگی از نظر فنی دقیق و جذاب هستند، اما همه آنها ریشه در واقعیت ندارند. این وضعیت می تواند حساسیت افراد را نسبت به حقیقت کاهش دهد و یا برعکس، آنها را دچار تردید دائمی کند.

در مواجهه با این چالش، نیاز به بازتعریف سازوکارهای اعتماد بیش از پیش احساس می شود و توسعه ابزارهای تشخیص اصالت، علامت گذاری محتوای تولید شده با هوش مصنوعی و تقویت سواد دیجیتالی از جمله راهکارهایی است که می تواند به بازسازی اعتماد عمومی کمک کند و با این حال، هیچ راه حلی بدون مشارکت آگاهانه کاربران موثر نخواهد بود.

بحران اعتماد در عصر هوش مصنوعی نه تنها یک موضوع فناوری، بلکه یک موضوع فرهنگی و اجتماعی است و آینده این اکوسیستم دیجیتال به این بستگی دارد که چگونه جامعه بین استفاده از ظرفیت‌های نوآورانه این فناوری و حفاظت از پایه‌های اعتماد تعادل برقرار کند و بازگرداندن این تعادل شرط ثبات تعاملات انسانی در دنیای معاصر خواهد بود.

منبع : به گزارش میهن تجارت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی