به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، سخنرانی اخیر دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در کنگره آمریکا بار دیگر ایران را به یکی از محورهای اصلی ادبیات سیاسی او تبدیل کرد. تاکید بر “ضرورت غنی سازی ایران به صفر”، تکرار این ادعای نادرست مبنی بر اینکه “ایران بزرگترین حامی تروریسم در جهان است” و پیشنهاد اینکه تهران موشک هایی دارد که می تواند خاک آمریکا را هدف قرار دهد، بخشی از همان روایت آشناست که در سال های گذشته بارها بازتولید شده است.
اما سوال اصلی اینجاست: چرا الان و چرا در کنگره؟
کنگره؛ هم مانع و هم میدان رقابت
کنگره دو وظیفه همزمان برای هر رئیس جمهور آمریکا دارد. از یک سو نهاد قانونگذاری و نظارتی است که می تواند سیاست های اجرایی را محدود یا متوقف کند و از سوی دیگر میدان اصلی رقابت های حزبی و انتخاباتی است. در آستانه انتخابات میان دوره ای ایالات متحده، فضای کنگره به طور مستقیم بر آینده ترکیب قدرت در واشنگتن تأثیر می گذارد.
برای ترامپ، کنگره فقط یک تریبون نبود. بلکه صحنه ای برای اقناع افکار عمومی، تحکیم پایه رأی دهندگان و ارسال پیام به مخالفان داخلی تلقی می شد. او به خوبی می داند که اگر ترکیب کنگره به ضرر حزبش تغییر کند، مسیر سیاست خارجی و حتی آینده سیاسی خودش با چالش جدی مواجه خواهد شد. بنابراین، برجسته کردن «تهدید خارجی» می تواند به تحکیم پایه رأی دهندگان و تقویت گفتمان امنیتی محور جمهوری خواهان کمک کند.
تهدید کردن؛ تاکتیکی برای مشروعیت بخشیدن
ادعای ترامپ مبنی بر اینکه ایران موشکی دارد که می تواند آمریکا را هدف قرار دهد، بدون ارائه هیچ سند یا گزارش رسمی مطرح شد. چنین بیانیه ای بیش از یک اعلان امنیتی است، نوعی “جسورانه کردن تهدیداستراتژی ای است که در آن تهدید خارجی به سطحی فراتر از منطقه ارتقا می یابد تا احساس خطر مستقیم در جامعه آمریکا ایجاد شود.
این تکنیک در سیاست آمریکا سابقه دارد: زمانی که تهدید داخلی و فوری به نظر برسد، زمینه برای اقدامات سختتر – از تحریمها تا اقدام نظامی – به راحتی در دسترس خواهد بود. به عبارت دیگر، اگر افکار عمومی بپذیرند که امنیت خاک آمریکا در خطر است، دامنه اختیارات رئیس جمهور در حوزه امنیت ملی نیز گسترش می یابد.
ایران در روایت ترامپ؛ از “حامی تروریسم” تا “خطر جهانی”
ترامپ بار دیگر ایران را «بزرگترین حامی تروریسم» خواند. ادعایی که سال هاست در ادبیات رسمی برخی محافل سیاسی آمریکا تکرار می شود اما در سخنرانی اخیر بدون ارائه مستندات جدید بیان شده است. تکرار این اظهارات بخشی از استراتژی ایجاد یک تصویر ذهنی است: ایران به عنوان یک بازیگر غیرقابل پیش بینی و تهدید کننده که باید مهار شود.
در این زمینه حتی ذکر نام سردار قاسم سلیمانی کارکردی نمادین دارد. بازخوانی گذشتهای که ترامپ از آن به عنوان «اقتدار علیه ایران» روایت میکند و تلاش میکند آن را به سرمایه سیاسی امروز خود تبدیل کند.
پیوند بین سیاست خارجی و دغدغه مشروعیت داخلی
ترامپ در شرایطی صحبت می کند که هم با چالش های حقوقی و سیاسی داخلی و هم رقابت شدید انتخاباتی مواجه است. در چنین فضایی، سیاست خارجی می تواند ابزاری برای بازگرداندن مشروعیت باشد. برجسته کردن تهدید ایران نه تنها برای متقاعد کردن متحدان در کنگره، بلکه برای بازتولید تصویر یک “رئیس جمهور قدرتمند” در ذهن رای دهندگان مهم است.
در واقع سخنان او را می توان تلاشی برای رساندن پیامی دوگانه دانست:
1. به کنگره; که در صورت همراهی، سیاست سختگیرانه علیه ایران ادامه خواهد داشت.
2. به افکار عمومی; امنیت آمریکا نیازمند رویکردی قاطع است.
شخصیت سیاسی ترامپ و منطق تقابل
از دیدگاه روانشناسی سیاسی، ترامپ همواره سیاست را بر اساس دوگانگی افراطی و قطبی تعریف کرده است: «ما» در برابر «آنها». این سبک مبتنی بر سادهسازی پیچیدگیهای ژئوپلیتیکی و تبدیل آنها به روایتهای احساسی است. در چنین مدلی، دشمن خارجی به ابزاری برای تقویت انسجام داخلی و کاهش تمرکز بر چالش های اقتصادی یا حقوقی تبدیل می شود.
گفتن جملاتی مانند “ما گزارش هایی دریافت کرده ایم” بدون ارائه جزئیات نمونه ای از این موارد است. ایجاد فضایی از ابهام و اضطراب که امکان تفسیر گسترده را فراهم می کند و دست سیاست گذار را برای اقدام باز می گذارد.
سخنرانی اخیر ترامپ در کنگره تنها نمایشی برای مشروعیت بخشیدن به اقدام علیه ایران بود
مهرداد نجفی کارشناس مسائل بین الملل در گفت و گو با خبرنگار به گزارش میهن تجارت اظهار کرد: وقتی می خواهیم آمریکا را تحلیل کنیم به نظر من مهمترین مولفه در سال های اخیر دو قطبی شدن فضای حزبی کشور است. امروز منافع حزبی در واقع بر منافع ملی ارجحیت یافته است و اولویت اصلی دولت ها موفقیت در انتخابات و حفظ موقعیت سیاسی است. در چنین فضایی منافع ملی به حاشیه می رود.
وی افزود: طبیعتا این وضعیت در سیاست خارجی نیز تاثیرگذار است. وقتی فضای سیاسی داخلی تا این حد دو قطبی می شود، دولت ها مجبور می شوند برای اقدامات خود در حوزه سیاست خارجی توجیهاتی ارائه کنند که لزوماً با واقعیت های موجود همخوانی ندارد. به عبارت دیگر برای اقناع افکار عمومی در فضای رقابت حزبی، گاه به دلایلی متوسل می شوند که بیشتر تبلیغاتی است تا واقعی.
این کارشناس مسائل بین الملل تصریح کرد: به نظر من تشدید تنش با ایران نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. به نظر می رسد پیش بینی ها در مورد اثربخشی فشارها و تهدیدات نظامی آنطور که انتظار می رفت پیش نرفته است. ایران نه در برابر حضور نظامی آمریکا در منطقه و نه در برابر فشارهای سیاسی تسلیم نشده است. در عین حال دولت آمریکا نمی تواند آشکارا اعلام کند که هدفش تامین امنیت رژیم صهیونیستی است، زیرا افکار عمومی آمریکا لزوما چنین هزینه ای را نمی پذیرند.
نجفی ادامه داد: از سوی دیگر پیشتر اعلام کردند که تهدید هسته ای ایران مهار شده است. بنابراین در آمریکا این سوال مطرح می شود که اگر موضوع حل شود، چرا باید دوباره وارد تنش یا درگیری جدید شویم و تاوان آن را بپردازیم؟ در نتیجه دولت باید دلایل جدیدی ارائه کند که در فضای رقابت حزبی قابل دفاع باشد و اقدامات قبلی را نقض نکند.
وی خاطرنشان کرد: به نظر من در مورد ترامپ موضوع روشن است. از نظر سیاسی، او نمی تواند با ایران به توافقی مشابه برجام برسد. خروج از برجام یکی از تصمیمات کلیدی اوست و در صورت بازگشت به توافقی مشابه، با انتقاد جدی دموکرات ها در داخل آمریکا مواجه خواهد شد. می گویند چند سال منطقه را متشنج کردید و بالاخره به همان توافق قبلی برگشتید.
کارشناس مسائل بین الملل تصریح کرد: بنابراین حتی در صورت شکل گیری مذاکره، ترامپ مجبور است حداقل به صورت نمادین، توافقی «بهتر» از برجام را ارائه دهد. توافقی که از نظر موضوعی گسترده تر است و محدودیت زمانی ندارد تا بتوان آن را به عنوان دستاوردی متفاوت معرفی کرد. اولویت او این است که با تهدیدهای نظامی هر چه بیشتر امتیاز – اعم از واقعی و نمادین – به دست آورد.
نهافی در پایان گفت: اما اگر چنین امتیازی بدون درگیری حاصل نشود، به نظر من احتمال افزایش تنش بین ایران و آمریکا در منطقه دور از ذهن نیست.
به گزارش به گزارش میهن تجارت، سخنرانی ترامپ در کنگره را می توان بازتولید یک استراتژی قدیمی و نه تحولی جدید در سیاست آمریکا در قبال ایران دانست: مشروعیت بخشیدن به سیاست های سختگیرانه با بزرگنمایی تهدید. در شرایطی که انتخابات میان دوره ای و توازن قوا در کنگره اهمیت حیاتی پیدا کرده است، ایران بار دیگر به یکی از محورهای اصلی رقابت سیاسی داخلی در آمریکا تبدیل شده است.
اینکه این رویکرد تا چه حد در اقناع کنگره و افکار عمومی موفق خواهد بود، به تحولات آینده محیط سیاسی در واشنگتن بستگی دارد. اما آنچه مشخص است ارتباط تنگاتنگ سیاست خارجی ترامپ با ملاحظات مشروعیت داخلی و رقابت انتخاباتی است.
منبع : به گزارش میهن تجارت





