آمریکا در جنگ با ایران راهبرد ندارد/ ادامه عملیات بدون چشم‌انداز روشن ممکن نیست

آمریکا در جنگ با ایران راهبرد ندارد/ ادامه عملیات بدون چشم‌انداز روشن ممکن نیست

در آخرین روزهای بهمن ماه، عملیات نظامی گسترده ای آغاز شد که به سرعت به یکی از مهم ترین بحران های امنیتی در سال های اخیر تبدیل شد. این عملیات در بعد نظامی توانست برخی از زیرساخت ها و توان نظامی ایران را هدف قرار دهد و موازنه قوا در میدان نبرد را تحت تاثیر قرار دهد.

به گزارش ورلد اکونومی به نقل از اکونومیست، برتری هوایی نیروهای مهاجم نیز امکان ادامه عملیات را برای آنها فراهم کرده است. با این حال، تجربه بسیاری از جنگ ها نشان می دهد که موفقیت های نظامی لزوماً به معنای تحقق اهداف سیاسی نیست.

مشکل اصلی در چنین جنگ هایی زمانی ظاهر می شود که هدف نهایی عملیات به طور دقیق مشخص نشده باشد. مقامات آمریکایی در هفته های گذشته دلایل مختلفی را برای این جنگ مطرح کرده اند. از نگرانی در مورد برنامه موشکی ایران تا مسائل امنیتی منطقه ای و تلاش برای مهار قدرت تهران. اما فقدان یک هدف واحد و مشخص، دورنمای پایان جنگ را نامشخص ساخته است.

در چنین شرایطی جنگ عملا دو چهره متفاوت پیدا می کند. اول چهره نظامی آن است. جایی که عملیات ادامه دارد و توانایی های نظامی طرف مقابل هدف قرار می گیرد. اما چهره دوم بعد سیاسی و ژئوپلیتیکی جنگ است که پیامدهای گسترده تری در آن شکل می گیرد. عواقبی که می تواند کل منطقه را تحت تاثیر قرار دهد.

یکی از مهم ترین پیامدها گسترش تنش به سایر کشورهای خاورمیانه است. کشورهای حوزه خلیج فارس در سال های اخیر تلاش کرده اند خود را به عنوان مراکز ثبات اقتصادی و مالی در منطقه معرفی کنند. اقتصادهایی مانند امارات متحده عربی، قطر و عربستان سعودی سرمایه گذاری های گسترده ای را برای تبدیل شدن به قطب های مالی، گردشگری و فناوری انجام داده اند. اما تشدید درگیری های نظامی در اطراف خلیج فارس می تواند این تصویر از ثبات را به چالش بکشد.

در همین حال، دیگر جبهه‌های تنش نیز فعال شده‌اند. لبنان بار دیگر به صحنه درگیری تبدیل شده و درگیری نظامی اسرائیل و نیروهای حزب الله شدت گرفته است. چنین تحولاتی نشان می دهد که خطر گسترش جنگ در منطقه کاملاً واقعی است. اگر این روند ادامه یابد، بحران می تواند به شبکه ای از درگیری های مرتبط تبدیل شود که مهار آن دشوارتر می شود.

اقتصاد جهان علاوه بر پیامدهای امنیتی، نسبت به تحولات این جنگ نیز حساس است. خلیج فارس یکی از مهم ترین گلوگاه های انرژی در جهان محسوب می شود و بخش قابل توجهی از صادرات نفت و گاز جهان از این منطقه انجام می شود. هر گونه اختلال در این مسیر می تواند به سرعت بازارهای جهانی را تحت تاثیر قرار دهد.

در هفته های اخیر بازار انرژی واکنش محسوسی به این تنش ها نشان داده است. قیمت نفت برنت نسبت به قبل از آغاز درگیری ها افزایش یافته و به حدود 83 دلار در هر بشکه رسیده است. قیمت گاز طبیعی در اروپا نیز رشد قابل توجهی داشته است. این تحولات نشان می دهد که بازارها از احتمال اختلال در عرضه انرژی نگران هستند.

اگر بحران بدتر شود و قیمت نفت به حدود 100 دلار در هر بشکه برسد، عواقب اقتصادی می تواند فراتر از بازار انرژی باشد.

افزایش قیمت انرژی معمولاً باعث کاهش رشد اقتصادی و افزایش فشارهای تورمی می شود. با توجه به اینکه بسیاری از اقتصادهای بزرگ جهان هنوز با تورم بالا دست و پنجه نرم می کنند، چنین شوکی می تواند روند بهبود اقتصادی را مختل کند.

در کنار این مسائل، خطر بی ثباتی گسترده تر در منطقه نیز وجود دارد. ایران یکی از بزرگترین کشورهای خاورمیانه است و هر بحران بلندمدتی در آن می تواند پیامدهای منطقه ای قابل توجهی داشته باشد. تحولات داخلی در چنین کشوری به سرعت بر همسایگانش در عراق، خلیج فارس، سوریه و حتی ترکیه تأثیر می گذارد. بنابراین، گسترش درگیری می تواند به زنجیره ای از بحران های امنیتی در منطقه تبدیل شود.

در داخل آمریکا، ادامه جنگ با محدودیت های سیاسی مواجه است. نظرسنجی ها نشان می دهد که حمایت عمومی از یک درگیری طولانی مدت در ایران زیاد نیست. در عین حال، افزایش قیمت سوخت می تواند نارضایتی رای دهندگان را تشدید کند. موضوعی که همواره برای سیاستمداران آمریکایی از اهمیت بالایی برخوردار بوده است.

در چنین شرایطی منطقی ترین راهبرد، محدود کردن و مشخص کردن اهداف جنگ است. اگر هدف کاهش قدرت نظامی ایران بود، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که بخش قابل توجهی از این هدف تاکنون محقق شده است. ادامه جنگ بدون تعریف مشخص از مرحله نهایی آن تنها خطر گسترش بحران را افزایش می دهد.

تجربه بسیاری از درگیری‌های بزرگ نشان می‌دهد که خروج زودهنگام از جنگ، حتی اگر به معنای دستیابی کامل به همه اهداف نباشد، گاهی اوقات می‌تواند از گرفتار شدن در یک بحران طولانی و پرهزینه جلوگیری کند. برعکس، ادامه عملیات بدون چشم‌انداز روشن ممکن است بازیگران را در چرخه تشدید تدریجی گرفتار کند.

مشکل اصلی این است که شروع جنگ‌ها معمولاً بسیار ساده‌تر از آن چیزی است که تصور می‌شود، اما پایان دادن به آن دشوارتر است. بحران کنونی همچنین اکنون به نقطه‌ای رسیده است که تصمیم‌های سیاسی می‌توانند مسیر آن را تعیین کنند: یا حرکت به سمت کاهش تنش و پایان دادن به درگیری یا ورود به مرحله بی‌ثباتی گسترده‌تر در خاورمیانه و اقتصاد جهانی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی