هومان دوراندیش در عصر ایران نوشت: حدود یک ماه پیش که ایران و آمریکا در حال مذاکره بودند، بسیاری از سلطنت طلبان در فیس بوک و اینستاگرام این جمله را نوشتند که «کسی با شاه مذاکره نکرد». منظورشان این بود که آمریکایی ها بدون مذاکره شاه را رها کردند، اما قبل از اینکه از جمهوری اسلامی بروند، دارند با این دولت مذاکره می کنند، اما باید امتیاز بدهند و آن را رها نکنند!
هر چند این گونه سخنان به خودی خود ارزش سیاسی ندارد، اما چون نشان دهنده ذهنیت سیاسی گروهی از مردم ایران در داخل و خارج از کشور است، بهتر است در سکوت از آنها غافل نشویم. از این رو باید به این ایرانیان بزرگوار سلطنت طلب و شاه دوست یادآوری کرد که رژیم شاه بر خلاف جمهوری اسلامی بیش از هزار تحریم را تحمل نکرد. دوم اینکه رژیم شاه حتی یک روز تحت فشار تحریم های دنیای غرب قرار نگرفت، بلکه جمهوری اسلامی چندین دهه است که تحت چنین فشارهایی بوده و از سال 2010 به شکل ویژه با تحریم های آمریکا و اروپا مواجه شده است.
اما نکته مهمتر این است که رژیم شاه اساساً در مقابل غرب که غربی ها برای مذاکره با او نیاز داشتند، ایستادگی نکرد. نزدیکان به شاه در خاطرات خود آورده اند که پس از اوج گیری انقلاب ۵۷، احتمالاً در اواخر پاییز یا اوایل آذر همان سال، سفیر آمریکا در ایران به شاه توصیه کرد: «بهتر است از ایران بروی، اعلیحضرت به توصیه سفیر عمل کردند و ایران را ترک کردند!
رابعاً وقتی سلطنت طلبان محترم نوشتند که هیچکس با شاه مذاکره نکرد، ظاهراً فراموش کردند بنویسند که اسرائیل و آمریکا در خرداد امسال به جمهوری اسلامی ایران حمله کردند. حتی الان هم این حمله شدیدتر شده است. آیا در حکومت پهلوی برجسته ترین مقامات نظامی یا حتی بالاترین مقام سیاسی حکومت (شاه) در اثر حملات آمریکا و اسرائیل کشته شدند و آن حکومت سقوط کرد؟ اما در جمهوری اسلامی این اتفاق افتاد.
حکومت شاه سقوط کرد، زیرا کارتر در آمریکا پس از روی کار آمدن، از ضرورت فضای باز سیاسی در کشورهای متحد آمریکا صحبت کرد و شاه به دلیل وابستگی بیش از حد به آمریکا نتوانست به کارتر بگوید: «فضولی مقوف!». ما در کشورمان فقط یک حزب داریم و دموکراسی را مناسب شما غربی ها می دانیم نه مناسب جامعه ایران.
شاه در اسفند 1353 دو حزب حاکم (ایران نو و خلق) را منحل کرد و حزب رستاخیر را در مقابل ملت قرار داد و گفت همه عضو حزب رستاخیر شوند و هرکس رستاخیر نیست پاسپورتش را بگیرد و از کشور خارج شود! در همان سال ها (53 و 54) در مصاحبه با خبرنگاران غربی تاکید کرد که دموکراسی مناسب شما غربی هاست نه ما ایرانی ها.
از این رو شاه به دموکراسی و آزادی سیاسی منتقدان خود اعتقادی نداشت، اما تا زمانی که کارتر، فضای باز سیاسی را کوک کرد، فضا را باز کرد و رژیم خود را ناخواسته از شیب سقوط پایین کشید. اما چرا با تغییر دولت آمریکا و اتخاذ سیاست جدید کارتر، رژیم شاه سقوط کرد؟ زیرا رژیم شاه به گفته هانتینگتون یکی از «رژیم های استبدادی مبتنی بر ضعیف» بود.
رژیم شاه زمانی فروپاشید که نه با تحریم های گسترده جهان غرب و نه با حملات مکرر نظامی آمریکا و اسرائیل مواجه شد. هیچ یک از مقامات سیاسی و نظامی رژیم شاه در بمباران هوایی دو قدرت هسته ای جهان کشته نشدند. رژیم شاه در زیر بمباران هواپیماهای پیشرفته و مجهز قوی ترین ارتش جهان نبود.
رژیم شاه سقوط کرد زیرا شاه پس از مواجهه با اعتراضات گسترده مردمی – به درستی یا نادرست – معتقد بود که غربی ها و به ویژه آمریکایی ها تصمیم گرفته اند که سرود پیروزی سلطنت در ایران را سر دهند. و چون واقعیت در نظر شاه این گونه جلوه گر شد پس از آن همه گستاخی و گستاخی در تمام دهه 1350 در دی ماه 1357 به درخواست سفیر آمریکا در ایران کشور را ترک کرد و زیردستان او برای حفظ آن رژیم کاری نکردند.
در همان سال ها، کره جنوبی و عربستان سعودی نیز روابط نزدیکی با ایالات متحده آمریکا داشتند، اما زمانی که کارتر در شیپور «فضای باز سیاسی» دمید، دولت های آنها فروپاشید. با این حال، مشکل شاه تنها این نبود که اتکای خارجی خود را – واقعی یا خیالی – از دست داده بود. مشکل او این بود که رژیمش در داخل کشور هیچ حمایتی نداشت. هیچ یک از طبقات و نیروهای اجتماعی سنگ بنای رژیم شاه نبودند و در روزهای بحران حاضر نشدند در کنار این رژیم بایستند و تمام تلاش خود را برای جلوگیری از سقوط آن انجام دهند. هیچ حزب سیاسی قوی و مستقلی در ساختار سیاسی کشور وجود نداشت که بتواند از حکومت پهلوی در دوران انقلاب حمایت کند.
بار دیگر در سال 57 هیچکس با شاه مذاکره نکرد، اما هیچ قدرت و ابرقدرتی به رژیم شاه حمله نکرد. بنابراین، سلطنت طلبان خوب است که به جای کل واقعیت، برشی کوچک از واقعیت را به خلق خدا ندهند. حکومت پهلوی بنیان ضعیفی داشت و یکی از دلایل اصلی این ضعف، شخصیت ضعیف محمدرضا شاه بود.
طرفداران شاه مدعی هستند که او در سال 1957 برای جلوگیری از خونریزی بیشتر کشور را ترک کرد. اما آیا در سال 1332 که شاه پس از ناکامی در خلع مصدق، فرار را برگزید و از کشور گریخت، مردم علیه سلطنت قیام کردند؟





