تنها چیزی که ترامپ را می‌ترساند!

تنها چیزی که ترامپ را می‌ترساند!

بعدی- مایکل هیرش، مقاله نویس فارین پالیسی

به گزارش به گزارش میهن تجارت به نقل از مجله فارین پالیسی، دونالد ترامپ همیشه سعی می کند چهره ای قدرتمند ارائه دهد. او بارها اعلام کرده که جز «اخلاق شخصی» هیچ محدودیتی را نمی پذیرد. رئیس جمهور آمریکا نه به موازین حقوق بین الملل توجه می کند و نه به دیدگاه های دیگر کشورها. او با اقتدار کامل از قدرت نظامی ایالات متحده استفاده می کند، تجارت جهانی را تهدید می کند و مرزهای اقتصادی کشورهای مختلف را به چالش می کشد.

اما پس از یک سال اولتیماتوم های جنگی و رویارویی همه جانبه، اکنون شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهد ترامپ عمیقاً از چیزی می ترسد. چیزی که حتی خودش هم قادر به کنترل آن نیست و آن بازارهای مالی است. کناره گیری ناگهانی او در روز سه شنبه به وضوح این واقعیت را ثابت کرد. او که پیش از این تهدید به «نابودی تمدن ایران» کرده بود، ناگهان از موضع خود کناره گیری کرد و حتی پیش شرط های ایران برای برقراری آتش بس را پذیرفت. این رویداد آخرین مدرکی است که نشان می دهد بازارها واقعی ترین ترس دونالد ترامپ هستند.

مدل تاکو واشنگتن: از گرینلند تا ایران، روایت همیشگی عقب نشینی

عقب نشینی های ناگهانی در برابر بازارها یک الگوی تکرارشونده در تجارت موسوم به “تاکو” است. نام اختصاری برگرفته از عبارت “ترامپ همیشه عقب نشینی می کند”. ریشه های این الگو به بیش از یک سال پیش باز می گردد. سریع به آوریل 2025 که ترامپ تعرفه های جهانی خود را اعلام کرد. سپس تهدید نافرجام او برای حمله به گرینلند بود. تهدیدی که در ژانویه امسال نیز تکرار شد. و اکنون زمان خروج از جنگ علیه ایران فرا رسیده است.

دونالد ترامپ اعلام کرده است که این فقط یک آتش بس 14 روزه است و او برای یک توافق بزرگتر مذاکره خواهد کرد. اما با توجه به ادامه حملات بنیامین نتانیاهو به لبنان، مشخص نیست که آیا این آتش بس پایدار خواهد ماند یا خیر. این بلاتکلیفی این سوال را ایجاد کرده است که آیا تهران این تنگه را به طور کامل باز خواهد کرد یا خیر؟ با این حال، در یک چیز شکی نیست: ترامپ بیشتر از تهران سر خم کرده است. چون جنگ 40 روزه را بدون هیچ تحریک اولیه آغاز کرد.

رژیم جمهوری اسلامی ایران اگرچه آسیب دیده است، اما همچنان بر تنگه هرمز کنترل استراتژیک دارد و اکنون برای عبور کشتی ها از این آبراه حیاتی هزینه دریافت می کند. اقدامی بی سابقه در مقابل، دونالد ترامپ به وضوح شور و شوق خود را برای جنگ از دست داده است. ترامپ یک روز پس از تهدید به “تخریب تمدن ایران” در تریبون خود به نام “میراث اجتماعی” پیشنهاد کرد که جمهوری اسلامی اکنون می تواند “فرایند بازسازی را آغاز کند”. ترامپ، هاگست و دیگر مقامات دولت آمریکا به طور تلویحی می گویند که با نظامی جدید و بهتر سروکار دارند، اما واقعیت این است که به نوشته سایت آکسیوس، گویی فقط «خامنه ای دیگر» نصب شده و اکنون فرماندهی شده است.

داو جونز، آینه تمام قد عزت نفس ترامپ و نقطه آسیب پذیری مرگبار

اما در پس اصطلاح «تاکو» معنای عمیق‌تری نهفته است که با شخصیتی که ترامپ دوست دارد خود را با آن توصیف کند در هم آمیخته است: او قبل از هر چیز یک تاجر بی‌معنی است. در طول زندگی ترامپ، ارزش وجودی او به پول گره خورده است، یعنی ثروت اندوزی، به رخ کشیدن آن و لاف زدن درباره آن. در سال‌های ابتدایی زندگی حرفه‌ای‌اش، این یک وسواس بی‌پایان به ارزش خالص چند میلیارد دلاری او بود. اما همین دیدگاه در کل دوره ریاست جمهوری او نفوذ کرده است: ترامپ خود را نه به عنوان یک سیاستمدار، بلکه به عنوان رئیس جمهوری می بیند که شکوه و جلال آمریکا را از طریق شکوفایی اقتصادی و غرور باز خواهد گرداند. او مدام در مورد داو جونز و S&P 500 خود صحبت می کند، گویی این شاخص ها آینه تمام نمای موفقیت او در هدایت آمریکا به عصر طلایی جدید هستند. او تورم و نرخ سود بالا را نه پدیده اقتصادی، بلکه توهین شخصی به خود می داند.

اما شناسایی ترامپ با موفقیت بازار، شاید آسیب پذیری مهلک او باشد. هر زمان که بازارها سیاست های او را رد کنند، او بلافاصله مانند یک خواستگار طرد شده عقب نشینی می کند. دشمن اصلی ترامپ نه ایران است، نه چین، نه روسیه و نه حتی متحدان اروپایی او که او آنها را بسیار تحقیر می کند. دشمن واقعی او موجودی بی‌شکل و همه‌جانبه است که تمام سیاره را تسخیر کرده است: آن هیولای ناملموس به نام «مالی جهانی» و آن احساس همیشه تهدیدآمیز به نام «آمریکا بفروش» که در واقع چهره همان مالیه جهانی است.

الگوی رفتاری ترامپ تقریباً همیشه تکراری و قابل پیش‌بینی است: هفته‌ها جنگ‌طلبی و تقاضاهای افراطی، سپس ناگهان، با انفجار بازارها، همه لاف‌ها و تهدیدهای خود را پس می‌گیرد و سپس اعلام می‌کند که «معامله» حاصل شده است. سپس معمولاً از آن داستان عبور می کند و به ندرت به آن باز می گردد. فقط الگوی تهدیدهای او علیه گرینلند را با آنچه در ماه گذشته برای ایران رخ داد مقایسه کنید. اواخر سال گذشته و اوایل سال 2026، ترامپ هفته‌ها تهدید کرد که گرینلند را «به هر وسیله‌ای» تصرف خواهد کرد. مدت کوتاهی پس از شروع شایعات حمله نظامی، بازارهای جهانی سقوط آزاد را تجربه کردند و بیش از 1.2 تریلیون دلار از شاخص S&P 500 حذف شدند. این پاییز حس آشنا و ترسناک «آمریکا بفروش» را زنده کرد. حسی که یک سال پیش ترامپ پس از اعلام تعرفه هایش آزاردهنده بود.

بهبودی تنها زمانی به بازارها بازگشت که مارک روته، دبیر کل ناتو، به عنوان میانجی در مجمع جهانی اقتصاد در داووس، سوئیس عمل کرد و ترامپ ناگهان از “چارچوبی” برای توافقی صحبت کرد که به نیروهای آمریکایی دسترسی به جزیره استراتژیک بدهد. اما در این هفته، درست زمانی که ترامپ دوباره ناامیدی خود را از امتناع کشورهای ناتو از پیوستن به یک جنگ تحریک‌ناپذیر علیه ایران ابراز کرد، پس از ماه‌ها دوباره گرینلند را مطرح کرد. به جز این بار او فقط تأیید کرد که ظاهراً “چارچوب توافق” فرضی برای گرینلند چندان پیشرفته نیست. او در کنفرانس خبری روز دوشنبه کاخ سفید با ابراز نارضایتی خود از ناتو گفت: «اگر حقیقت را می‌خواهید همه چیز از گرینلند شروع شد». ما گرینلند را می خواهیم. آنها نمی خواهند آن را به ما بدهند. و من گفتم خداحافظ.» اما به احتمال زیاد در آینده نزدیک دیگر با بازارها صحبت نخواهد شد.

بازارها، متحدان ناتو و افکار عمومی؛ سه عامل که جنگ ۴۰ افطار کن ۱۴ روزه دار شد

در مورد ایران نیز دقیقاً همین الگو تکرار شد. خودبینی و خودشیفتگی، این بار در وال استریت، به دیوار واقعیت برخورد کرد. ترامپ جنگ را با این توهم آغاز کرد که جنگی سریع و پاک خواهد بود و ایران اقدامی را که سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا دهه‌ها از آن می‌ترسیدند، انجام نخواهد داد: بستن تنگه هرمز. اما ناگهان با یک فاجعه سه گانه روبرو شد: افزایش بی سابقه قیمت بنزین، بحران در عرضه کودهای کشاورزی و سایر فرآورده های نفتی و سقوط پی در پی در بازارهای مالی. هر بار که ترامپ اشاره می کرد که ممکن است به زودی جنگ را پایان دهد، بازارها کمی افزایش یافتند.

البته به غیر از تلاطم بازار، عوامل مهم دیگری نیز در این معادله وجود داشت. در مورد گرینلند، کشورهای عمده عضو ناتو اتحاد بی‌سابقه‌ای علیه ترامپ نشان دادند و از حاکمیت دانمارک بر آن جزیره دفاع کردند و حتی تا مرز تهدید به اعزام نیرو پیش رفتند. در مورد ایران هم دقیقاً همین پویایی تکرار شد. تهدید ترامپ به تخریب نیروگاه ها و پل های ایران در کنار اظهارات شوم صبح سه شنبه او مبنی بر «امشب یک تمدن کامل خواهد مرد» نه تنها واکنش های شدیدی را در درون حزب خودش برانگیخت، بلکه با طوفانی از محکومیت ها در سراسر جهان مواجه شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی