درباره مذاکرات ناموفق ایران و آمریکا در اسلام‌آباد/ ۳ سناریوی پیش رو کدامند؟

درباره مذاکرات ناموفق ایران و آمریکا در اسلام‌آباد/ ۳ سناریوی پیش رو کدامند؟

مذاکرات ایران و آمریکا در اسلام آباد بدون توافق پایان یافت. اگرچه هیچ یک از طرفین اطلاعات دقیقی از آنچه پشت درهای بسته رد و بدل شده است ارائه نمی دهند، اما از صحبت ها و توییت های منابع نزدیک به آنها می توان دریافت که تقریباً همان موضوعات اختلافی همیشه باقی مانده است و این بار حتی یکی دو موضوع به آنها اضافه شده است:

– ایران می گوید باید در خاک خود حداقل غنی سازی داشته باشد، اما آمریکا می گوید غنی سازی باید صفر باشد.

– در مورد تحویل 400 کیلو اورانیوم بسیار غنی شده نیز اختلافاتی وجود دارد. در دور قبلی مذاکرات (قبل از جنگ 40 روزه) ایران با رقیق کردن این اورانیوم موافقت کرده بود تا خطر استفاده از آن برای ساخت بمب اتمی را از بین ببرد، اما آمریکایی ها می گویند همه این ذخایر باید از ایران خارج شود. در جنگ 12 روزه بمب افکن های آمریکایی سعی کردند با بمب های سنگ شکن این ذخایر را نابود کنند اما نتوانستند آنها را نابود کنند. در جنگ 40 روزه موفق نشدند. حتی گفته می شود که عملیات فرود هواپیماهای نظامی آمریکایی در اطراف اصفهان برای تخلیه این منابع بوده که موفق نشده است (هنوز صحت این ماجرا مشخص نیست).

– قبلاً محل اختلافی به نام «تنگه همر» وجود نداشت، اما در جنگ 40 روزه ایران با بستن آن و کنترل ترافیک، این تنگه را به برگ برنده ای برای خود – حداقل تاکنون – تبدیل کرد. ایران می گوید نظام حقوقی تنگه هرمز باید تغییر کند و کشتی های عبوری به ایران و عمان که در دو طرف تنگه قرار دارند و کشتی ها از آب های آنها عبور می کنند، عوارض پرداخت کنند.

آمریکا این را قبول ندارد.

– ایران خواهان پایان همه جنگ‌ها در منطقه است. این به معنای پایان حملات به تمام نیروهای جنبش مقاومت و به ویژه حزب الله لبنان است.

آمریکا اما این را نمی پذیرد و می گوید حتی در صورت صلح با ایران، حملات اسرائیل به لبنان ادامه خواهد داشت.

– نظر هر دو طرف در مورد اصل لغو تحریم ها یکسان است، اما در مورد چگونگی و زمان انجام آن اختلاف نظر وجود دارد.

اما به نظر می رسد همان 3 موردی که در بالا به آن اشاره شد، یعنی «هسته ای، تنگه هرمز، جهانی بودن صلح» محورهای اختلاف است.

– خبر خاصی از موشک در این دور از مذاکرات منتشر نشده است.

آیا پایان مذاکرات به معنای آغاز جنگ است؟

اگرچه مذاکرات صبح شنبه و یکشنبه به توافق منجر نشد، اما این لزوما به معنای شکست کامل مذاکرات نیست. تعلیق و توقف مذاکرات گاهی اوقات می تواند بخشی از خود مذاکره باشد. واقعیت این است که هم آمریکا و هم ایران از دیدگاه و منافع خود نیاز به توافق دارند، اما در عین حال می‌خواهند حداکثر امتیاز را بگیرند و در مقابل حداقل‌ها را بدهند.

بنابراین، «ممکن است» در روزهای آینده، میانجی ها بار دیگر نمایندگانی از ایران و آمریکا را برای ادامه مذاکرات جمع آوری کنند. نکته اصلی این است که در مورد مسائل مورد مناقشه (موضوع هسته ای، تنگه هرمز، جبهه مقاومت) طرفین لجاجت زیادی از خود نشان می دهند و این امر کار را در مورد مذاکره مجدد دشوارتر می کند، مگر اینکه با میانجیگری های احتمالی راه های میانه و مسالمت آمیز پیدا شود (که هنوز محقق نشده است).

سه “اگر”

در حال حاضر، جنگ بسیار نزدیکتر از صلح است، زیرا ما فقط در یک «آتش بس موقت» هستیم و مذاکرات ثمربخش نبوده است. شاید حتی زودتر از آتش بس 14 روزه شاهد از سرگیری جنگ باشیم، اما در عین حال همانطور که گفتیم امکان از سرگیری گفتگوها در سطحی دیگر – یا حتی مشابه – دور از ذهن نیست. بنابراین، ما در وضعیت بلاتکلیفی قرار داریم که در آن سه گزینه زیر و پیامدهای آنها ممکن است:

– اگر جنگی رخ دهد، شدت آن به مراتب بیشتر خواهد شد و احتمالاً جنگ زیرساختی ایران، متحدان آمریکا در جنوب خلیج فارس و اسرائیل را با «ویرانی استراتژیک» تحت تأثیر قرار خواهد داد.

– اگر جنگ از سر گرفته نشود اما توافقی شکل نگیرد، وضعیت «نه جنگ، نه صلح» آسیب جدی به اقتصاد ایران وارد می کند. ایران به کنترل تنگه هرمز ادامه خواهد داد و تلاش خواهد کرد تا با درآمدزایی از آن، اثرات تحریم ها را جبران کند. با این حال، تنگه هرمز کانون بحران باقی خواهد ماند و حتی ممکن است به اجماع جهانی برای اقدام مشترک علیه ایران در آینده منجر شود.

– اگر توافق حاصل شود، همه دنیا و به خصوص ایران سود خواهند برد. اینکه ایران چقدر از این توافق سود خواهد برد بستگی به مفاد توافق دارد.

فقط راضی

به دلایل واضح، ایران به دنبال توافق است. خود ترامپ و جمهوری خواهانی که تحت فشارهای داخلی هستند و متهم به شروع جنگ غیرضروری علیه ایران هستند، هم می خواهند با توافق دیپلماتیک اعلام پیروزی کنند و تمرکزشان را روی انتخابات کنگره که کمتر از 7 ماه دیگر برگزار می شود (و وضعیتشان چندان خوب نیست) باشد. کشورهای عربی طبیعتا مقاومت لازم برای ادامه جنگ را ندارند. دنیا نمی خواهد بهای اقتصادی جنگ دیگران را بپردازد.

تنها طرفی که از عدم توافق ایران و آمریکا راضی است، کسی است که همیشه می‌خواست ایران در انزوای بین‌المللی باشد: اسرائیل.

نتانیاهو پیش از این طرح جنگ علیه ایران را به اوباما و بایدن ارائه کرده بود. حتی در دوره اول ترامپ او را به جنگ با ایران تشویق کرد اما تا 40 روز پیش نتوانست نظر مثبت آمریکا را جلب کند.

اکنون که تلاش‌های چندین ساله اسرائیل برای کشاندن آمریکا به رویارویی نظامی با ایران به نتیجه رسیده است، بهترین گزینه برای اسرائیل ادامه جنگ تا «خنثی‌سازی ایران» است.

برای اسرائیل این یک «جنگ وجودی» تلقی می‌شود، بنابراین استراتژیست‌های اسرائیلی معتقدند با وجود آسیب‌های فراوان، نتیجه این جنگ باید خنثی‌سازی ایران باشد.

بر اساس حقایق تاریخی و پتانسیل‌های داخلی ایران، آنها می‌دانند که ایران هرگاه به ثبات و توسعه داخلی دست یافته، به یک قدرت منطقه‌ای – و در بخش‌هایی از تاریخ خود – به یک قدرت جهانی تبدیل شده است. وجود چنین مرکز قدرتی در منطقه خاورمیانه اصلاً به نفع اسرائیل نیست، حتی اگر دولتی غیر از جمهوری اسلامی در آنجا مستقر باشد. بنابراین در نگاه بلندمدت باید خطر ایران برطرف شود و چه فرصتی بهتر از اکنون که اولین ابرقدرت جهان به جنگ با ایران رفته است.

هدف اسرائیل یا این است که ایران را آنقدر نابود کند و حتی به ورطه جنگ داخلی برسد که دیگر نتواند رشد کند یا در ایده آل ترین شکل تجزیه شود. هر گونه توافق بین ایران و آمریکا که شامل عادی سازی روابط، رفع تحریم ها و سرمایه گذاری خارجی در ایران باشد با این هدف استراتژیک اسرائیل در تضاد است. بنابراین تنها کشوری که از عدم توافق راضی است و ترجیح می دهد جنگ آمریکا علیه ایران را حتی در صورت تحمل حملات موشکی و پهپادی ادامه دهد، اسرائیل است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی