پس از 40 روز جنگ؛ در تهران زندگی ادامه دارد اما …

تهران

آینده بیش از 40 روز از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران می گذرد. جامعه مرز بین شادی و نگرانی را گم کرده است و اکنون «بی اعتمادی» برجسته ترین عنصر این فضا است. تردید در مورد آمریکا، دوام آتش بس و حتی روایت رسمی، و تناقضاتی که بین روایت ها موج می زند – از منتقدان و حامیان گرفته تا روایت های داخلی و خارجی.

به گزارش فردا؛ در این فضای شوکه شده، خیابان های تهران بیشتر حول محور گفتگو می چرخد. مکالمه با تردید و در عین حال آرامش؛ فشارهای ناشی از بمباران کاهش یافته است اما مهم ترین سوالی که بحث ها را جهت می دهد این است که از این پس چه اتفاقی خواهد افتاد؟ جامعه ایران در وضعیت «تعلیق ذهنی» قرار دارد. حالتی بین نفس کشیدن از توقف موقت جنگ و نگرانی عمیق از آینده.

آیا زندگی به حالت عادی بازگشته است؟

مغازه‌ها باز شده و ترافیک، بخشی جدایی‌ناپذیر از خیابان‌های تهران، دوباره به آن بازگشته است. در حال حاضر مهم ترین مسئله برای مردم، تحلیل مسائل سیاسی نیست، بقا است. جامعه این دو هفته را فرصتی موقتی برای نفس کشیدن و کار، کار کم و بیش جبران خسارت دید. جامعه در حال دویدن است تا این روند را ادامه دهد. رهگذری می گوید سابقه مذاکرات شکست خورده و تجربیاتی مانند برجام او را نسبت به هرگونه توافقی بدبین کرده است. وی با بیان اینکه حتی اگر مذاکره شکل بگیرد آن را موقتی و بی ثبات می داند، می گوید: شاید مذاکره با نتایج مثبتی به پایان برسد اما تنها امیدم این است که اوضاع بدتر نشود.

یکی از افرادی که در این روزهای جنگ حتی یک شب میدان را خالی نگذاشته و برای ایران به خیابان آمده بود نیز از احساس «شوک و تعجب» گفت: برنامه ما این بود که تا پیروزی بجنگیم نه مذاکره و سازش. او در یک مغازه لباس زنانه کار می کرد که از روز اول جنگ شیشه هایش پایین بود و در حال حاضر بسته است. اکنون نه درآمدی دارد و نه امیدی به پیروزی. او همچنین به روایت ها بی اعتماد است: «آتش بس هست، اما واقعا فکر می کنید جنگ تمام شده است؟» دیگر صدای دفاع در شب نمی شنوید؟»

جامعه پس از 40 روز جنگ

مردم هنوز کاملا ناامید نشده اند، اما دیگر منتظر یک تغییر جدی نیستند. با گذشت چهار روز از آتش بس موقت، جامعه در انتظار و احتیاط است. رضا که در شرکتی کار می کند که واحدهای مبله اجاره می کند و اغلب مشتری خارجی دارد، می گوید: کار ما به حالت عادی برگشته اما 30 درصد نیروی کار تعدیل شده است و چون اینترنت نداریم در روزهای عادی فقط 50 درصد خروجی داریم.

وی معتقد است از آنجایی که هزینه جنگ برای هر دو طرف افزایش یافته است، احتمال پیشرفت روند مذاکرات زیاد است اما تا پایان این دو هفته نمی تواند نظری بدهد: «هنوز اثر کامل تورم ناشی از جنگ ظاهر نشده و ممکن است وضعیت اقتصادی بدتر شود. در حال حاضر، تا پایان مذاکرات مشخص نخواهد شد که آیا این یک صلح واقعی است یا فقط یک آتش بس موقت برای شروع دوباره جنگ». وی ادامه می دهد: به نظر من در حال حاضر وضعیت نامشخص است و مشخص نیست، بعد از این دو هفته باید منتظر پایان جنگ یا از بین رفتن سرمایه هایمان باشیم.

هومن که یک شغل آزاد است و بیشترین آسیب را از قطع شدن اینترنت دیده است، به به گزارش میهن تجارت می گوید که او احساس پایان جنگ را ندارد. نه پایان جنگ، نه حتی آتش بس: “به نظر شما جنگ تمام شده است؟” آتش بس برای ما که تمام زندگی مان به اینترنت وابسته هستیم، هیچ تفاوتی نداشت. از ابتدای ناآرامی های دی ماه یعنی نزدیک به سه ماه است که هیچ درآمدی ندارم.»

یکی از مشتریان هومن در خیابان بهارستان مغازه ای داشت که انواع آلات موسیقی را می فروخت. این مغازه هم در جنگ 40 روزه آسیب دید. هومان درباره او می گوید: یک پروژه نیمه تمام داشتم که به دلیل نبود اینترنت جلو نمی رود، مشتری من صاحب مغازه ای بود که الان تخریب شده و تا جایی که می دانم 15 تا 20 میلیارد تومان خسارت دیده است، 20 نفر در آنجا مشغول به کار بودند و الان با احتساب من 21 نفر دیگر نان نمی خورند.

روند زندگی برای حوزه فرهنگی-هنری نیز متوقف شده است. نگار با بیان اینکه کارش مستقیماً به اینترنت ربطی ندارد، اما تمام پروژه های فیلمبرداری آنها از دی ماه به حالت تعلیق درآمده است، می گوید: از اول بهمن ماه پروانه ساخت ما را لغو کردند و قرار نبود تا 18 اسفند مهلت بدهند، روزی که جنگ شروع شد و تا امروز بیکار ماندیم، حتی یک پروژه از حوزه هنری داشتیم که مستندی درباره جنگ ساخته شد، چهار روز پیش هم آن را لغو کردیم.

وی که در حال حاضر از حقوق این طرح امرار معاش می کند و از دی ماه بیکار شده است، می گوید: با یکی از دوستانم زمینی اجاره کردیم که محصولات کشاورزی داشت، اکنون با فروش گوجه و خیار مخارج روزانه ام را تامین می کنم، حتی در این مدت برنج فروخته ام، یعنی هر چیزی که ربطی به هنر نداشته باشد.

نگار حتی پروژه ای با سفارت مکزیک داشت. قرار بود در شبکه های مجازی یک صنعت بومی این کشور تبلیغ شود: این طرح شامل آموزش آن هنر بومی و ترویج فرهنگ مکزیک بود اما هم سفارت تعطیل است و هم اینترنت ندارد.

او می گوید همه راه های کسب درآمد از حوزه های فرهنگی و هنری به بن بست رسیده است. در این مدت اما کم کم از تعداد کلمات کاسته شد و دیگر کاری نشد».

روح حاکم بر کوچه پس کوچه های تهران را می توان اینگونه توصیف کرد: مردمی که از زمان توقف جنگ اندکی آرام شده اند، اما همچنان نگران آینده هستند. افرادی که با تمرکز بر زندگی روزمره خود منتظرند. منتظریم ببینیم وضعیت به کجا خواهد رسید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی