فرشاد مومنی در مراسم رونمایی از کتاب «روایت فرشاد» گفت: در سال هایی که نخست وزیر بودم، از نزدیک دیدم که غیرت، عزت و فداکاری هست. در زمان جنگ کارهای توسعه اقتصادی و ملی با عزت و افتخار انجام شد و بر اساس شخص آقای علایی نسب بود. بارها از آقای مهندس موسوی شنیدم که می گفت اگر معظم له در جلسه ای حضور نداشته باشند حمایت از محرومان و مستضعفان بسیار سخت می شود.
به گزارش ایسنا، وی افزود: عالینسب فردی با قدرت آواز و دانش عملی کم نظیر بود. بخشی از تئوری هایی که در دوران تحصیل آموختم از طریق آموزش های آقای علی نسب صورت گرفت. هیچ استادی نتوانست مفاهیم و کاربرد آن نظریه ها را با توجه به شرایط ایران درک کند و توضیحی برای آن داشته باشد. بعد از جنگ گفت من ذوق تعدیل ساختاری مرزها را دارم و آن را سمی مهلک برای ایران می دانم.
مومنی با بیان اینکه بعد از جنگ با اجرای سیاست های تعدیل ساختاری دیدید که کشور در چه وضعیتی بود، خاطرنشان کرد: من در دهه 40 رشته ریاضی را انتخاب کردم اما برخی از منتقدانم می گویند مومنی به ریاضی حساسیت دارد. وقتی فهمیدی راه درست چیست، از سرزنش مقصران نترس.
این استاد دانشگاه ادامه داد: اعتلای ایران مستلزم دستیابی به یک پایگاه معرفتی است. آن پایگاه معرفتی، اندیشه توسعه است و در چارچوب اندیشه توسعه، اگر بخواهیم خوب پیش برویم، باید ایران را بشناسیم. به گفته ژان بودریار، کشورهای در حال توسعه در اسارت واقعیتهای فراواقعی هستند، یعنی واقعیتهای دستکاری شده که بخش بزرگی از ناکارآمدیها، فسادها و ناتوانیهایی که در اداره اقتصاد و جامعه ایران میبینید، محدود به فساد یا وابستگی به کشورهای خارجی نیست. بلکه می توان غلبه این حقایق دستکاری شده را به نفع به اصطلاح مافیاها و رباخواران دانست.
وی تصریح کرد: ما واقعا باید در این زمینه با دولت خود صحبت کنیم. اگر بخواهیم خرد و عقلانیت را کنار بگذاریم، همه آسیب خواهیم دید. اما اگر بتوانیم یک نظام آموزشی مبتنی بر حافظه و انتقادی بسازیم، کشور نجات خواهد یافت. مایه تاسف است که در عرصه علم و سایر رشته ها به دنبال افراد ساکت و مطیع هستیم. باید عقل را سرلوحه کار خود قرار دهیم و اجازه نقد همه مسائل را بدهیم.
در کشوری که به مطهری، بهشتی و میرحسین موسوی برچسب چپ زده می شود، من به چپ بودنم افتخار می کنم.
مومنی با اشاره به تسخیر ساختار قدرت توسط الیگارشی ها و مافیاها گفت: اینجا چون برچسب کار می کند اگر صحبت کنید می گویند چپ بوده است. من می گویم در کشوری که به مطهری، بهشتی، علی نسب و مهندس موسوی برچسب چپ زده اند، من به چپ بودن خود افتخار می کنم. در یک تقابل عقلانی، همانطور که سنت تفکر لیبرال بخشی از ذخایر دانش بشری است، سنت مارکسیسم نیز بخشی از ذخایر دانش بشری است. هیچ نظریه ای نمی تواند تمام واقعیت ها را پوشش دهد. خدمت میراث فکری مارکس به جامعه بشری اگر بیشتر از لیبرال ها نباشد کمتر نیست. اما می بینیم که الان هم مارکسیسم و هم لیبرالیسم به کفر تبدیل شده اند.
این اقتصاددان یادآور شد: لیبرالیسم در دیدگاه شهید بهشتی بر چهار رکن فکری استوار است که از منظر اسلام با سه آن همدلی وجود دارد. این همدلی بیشتر درباره مارکسیسم است تا لیبرالیسم. چون حداقل در شعار می گفتند حقوق بشر باید عادلانه داده شود.
شوک درمانی نوعی جیب بری از مردم و تولیدکنندگان است
وی با انتقاد از سیاست شوک درمانی در اقتصاد گفت: شوک درمانی نوعی جیب بری 100 واحدی از مردم و تولیدکنندگان است. سپس نیمی از این 100 واحد به صورت کوپن بین مردم توزیع می شود. درست است که نصف واحد توزیع بهتر از توزیع نکردن چیزی است، اما اگر افق بلندمدتی داشته باشیم باید بفهمیم که جامعه ای که به انفاق عادت کرده نمی تواند به سمت آزادی، استقلال، عدالت اجتماعی و توسعه حرکت کند.
مومنی تصریح کرد: این چه تقسیم کاری است که وزارت کار اصلا از آن استفاده نمی کند و سازمان امور خیریه را بر عهده می گیرد؟ در اصل این مشکل، بی ثباتی وجود دارد. من می توانم به اندازه یک درس سه واحدی در یک ترم با فریب ها و دستکاری های واقعیت مقابله کنم. رسانه ها از این سیستم مافیایی که به نام اقتصاد تبدیل به یک باور شده است حمایت می کنند.
ما در شرایط صلح مسلحانه هستیم
این استاد دانشگاه با اشاره به جنگ 40 روزه علیه ایران گفت: همین الان که در شرایط صلح مسلحانه به سر می بریم، عده ای که همیشه شعار رهایی اقتصادی می دادند، مدتی است که در تریبون های ویژه خود می گویند باید بپذیریم که وضعیت جنگی است و در شرایط جنگی، دولت مسئولیت زیادی دارد. اما من پیشبینی میکنم وقتی همه تمرکزشان بر این باشد که دولت پول ندارد، چرخهای تولید در خواب است و 70 درصد مردم نیاز به کمکهای مالی دارند، آنوقت دوباره سراغ شوک درمانی برویم.
با اقتصاد خیریه نمی توان پیشرفت کرد
وی تصریح کرد: من منکر وجود کسانی نیستم که با نیت خیر و با سهل انگاری در دست این طرز تفکر هستند، اما کسانی که منافع خود را تشخیص می دهند، افراد را استخدام می کنند و با غلبه ابرواقعیت ها و واقعیت های دستکاری شده، کار خود را پیش می برند.
مومنی با طرح این سوال که چرا در 100 سال گذشته تاریخ ایران همه کسانی که راه درست را می شناسند به حاشیه رفته اند، گفت: ما را درگیر جنگ حیدری و نعمتی می کنند. ما هنوز بلاتکلیف هستیم و نتوانسته ایم از تجربیات قانون اساسی درس بگیریم. زیرا دعوای قانون اساسی و مشروع اجازه نمی دهد که به اصل موضوع بپردازیم.
دانشجوی دکتری در ایران ممکن است حتی یک بار هم نام صنیع الدوله را نشنود
این کارشناس اقتصادی افزود: دانشجوی علوم انسانی و اجتماعی در ایران می تواند تا مقطع دکتری پیش برود و حتی یک بار هم نام افرادی مانند صنیع الدوله، ملک المتکلمین، سید جمال الدین و واعظ را نشنود. خداوند همه دانشگاهیان را بیامرزد که در جریان ملی شدن نفت به دکتر مصدق و یارانش کمک کردند. پس از وقوع کودتا، برخی از همکاران دانشگاهی دکتر مصدق گفتند که مسائل ایران بسیار اساسیتر از نخستوزیر شدن فلانی یا بهمنی است. ما مشکلات اساسی داریم که باید به موقع توضیح داده شود.
وی تاکید کرد: آگاهانه از ساختار قدرت بیرون آمدم و راهی دانشگاه شدم. من هم از خدا خواستم به من این توانایی را بدهد که تا آنجا که می توانم در این راه ثابت قدم بمانم. گفتم خدایا به کارم برکت بده و قول می دهم از این علم برای پر کردن جیبم استفاده نکنم و از بندگان بی دفاع دفاع کنم.
مومنی گفت: ممکن است برخی بگویند این چه اقتصاد است، فلانی بخواند در حالی که وضعیت زندگی خودش اینطور است. اگر چنین اشتباهی مرتکب شوند از آنها تشکر می کنم زیرا نشان می دهد که تا حدودی به قولم پایبند بوده ام.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه رکن اساسی تفکر انتقادی، به روز شدن محقق است، گفت: محقق باید با آخرین دستاوردهای فکری و واقعیات روزمره جامعه خود آشنا باشد.
مافیا دروغ های بزرگ را به عنوان حقیقت تحمیل می کند
وی نقش مافیاها را در تحمیل دروغ های بزرگ به عنوان یک واقعیت علمی به جامعه ایران برشمرد و افزود: به همین دلیل باید بر توزیع عادلانه صدا و توصیه عادلانه اطلاعات در درک عادلانه نیازهای امروز ایران تمرکز بیشتری داشته باشیم. کسانی که با هر توجیه و قصدی توزیع عادلانه صدا و اطلاعات را مخدوش می کنند و دسترسی را قشربندی می کنند، یا درک درستی از الزامات توسعه ندارند یا با منافع بیگانگان و مافیا رابطه دارند.
مومنی تصریح کرد: شهید بهشتی حق تشکل مردم را در راستای موازین محکم اداره اسلامی می داند و به همان نسبتی که مانع تراشی در مسیر این هدف را ضد توسعه می داند، آن را نیز ضد اسلامی می داند. امروز بیش از هر زمان دیگری به تسلط و روشن شدن شکاف تکنولوژیکی، مفاهیم و پیامدهای آن نیاز داریم. بزرگترین بی توجهی ها در این زمینه در دوره تعدیل ساختاری در دوران تحمیلی هشت ساله پس از جنگ رخ داد.
این کارشناس اقتصادی با بیان اینکه منافع مافیایی ها باعث شده تا به ویژه از ابتدای دهه 1390 هیچکس از فروپاشی وحشتناک پایه تولید ملی صحبت نکند، گفت: مافیاها سیستمی را راه انداختند که در بحث تورم به کمترین متغیرها و نقش آن در تورم اشاره می شود، اما هیچ گاه چیزی از نقش ریزش پایه تولید در این زمینه نمی شنوید. این به این معنی است که ما باید کار زیادی انجام دهیم. کل نظام زندگی جمعی باید مبتنی بر خلاقیت و پیشرفت باشد تا بتوانیم آرامش را در سر داشته باشیم.





