منصور براتی: پس از گذشت 216 روز از جنگ اسرائیل و گروه های مقاومت در نوار غزه، وضعیت پیچیده ای در این منطقه حاکم شده است. از یک سو شاهد مذاکرات جدی اسرائیل و حماس (غیر مستقیم) با میانجیگری مصر در قاهره هستیم و هفته گذشته حماس از پذیرش چارچوب مذاکره پیشنهادی مصر خبر داد، هرچند اسرائیل به طور جدی مذاکرات و اعضا را دنبال می کند. از تیم مذاکره کننده این رژیم از مقامات ارشد اسرائیل است، اما هنوز بین مقامات اسرائیلی بر سر این مذاکرات و توافق احتمالی ناشی از آن اتفاق نظر وجود ندارد و ارتش اسرائیل وارد مناطق مرزی رفح شده است.
در عین حال، به دلیل تنگناهای موجود و ترس از یک فاجعه انسانی جدید و همچنین فشارهای ناشی از اعتراضات دانشگاهی، جو بایدن رئیس جمهور آمریکا اعلام کرده است که اسرائیل باید بین حمله بزرگ به رفح و تسلیحات آمریکایی یکی را میهن تجارت کند. حمایت از اسرائیل با سلاح آن را مشروط به کنار گذاشتن گزینه حمله زمینی به رفح کرده است. البته هنوز نمی دانیم که این تهدید چقدر جدی است و آیا اجرایی می شود یا خیر.
عملیات رفح؛ اسرائیل باید
تنها منطقه ای که ارتش اسرائیل در این جنگ وارد آن نشده است، شهر رفح و مناطق اطراف آن است. در واقع می توان گفت که کنترل رفح (که افکار عمومی جهان نیز به شدت نسبت به آن حساس شده است) از دو جهت برای اسرائیل اهمیت نظامی دارد. اولا سلسله عملیات نظامی ارتش اسرائیل بدون کنترل رفح کامل نخواهد شد. اسرائیل به کنترل 20 درصد باقیمانده نوار غزه نیاز دارد.
هیئت حاکمه اسرائیل تصور می کند که کنترل رفح به معنای سقوط دولت حماس و از بین رفتن امکان حکومت موثر این گروه بر نوار غزه خواهد بود. اگرچه انتقاداتی در خصوص این دیدگاه وجود دارد، از جمله اینکه نیروهای حماس همچنان در برخی مناطق تحت اشغال اسرائیل حضور دارند، اما این تحلیل حداقل در مورد سطح سیاسی دولت حماس صادق است.
برای تحلیل دقیق حماس، باید از منظر جامعه شناسی سیاسی به این پدیده نگاه کرد. بر این اساس حماس از ساختاری سه وجهی تشکیل شده است. سطح ایدئولوژی و فکری که باعث اشغال اسرائیل می شود حتی آن را صیقل داده و در بین مردم غزه طرفدارانی پیدا می کند و در نتیجه اشغال غزه شدیدتر از قبل می شود. در واقع تا زمانی که یک نیروی اشغالگر و پدیده اشغال وجود داشته باشد، مقاومت و تمایل به آن وجود خواهد داشت.
سطح دوم ساختار حماس، بدنه اجتماعی است که در میان مردم غزه موافقان و مخالفانی دارد. بررسی ها نشان می دهد که در غزه حدود 60 درصد از ساکنان غزه یا طرفدار این گروه هستند یا به دلیل اقدامات اسرائیل و مبارزه با اشغالگران (همانطور که در گذشته از گروه های چپ گرای ضد اسرائیلی حمایت می کردند) و میزان مخالفت با این گروه از آن حمایت می کنند. همچنین محدود به 30 درصد از شرکت کنندگان است. این وضعیت پس از 7 اکتبر ثابت ماند و در بسیاری از موارد نمی توان اعضای حماس را از مردم عادی و غیرنظامیان شناسایی کرد.
سطح سوم حیات حماس را سازمان های دولتی و جنگ این گروه تشکیل می دهد که طبیعتاً جنگ و اشغال غزه بیش از سایر سطوح با آن مواجه است. از ابتدای جنگ مشخص بود که سطح سیاسی-نظامی حماس بیشتر در معرض تهدیدات اسرائیل است تا سطح اجتماعی و فکری آن.
با این حال، حتی سطح دولتی حماس نیز با ورود جنگ به هشتمین ماه متوالی خود، تاکنون توانسته است زنده بماند. اسرائیل فکر می کند با حمله به رفح می تواند زمین را از حماس بگیرد و به یک پدیده زیرزمینی تبدیل کند.
دومین جنبه نظامی حمله به رفح برای اسرائیل این است که بنا به ادعای ارتش این رژیم، تاکنون از 22 گردان عملیاتی حماس، 18 گردان یا به طور کامل از میدان خارج شده اند و یا آسیب جدی دیده اند. و تنها 6 گردان تقریبا جان خود را از دست داده اند. نخورده می ماند. برای از بین بردن قدرت این 6 گردان که احتمالا 4 گردان آن در رفح حضور دارند، اسرائیل باید به این منطقه حمله کند.
دو موضوع دیگر نیز بر اهمیت حمله به رفح می افزاید. اول اینکه اسرائیلی ها فکر می کنند در رفح ردپایی از رهبران ربوده شده حماس مانند یحیی السنوار و محمد ضیف پیدا خواهند کرد و ثانیاً جناح راست افراطی اسرائیل (که شیشه نجات کابینه نتانیاهو را در دست دارد) به رهبری ایتامار بن گوور و بتسالل آسموتریچ، عملیات را متوقف خواهند کرد. نظامی عدم حمله به رفح را خط قرمز خود دانسته است.
حملات محدود اسرائیل به جنوب رفح و اشغال محورهای مرزی احتمالاً از شدت مخالفت افراطیون با توافق آتش بس کاسته و احساس موفقیت نظامی را در جامعه صهیونیستی افزایش خواهد داد.
در عین حال، در صورت محدود ماندن حملات اسرائیل به رفح، اسرائیل در مذاکرات بعدی تلاش خواهد کرد تا در مقابل درخواست تسلیم یا خروج حماس از غزه، وارد رفح نشود. در صورت تحقق این سناریو، دولت بایدن نیز این فرصت را خواهد داشت که نشان دهد در برابر موج ضد اسرائیلی و اعتراضات دانشجویی، با موفقیت ترمز اسرائیل را کشیده و ماشین جنگی خود را در خارج از رفح متوقف کرده است.
اما سناریوی گسترش حملات اسرائیل به مناطق مسکونی رفح، اوضاع را پیچیدهتر خواهد کرد. اگر ارتش اسرائیل بدون توجه به مذاکرات آتش بس وارد شهر رفح شود و حملات زمینی را در این منطقه آغاز کند، احتمالاً از یک سو شاهد فاجعه انسانی دیگری خواهیم بود که موج اعتراضات شدیدتری نسبت به اقدامات تل آویو در جهان ایجاد خواهد کرد. و از سوی دیگر، روابط واشنگتن و تل آویو پیچیده تر خواهد شد.





