علی دایی افتادنی نیست؛ مشکل مغز زنگ‌زده است!

علی دایی افتادنی نیست؛ مشکل مغز زنگ‌زده است!

روزهای عجیبی است؛ کشور درگیر جنگ و بحران های پس از جنگ است، اما «بعضی» همچنان به دنبال تسویه حساب شخصی هستند. کسانی که یکی از انواع افکار خودی را پیدا می کنند تا با راه اندازی یک نمایش از پیش تعیین شده بتوانند به حل و رجوع حساب های فرعی قبلی بپردازند. داستان، انتشار یک ویدئوی سخیف از مصاحبه است که در آن پرسش‌کننده از مصاحبه‌شونده می‌خواهد نام افراد پایین‌تر از سگ‌های هلال احمر را بگوید. فرض به اندازه کافی ناپسند است. کی گفته سگ های هلال احمر کم هستند؟ چگونه کسی می تواند به این درک برسد که چنین موجوداتی که در طول تاریخ جان بسیاری را از مرگ نجات داده اند، پست توصیف شوند. در اینجا معلوم است که هر چه در پشت پرده است، خالی از فهم و سواد است; حتی اگر پایان آن سناریو بیرون کشیدن نام فردی مثل علی دایی از زبان مصاحبه شونده باشد.

جریان مدعی با فرمول اشتباه

روزهای پس از جنگ به اندازه کافی بحران و ناراحتی در دل دارد. از رشد فزاینده فقر و تورم گرفته تا طبقه بندی اینترنت. از کوچکی میزها و محدودیت زندگی معمولی گرفته تا نشانه های ریز و درشت که «درد» به طرز آزاردهنده ای هم خانه نشین شده است. در چنین شرایطی، انتظار عمومی، رفتاری خردمندانه از جنبش است که بر طبل «وحدت» و «همبستگی» می کوبد، اما در عمل، جنبش مذکور به دنبال تسویه حساب های شخصی است; فرمولی کاملا اشتباه که سال ها به شکست منجر شده است. با این وجود، وقتی قرار است تریبون در اختیار چنین جریانی باشد، به جای اینکه در آن سوی مرزها به دنبال دشمن بگردند، «دشمنی» و «تفرقه» در داخل گسترش می یابد. در نتیجه، سگ های هلال احمر در نظر گرفته می شوند.

علی عموی راحت طلبی نیست

حالا که سالهاست «دوقطبی» و «خودی و غیرخودی» خوراک چنین جریان خاصی است، بد نیست یک بار برای همیشه با واقعیت کنار بیایند. یک بار برای همیشه باید از خود بپرسند که چرا با وجود این همه تلاش برای «کتک زدن» و «تخریب» علی دایی و چهره های مشابه او، بیش از گذشته نزد مردم محبوب می شوند؟

واضح است که علی دایی نیازی به وکیل مدافع ندارد. او سال هاست که حقوقش را از «مردم» می گیرد و هر وقت احساس می کرد می تواند گره ای از مشکلات آنها باز کند، درنگ نمی کرد. نمونه های زیادی وجود دارد اما شاید برای کسانی که آن را فراموش کرده اند بد نیست به تلاش دای برای اصلاح زندگی افرادی که اسیر سیل و زلزله شده اند اشاره کنیم. اگرچه حتی در آنجا، جریان حاکم با مسدود کردن حساب های مزد دای و احضار او به دادگاه، پول پرداخت کرد. اما باز هم این سوال مهمی است که باید از خود بپرسند که چرا مردم به علی دایی اعتماد دارند؟ اگر نتیجه به نیت آنها نبود، بهتر است عبرت بگیریم که اگر قرار بود چهره علی دایی و دیگر افراد محبوب و محبوب «تحریف» شود، تا الان یک قسمت از سریال مخرب این جریان باید جواب می داد.

در زمانی که فوتبال ایران به «سفیر» نیاز داشت، دایی در ردیف اول ایستاد و هر بار که مردم به کمک نیاز داشتند، جای خود را در همان ردیف حفظ کرد. اما عجیب است که چنین شخصیتی آنقدر اعصاب جریان را به هم ریخته است که از هیچ تلاشی برای لطمه زدن به موقعیت او دریغ نمی کند. آن هم دقیقاً در روزهایی که بر طبل وحدت می کوبند.

نیازی به نوشتن طولانی در این مورد نیست. انصافا نه علی دایی کم کلام است و نه سگ های هلال احمر حقیر. چنین رفتاری از مغزهای زنگ زده ای سرچشمه می گیرد که ماهیگیری از آب گل آلود را به هر «اصولی» ترجیح می دهند و برای رسیدن به اهداف شخصی اخلاق را قربانی می کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی