ایران میان دفاع امارات از خود و مشارکتش در یک معماری امنیتی گسترده‌تر ضدایرانی تمایز قائل نمی‌شود/از دید تهران، امارات یک مرکز حیاتی لجستیکی، مالی و انرژی به شمار می‌رود که همگرایی آن با اسرائیل، تثبیت همان نوع ائتلاف منطقه‌ای را تهدید می‌کند که ایران به دنبال مختل کردن آن است/ایران اجازه نمی‌دهد محور آشکارتری متشکل از اسرائیل و کشور‌های حاشیه خلیج فارس در جناح جنوبی‌اش شکل بگیرد

ایران میان دفاع امارات از خود و مشارکتش در یک معماری امنیتی گسترده‌تر ضدایرانی تمایز قائل نمی‌شود/از دید تهران، امارات یک مرکز حیاتی لجستیکی، مالی و انرژی به شمار می‌رود که همگرایی آن با اسرائیل، تثبیت همان نوع ائتلاف منطقه‌ای را تهدید می‌کند که ایران به دنبال مختل کردن آن است/ایران اجازه نمی‌دهد محور آشکارتری متشکل از اسرائیل و کشور‌های حاشیه خلیج فارس در جناح جنوبی‌اش شکل بگیرد
پایگاه خبری تحلیلی میهن تجارت (mihantejarat.com):

اندیشکده انگلیسی «روسی» نوشت: امارات متحده عربی به عنوان مهمترین شریک عملیاتی اسرائیل در جهان عرب ظاهر شده است. اما در حال حاضر، این رابطه یکپارچگی منطقه ای گسترده تر را تضمین نمی کند.

به گزارش سرویس بین الملل «میهن تجارت»؛ افشای هفته گذشته مبنی بر انتقال تجهیزات و پرسنل پیشرفته دفاع هوایی اسرائیل به امارات متحده عربی در طول جنگ با ایران، سطحی از همکاری استراتژیک را نشان داد که هر دو طرف قبلاً آن را مبهم نگه داشته بودند. گزارش شده است که اسرائیل یک سیستم دفاع هوایی گنبد آهنین، یک سیستم نظارتی به نام «اسپکترو» و نسخه‌ای از سامانه دفاع لیزری «تیغ آهنی» که برای رهگیری راکت‌ها و پهپادهای کوتاه‌برد طراحی شده است، در اختیار امارات قرار داده است. ایران بیش از هر کشور منطقه ای دیگر، از جمله خود اسرائیل، امارات را هدف قرار داد. به گفته وزارت دفاع امارات متحده عربی، از آغاز جنگ تا آتش‌بس 8 آوریل، امارات تحت فشار شدید قرار گرفت و حدود 550 موشک بالستیک و 2200 حمله پهپاد متحمل شد. این امر باعث شد تا امارات مواضع سخت تری علیه جمهوری اسلامی ایران اتخاذ کند و در انتقاد از استراتژی تلافی جویانه تهران از هر کشور حاشیه خلیج فارس فراتر رود.

در 4 مه گزارش شد که یک سامانه گنبد آهنین توسط اسرائیل یک موشک ایرانی را بر فراز امارات رهگیری کرده است. این رویداد اولین استفاده عملیاتی از سخت افزار تحت کنترل نیروهای اسرائیلی در خاک امارات و اولین استقرار گنبد آهنین در خارج از اسرائیل یا ایالات متحده در طول یک درگیری فعال است. واکنش ایران در شب بعد نیز جای تامل دارد: سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء(ص) با بیان اینکه هیچ عملیاتی انجام نشده است، افزود که هر اقدامی «به طور شفاف و رسمی اعلام می شد» و اتهامات وزارت دفاع امارات را «بی اساس» توصیف کرد.

همکاری امنیتی بین اسرائیل و امارات از زمان توافقات ابراهیم در سال 2020 گام به گام توسعه یافته است. زمینه تسهیل کننده گسترده تر ادغام اسرائیل در ژانویه 2021 در فرماندهی مرکزی ایالات متحده (CENTCOM) بود. تأثیر این تغییر قابل توجه بود و زیرساخت عملیاتی برای هماهنگی و اطلاعات نزدیک بین اسرائیل و کشورهای خلیج فارس فراهم کرد.

همسویی امارات و اسرائیل خطرات آشکار و پنهانی را برای هر دو طرف به همراه دارد.

در پی حملات حوثی‌ها در یمن به امارات در سال 2022، گزارش شد که اسرائیل سامانه‌های دفاع هوایی پیشرفته‌ای مانند رهگیرهای متحرک اسپایدر ساخت رافال و سامانه‌های باراک را به ابوظبی منتقل کرده است. این انتقال به طور گسترده به عنوان یکی از اولین قراردادهای دفاعی بزرگ بین اسرائیل و یک کشور عربی خلیج فارس پس از عادی سازی روابط تلقی می شد. این سیستم ها به جای جایگزینی سیستم های غربی موجود مانند پاتریوت و تاد، برای تقویت معماری لایه لایه دفاع هوایی و ارائه الگوی عمیق تری از همکاری امنیتی دوجانبه در نظر گرفته شده بودند. از این منظر، آخرین گام به تداوم و افزایش دیده شدن الگوی از پیش تعیین شده هماهنگی امنیتی اشاره دارد.

درک رویکرد امنیتی امارات متحده عربی

عمق محدود نیروی انسانی امارات متحده عربی و دشواری ناشی از آن در تداوم عملیات زمینی طولانی مدت، این کشور را به مدلی سوق داده است که نیروهای ملی را با پشتیبانی کمکی ترکیب می کند. به موازات آن، ابوظبی یک استراتژی دفاعی میهن تجارتی و مبتنی بر منافع را دنبال کرده است که برای تنوع بخشیدن به مشارکت های امنیتی خود و اجتناب از اتکای بیش از حد به هر تامین کننده دفاعی منفرد طراحی شده است. این فشار برای خودمختاری استراتژیک بیشتر تا حدی مبتنی بر شبکه در حال گسترش روابط تجاری و سرمایه گذاری در سراسر آسیا و اقیانوسیه و اروپا است. نمونه بارز این رویکرد، توافق فوریه 2026 بین AJD (شرکت صنایع دفاعی امارات) و EMA&G برای بررسی ایجاد یک سرمایه گذاری مشترک در امارات متحده عربی است که توسط یک خط لوله تجاری تقریباً 1.5 میلیارد دلار پشتیبانی می شود.

این توافق همچنین نشان دهنده تلاش گسترده تر امارات متحده عربی است: سرمایه گذاری مشترک برنامه ریزی شده در امارات با لئوناردو ایتالیا برای طراحی و ساخت سیستم های دفاعی پیشرفته برای امارات متحده عربی و بازارهای صادراتی منتخب. راه اندازی AD Novel با CMN Novel فرانسه که توسط خط لوله موجود ۷ میلیارد یورویی سفارشات غیر ناتو پشتیبانی می شود. و توافقی با Hanwha کره در نوامبر 2025 برای بررسی همکاری در دفاع هوایی و موشکی، حملات دوربرد و سامانه های بدون سرنشین. مجموع این توافقات نشان می دهد که ابوظبی به دنبال استراتژی صنعتی دفاعی متنوع تر، توسعه محور و مبتنی بر توانمندی های داخلی است.

با این حال، در عمل، کارزار ایران به همسویی آمریکا، اسرائیل و امارات سرعت بخشیده است. در اوایل آوریل، انور قرقاش، مشاور رئیس جمهور امارات متحده عربی و منتقد سرسخت اقدامات ایران، گفت که حملات ایران به همسایگان عرب خلیج فارس احتمالا نقش آمریکا را در خلیج فارس «تثبیت خواهد کرد، نه کاهش»، و همچنین «ما همچنین شاهد برجسته‌تر شدن و نه کمتر شدن نفوذ اسرائیل در خلیج فارس خواهیم بود». وی با لحنی تا حدودی چالش برانگیز افزود: شریک امنیتی اصلی ما آمریکا است، روابط خود را با آمریکا تقویت خواهیم کرد.

استراتژی اسرائیل در قبال امارات

برای اسرائیل جذابیت این رابطه مشخص است. امارات در زمانی که حملات در دریای سرخ و تهدیدات تنگه هرمز امنیت دریایی و انعطاف‌پذیری زنجیره تامین را به سرلوحه برنامه‌های جهانی بازگردانده است، یک دروازه ارزشمند عربی برای شبکه گسترده‌تری از تجارت، انرژی و لجستیک فراهم می‌کند. همچنین به اسرائیل در یک جغرافیای وسیع‌تر – از خلیج فارس تا شاخ آفریقا – جایی که بنادر، کریدورها، امور مالی و زیرساخت‌ها به اندازه اتحادهای رسمی تأثیر می‌گذارند، جای پایی می‌دهد. مفاهیم مختلفی حول این منطق ساخته شده است، مانند: گروه بندی هند، اسرائیل، امارات متحده عربی یا I2U2. مجمع نقف; ابتکار N7; و کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا یا IMEC. هر یک از این چارچوب‌ها، که از نظر شکل و جاه‌طلبی متفاوت هستند، بر این فرض استوار است که امارات می‌تواند به‌عنوان یک مرکز منطقه‌ای عمل کند که از طریق آن اسرائیل می‌تواند ادغام خود با جهان عرب را بدون انتظار برای پیشرفت در روابط خود با عربستان سعودی عمیق‌تر کند.

برای برخی از برنامه ریزان اسرائیلی، بحران جاری در تنگه هرمز و تهدید پنهان حوثی ها در باب المندب و دریای سرخ یک “درگیری پنهان در فاجعه” است (یعنی چیزی که به نظر بد است اما در واقع به نفع آنها تمام می شود). بحث این است که اگر صادرکنندگان خلیج فارس مجبور شوند بیشتر به مسیرهایی تکیه کنند که قرار گرفتن در معرض تنگناهای تحت کنترل ایران را کاهش می دهد، عربستان سعودی (از طریق خط لوله شرق-غرب) و امارات (از طریق فجیره) ممکن است اسرائیل را به عنوان یک شریک مفید، اگر از نظر سیاسی ناخوشایند بدانند، نگاه کنند. در تفکر اسرائیل، این موضوع می تواند با تقویت نقش این کشور در ترانزیت انرژی، ارزش اسرائیل را برای اروپا افزایش دهد. با این حال، این جاه طلبی همچنان با فهرستی از محدودیت های سیاسی، لجستیکی و استراتژیک مواجه است.

یک مطالعه توسط موسسه بیکر در سال 2023 تخمین زد که خروج از اوپک می تواند تا 50 میلیارد دلار درآمد اضافی سالانه برای امارات ایجاد کند، بر اساس ارزیابی ظرفیت مازاد در آن زمان و تکمیل مورد انتظار سرمایه گذاری های در حال انجام. اکنون، با خروج رسمی امارات از این کارتل، اسرائیل نیز فرصتی برای توافقات مستقیم دوجانبه بلندمدت با امارات بدون عوارض سایر اعضای اوپک می بیند.

اما هیچ کدام از اینها ساده نیست. سوال اصلی این است که آیا همکاری نظامی بین امارات و اسرائیل نظم جدید منطقه ای را تقویت می کند یا هر دو کشور را در معرض پیامدهای جنگ های یکدیگر قرار می دهد؟ همسویی امارات و اسرائیل خطرات آشکار و پنهانی را برای هر دو طرف به همراه دارد. برای ابوظبی، خطرات آشکارتر است: همکاری نظامی عمیق تر با اسرائیل هزینه های اعتباری را در جهان عرب افزایش می دهد، قرار گرفتن در معرض انتقام جویانه ایران را افزایش می دهد و امارات متحده عربی را به کمپین های نظامی منطقه ای اسرائیل نزدیک می کند. برای اسرائیل، پذیرش نزدیک‌تر امارات همچنین به معنای تعامل عمیق‌تر با ردپای منطقه‌ای بحث‌برانگیز ابوظبی است – از جمله حمایت قبلی این کشور از خلیفه حفتر در لیبی، حمایت از شورای انتقالی جنوب در یمن، و اتهامات (که امارات آن را رد کرده است) در مورد حمایت از نیروی پشتیبانی سریع (RSF) در سودان.

نتیجه یک پارادوکس است: امارات متحده عربی بادوام ترین پل امنیتی عربی را به اسرائیل ارائه می دهد، اما در عین حال هزینه های سیاسی مداخله امارات را وارد این مشارکت می کند.

چرا امارات متحده عربی یک استثنا باقی می ماند

برای اسرائیل، این جایی است که انتظارات ممکن است با واقعیت منطقه ای تضاد پیدا کند. به نظر می رسد که اسرائیل امارات متحده عربی را مناسب ترین مورد آزمایشی برای این سوال می داند که آیا پیمان های ابراهیم می تواند به ساختار امنیتی منطقه ای گسترده تر تبدیل شود. خوش بینان اسرائیلی همچنان معتقدند که عادی سازی با عربستان سعودی خارج از میز نیست و تجربه امارات می تواند مزایای همکاری ساختاریافته علیه ایران را نشان دهد.

با این حال، در حال حاضر، تمایل چندانی در سراسر خلیج فارس برای چنین تغییری وجود ندارد، به ویژه در زمینه عملیات نظامی چندجانبه اسرائیل در لبنان و جنگ و بی ثباتی جاری در غزه و کرانه باختری. بحرین نیز یکی از امضاکنندگان پیمان ابراهیم است، اما وزن ژئوپلیتیکی مشابهی ندارد. در این میان، عربستان سعودی در مقوله ای کاملا متفاوت قرار دارد. ریاض همچنان عادی سازی را با چشم انداز قابل قبول تشکیل یک کشور فلسطینی مرتبط می کند و به طور گسترده تر، از ورود به یک برنامه امنیتی منطقه ای که به وضوح توسط اسرائیل تعریف شده است، محتاط است. به عبارت دیگر، آنچه اسرائیل به عنوان دلیلی بر این مفهوم می‌بیند، احتمالاً ریاض را به عنوان یک داستان هشدار دهنده می‌خواند.

ایران به نوبه خود به راحتی بین دفاع مشروع امارات و مشارکت آن در ساختار امنیتی گسترده تر ضد ایرانی تمایز قائل نخواهد شد. از دیدگاه تهران، امارات تنها یکی از کشورهای خلیج فارس نیست. بلکه یک مرکز لجستیکی، مالی و انرژی حیاتی است که همگرایی عمیق‌تر آن با اسرائیل تهدیدی برای تثبیت همان نوع اتحاد منطقه‌ای است که ایران به دنبال برهم زدن آن است. این، همراه با تصویر چالش برانگیز امارات در بخش هایی از جهان عرب، و به ویژه با توجه به محبوبیت بسیار کم اسرائیل در جهان عرب، تا حدی تصمیم تهران برای هدف قرار دادن خاک امارات را توضیح می دهد.

موضوع صرفاً به منطق سخت افزاری نظامی موشک یا پدافند هوایی خلاصه نمی شود، بلکه این که آیا ایران اجازه خواهد داد که محور آشکارتری متشکل از اسرائیل و کشورهای خلیج فارس بدون تحمیل هزینه در جناح جنوبی خود شکل بگیرد؟ زیرا در غیر این صورت روند بازدارندگی ایران مختل می شود.

برای امارات، اسرائیل قابلیت‌های پیشرفته، ارزش اطلاعاتی و موضع بازدارندگی قوی‌تری علیه ایران ارائه می‌کند. با این حال، هیچ یک از طرفین نمی توانند از هزینه های سیاسی ناشی از آشکارتر کردن روابط فرار کنند. هر چه این صف بندی عمومی تر شود، ارائه آن به عنوان صرفاً عملی، فنی یا تدافعی دشوارتر خواهد بود. این رابطه به طور فزاینده ای بر اساس آنچه نشان می دهد مورد قضاوت قرار می گیرد: نه فقط همکاری، بلکه یک چشم انداز خاص از نظم منطقه ای.

و این سوال عمیق تر است. آیا همکاری نظامی امارات و اسرائیل پایه و اساس یک معماری امنیتی جدید در خاورمیانه است یا نقطه اوج ائتلافی محدودتر که حول تهدیدهای مشترک ساخته شده اما فاقد مشروعیت منطقه ای گسترده تر است؟ اکنون، این همکاری بدون شک نقطه عطفی است. اما هنوز الگویی نیست که سایر کشورهای حوزه خلیج فارس مایل به پیروی از آن باشند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خبرهای امروز:

ایران میان دفاع امارات از خود و مشارکتش در یک معماری امنیتی گسترده‌تر ضدایرانی تمایز قائل نمی‌شود/از دید تهران، امارات یک مرکز حیاتی لجستیکی، مالی و انرژی به شمار می‌رود که همگرایی آن با اسرائیل، تثبیت همان نوع ائتلاف منطقه‌ای را تهدید می‌کند که ایران به دنبال مختل کردن آن است/ایران اجازه نمی‌دهد محور آشکارتری متشکل از اسرائیل و کشور‌های حاشیه خلیج فارس در جناح جنوبی‌اش شکل بگیرد

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی