بعدی- در دنیای چالش برانگیز امروزی که ذهن دائماً با سناریوهای «چه میشد اگر…» بمباران میشود، یادگیری تکنیکهای مدیریت افکار منفی یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت برای حفظ سلامت روان و ادامه حرکت در مسیر زندگی است.
به گزارش به گزارش میهن تجارت به نقل از Psychology Today، بسیاری از ما در طول روز با مکالمات درونی آزاردهنده ای که با این سوال تکراری شروع می شود، دست و پنجه نرم می کنیم، “اگر اتفاقی بیفتد چه؟” این افکار که مانند پیچک به دور ذهن می پیچند می توانند ذهن هر کسی را فلج کنند. اما خبر خوب این است که برای رهایی از این بلوک ذهنی نیازی به مبارزه با مغز خود ندارید.
بر اساس اصول “درمان پذیرش و تعهد” (ACT)، روانشناسان راه حلی ساده اما شگفت انگیز ارائه می دهند. تنها چیزی که نیاز دارید این است که از این عبارت پنج کلمه ای استفاده کنید: “من فکر می کنم که…”. این جمله ممکن است در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما قدرت آن در تغییر رابطه شما با افکار مضطرب اساسی و عمیق است.
مشکل اصلی؛ وقتی فکر را با واقعیت اشتباه می گیریم
وقتی یک نوجوان با خود می گوید: “اگر دیگران فکر کنند من عجیب و غریب هستم چه؟” یا یک بزرگسال شبها بیدار میماند و فکر میکند «اگر فردا همه چیز خراب شود چه میشود؟»، مشکل در واقع خود فکر نیست. بلکه پدیده ای است که روانشناسان به آن می گویند “آمیختگی شناختی” (فیوژن) آنها می گویند
در حالت آمیختگی، فکر دیگر شبیه یک فکر ساده نیست. بلکه دقیقاً شبیه “حقیقت ناب” است. در این صورت، افکار منفی خود را قضاوت قطعی در مورد خود یا موقعیت خود می بینید و تحت تأثیر آنها قرار می گیرید.
تفکیک شناختی؛ ایجاد فضایی برای تنفس
نام علمی و تخصصی این تکنیک پنج کلمه ای می باشد “تجزیه شناختی” (اختلال شناختی) is این فرآیند به شما می آموزد که به جای غرق شدن در افکار خود یک قدم به عقب بردارید و از دور به آن نگاه کنید.
به جای گفتن “اگر خودم را خراب کنم چه می شود؟”، سعی کنید بگویید: “من به این فکر می کنم ممکن است خودم را تلف کنم.»
این تغییر کوچک در بیان، فضای معناداری بین «تو» و آن «صدای ذهنی» ایجاد می کند. دیگر لازم نیست با فکر خود مبارزه کنید یا سعی کنید آن را با یک فکر مثبت مصنوعی جایگزین کنید. شما فقط متوجه می شوید که این “فقط یک فکر” است و لزوماً یک واقعیت فیزیکی یا قضاوتی در مورد آینده نیست.
رهایی از زنجیره افکار منفی
فلج ذهنی ناشی از افکار “چه می شود اگر” را می توان در همه سنین مشاهده کرد. کودکان قبل از شرکت در آزمون، نوجوانان در موقعیت های اجتماعی و بزرگسالانی که تصمیمات مهم زندگی خود را می گیرند، همگی می توانند با این افکار متوقف شوند. اما استفاده از عبارت “من فکر می کنم که…” به شما آزادی عمل می دهد.
این عبارت به کودک اجازه میدهد با وجود اضطراب امتحان را پشت سر بگذارد، نوجوان را قادر میسازد تا در راهروهای شلوغ مدرسه راه برود و به بزرگسالان کمک میکند علیرغم ترس از قضاوت، دکمه «ارسال» روی رزومه خود را فشار دهد. در واقع، شما یاد می گیرید که علی رغم وجود افکار چالش برانگیز به زندگی خود ادامه دهید.
تغییر رابطه با ذهن؛ خاموش کردن صدای نگرانی
روانشناسان در آثار خود از جمله کتاب «رهایی کودک از افکار وسواسی» تأکید می کنند که هدف ما حذف کامل افکار منفی نیست. زیرا مغز انسان همیشه به احتمالات منفی برای بقا فکر می کند. هدف اصلی تغییر “نحوه ارتباط ما” با این افکار است.
دفعه بعد که ذهن شما شروع به پرسه زدن در حول و حوش نگرانی کرد، به آرامی به خود بگویید: “من به این فکر می کنم…” این ممکن است نگرانی شما را به طور کامل برطرف نکند، اما قطعا شدت آن را کاهش می دهد. وقتی کمتر تحت تأثیر افکار مشکل ساز قرار می گیرید و به آنها نمی چسبید، می توانید از آنها عبور کنید و دیگر در مسیر زندگی خود گیر نکنید. این تکنیک ساده کلید بازگشت از دنیای ذهنی مضطرب به دنیای واقعی و عملی است.





