چرا چین با قطعنامه آمریکا درباره تنگه هرمز مخالفت کرد؟

چرا چین با قطعنامه آمریکا درباره تنگه هرمز مخالفت کرد؟

آینده تریتا پارسی، کارشناس ارشد مسائل ایران در موسسه کوئینسی

به گزارش به گزارش میهن تجارت به نقل از مجله Responsible Statecraft، درباره علت انتقاد اخیر سفیر چین در سازمان ملل از قطعنامه پیشنهادی آمریکا و بحرین در خصوص تنگه هرمز، نوعی ابهام و سردرگمی وجود داشته است. این ابهام به‌ویژه از ادعاهای مقامات دولت ترامپ ناشی می‌شود مبنی بر اینکه مقامات چینی در پکن به ترامپ گفته‌اند که با این دیدگاه موافق هستند که تنگه هرمز باید یک بار دیگر «باز شود».

چین و دیدگاه عملگرایانه عبور از تنگه هرمز

به نظر می رسد ریشه اصلی این سردرگمی در درک متفاوت معنای کلمه «باز» در این زمینه نهفته است. بر اساس صحبت هایی که با دیپلمات های چینی داشته ام، از دیدگاه پکن، «باز بودن» تنگه به ​​معنای برقراری جریان ترافیک در این آبراه است. یعنی می توان نفت، گاز و کالا را وارد کرد و صادر کرد، پول را انتقال داد و تجارت را ادامه داد. اما از دیدگاه چینی ها، چنین برداشتی لزوماً به این معنا نیست که سازوکاری برای دریافت هزینه های ترانزیت از دولت های منطقه وجود ندارد. حتی اگر چنین هزینه ای اعمال شود، جریان نفت می تواند ادامه یابد. آنچه تنگه هرمز را عملا بسته نگه می دارد، محاصره است. عدم دریافت هزینه حمل و نقل

طبیعتاً ترجیح چین این است که اساساً هیچ گونه عوارضی برای عبور از تنگه هرمز وضع نکند. اما در عین حال، پیشنهادهایی وجود دارد که پکن به نوعی با آنها برخورد می کند. برای مثال، چینی ها می توانند با یک مکانیسم منطقه ای موافقت کنند که هزینه ای تحت عنوان “مدیریت زیست محیطی” دریافت کند. هزینه ای که در عمل عوارضی دارد اما رسما به این نام خوانده نمی شود.

قابل توجه است که دولت ترامپ نیز می تواند با چنین ترتیبی کنار بیاید، هرچند واشنگتن مایل است این سازوکار به عنوان مکانیزمی منطقه ای تعریف شود و تنها توسط ایران و عمان مدیریت نشود. با این حال، سایر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، به ویژه امارات متحده عربی و بحرین، به شدت با آن مخالفت می کنند، حتی اگر قرار باشد در این سازوکار گنجانده شوند. از منظر این کشورها -دیدگاهی که به طرز چشمگیری به موضع اسرائیل نزدیک است- چنین سازوکاری می تواند وزن ژئوپلیتیکی نامتناسبی به ایران بدهد.. بنابراین آنها ترجیح می دهند آمریکا بمباران ایران را از سر بگیرد.

پشت صحنه مخالفت چین با قطعنامه آمریکا و بحرین

اما مخالفت چین با قطعنامه آمریکا و بحرین دلایل دیگری دارد. قطعنامه ای که گفته می شود بیش از 100 کشور عضو سازمان ملل از آن حمایت کرده اند. اگرچه پیش نویس قطعنامه ای که من بررسی کردم مشمول فصل هفتم منشور ملل متحد نمی شود، اما موضوع به همین جا ختم نمی شود.

قطعنامه قبلی که توسط روسیه و چین وتو شد، از فرمول استاندارد «عملکرد بر اساس فصل هفتم منشور ملل متحد» استفاده نکرد. اما در متن خود عبارتی نزدیک به ماده 39 منشور داشت: «با اذعان به اینکه اقدامات ایران … تهدیدی برای صلح و امنیت بین المللی تلقی می شود».

از این منظر، نگرانی اصلی پکن این است که چنین قطعنامه ای، حتی اگر به نظر نمی رسد که مستقیماً تحت فصل هفتم قرار گیرد، می تواند راه را برای قطعنامه بعدی هموار کند. قطعنامه ای که این بار ممکن است به صراحت در فصل هفتم تعریف شود و اجازه استفاده از زور علیه ایران را بدهد. این رقص البته جدید نیست.

سرانجام، این قطعنامه های اولیه به تدریج راه را برای تشخیص تحت فصل هفتم هموار می کنند. تشخیصی که در مرحله نهایی، هزینه وتو را برای روسیه و چین افزایش می دهد. در عقل سلیم خفه کردن نوزاد در گهواره ارزانتر است. آمریکا نیز در مواجهه با قطعنامه های انتقادی علیه اسرائیل دقیقاً از همین منطق پیروی می کند. او با دست باز هر قطعنامه ای را که حتی امکان بازکردن راه برای اعمال هر نوع فشار بر اسرائیل را داشته باشد وتو می کند.

اما داستان به همین جا ختم نمی شود. چین به خوبی می‌داند که اگر ترامپ ایران را شکست دهد، جمهوری اسلامی را سرنگون کند و نفت ایران را تحت کنترل بگیرد، همانطور که نفت ونزوئلا را کنترل کرد، پکن در موقعیت بسیار آسیب‌پذیری قرار خواهد گرفت.. با این حال، پس از برکناری مادورو توسط ترامپ در اواخر دسامبر 2025، فروش نفت ونزوئلا به چین و آسیا 92 درصد کاهش یافت. از میانگین 600000 بشکه در روز در سال 2025 به 48000 بشکه در روز در فوریه 2026 رسید. بیشتر این نفت آسیایی نیز به چین رفت.

در چنین سناریویی، پکن نمی تواند روی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس حساب کند. کشورهایی که بعید است در برابر فشار آمریکا برای جلوگیری از جریان نفت به چین مقاومت کنند. از دیدگاه چین، تنها کشوری در خلیج فارس که می تواند در برابر چنین فشارهایی بایستد و احتمالا بایستد، ایران است. بنابراین، موافقت پکن با قطعنامه احتمالی تحت فصل هفتم که استفاده از زور علیه ایران را مجاز می‌سازد، چیزی بیش از یک عقب‌نشینی دیپلماتیک است. در استراتژی حساب شده چین، چنین اقدامی به این معنی است که پکن خود را در برابر اهرم فشار خطرناک ایالات متحده بر امنیت انرژی خود بی دفاع خواهد گذاشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی