اگرچه بیش از دو دهه از سرنگونی صدام حسین می گذرد، اما عراق همچنان با چالش های ساختاری ناشی از مداخلات مستقیم ایالات متحده مواجه است. نمونه بارز این مداخلات، تلاش سیستماتیک واشنگتن برای تأثیرگذاری بر روند انتخاب نخست وزیر عراق و مهندسی سیاسی نتایج انتخابات مطابق با منافع استراتژیک خود است. این موضوع علاوه بر از بین بردن استقلال همه جانبه عراق، موجب تهدید منافع ملی ایران می شود و راه حل اصلی پایان دادن به سلطه آمریکا بر درآمدهای نفتی و معیشتی مردم عراق است.
1. وتوی مستقیم سیاسی
واشنگتن یک نقشه راه الزام آور برای نخست وزیر عراق ترسیم کرده است. بر اساس اطلاعات منتشر شده از سوی کاخ سفید تاکید شده است که از سرگیری تعاملات بانکی و حمایت نظامی- اطلاعاتی بغداد منوط به اقدام عملی این کشور در خصوص محدودسازی گروه های مقاومت عراق خواهد بود. خواسته صریح آمریکا پاکسازی ساختار اداری عراق از نیروهای شبهنظامی، قطع جریان منابع مالی و منافع دولتی به آنها و ایجاد یک مانع شفاف بین دولت و گروههای مسلح است.
در ژانویه 2026، زمانی که ائتلاف چارچوب هماهنگی شیعیان عراق، نوری المالکی را به عنوان نامزد رسمی نخست وزیری معرفی کرد، دونالد ترامپ، رئیس جمهور وقت آمریکا، در اقدامی بی سابقه، علناً با این انتخاب مخالفت کرد. ترامپ در پیامی در شبکه اجتماعی Truth Social، مالکی را «انتخاب بدی» خواند و هشدار داد که در صورت بازگشت او به قدرت، «آمریکا دیگر به عراق کمک نخواهد کرد». ترامپ همچنین مدعی شد که عراق در دوران تصدی نخست وزیری المالکی وارد «فقر و هرج و مرج کامل» شده و «این اتفاق نباید دوباره تکرار شود».
نوری مالکی در واکنش به این مداخله آشکار، آن را نقض حاکمیت ملی و نظم دموکراتیک عراق دانست و تصریح کرد: ما دخالت آشکار آمریکا در امور داخلی عراق را قاطعانه رد می کنیم و آن را نقض حاکمیت عراق می دانیم.
اگرچه دخالت آمریکا در انتخاب نخست وزیر و سایر فرآیندهای سیاسی، امنیتی و حتی نظامی بی سابقه است، اما مقامات قبلی واشنگتن به جز جورج بوش از بیان مستقیم این دخالت خودداری کردند. مخالفت آمریکا با مالکی پدیده جدیدی نیست. در سال 2008، دولت جورج بوش، مالکی را به از دست دادن حدود 20 میلیارد دلار از ذخایر ارزی عراق که در نیویورک نگهداری می شود، تهدید کرد. مالکی که به شدت به حمایت نظامی و مالی آمریکا وابسته بود، سرانجام تسلیم فشارها شد. بدون شک مشکل دولت های آمریکا با مالکی نیست بلکه هر فردی که آرزوی نخست وزیری در عراق را دارد باید تحت دستور رئیس جمهور آمریکا باشد وگرنه با فشارهای مختلف سیاسی، اقتصادی، امنیتی و… مواجه خواهد شد. به عنوان نمونه می توان به حوادث سال 2019 عراق اشاره کرد که آمریکا یکی از بازیگران اصلی آن بود و در واکنش به تلاش های دولت عادل عبدالمهدی برای همکاری با چین اتفاق افتاد. سوال مهم این است که این مداخلات با چه ابزاری انجام می شود و چرا عراق نمی تواند در برابر آن مقاومت کند؟
2. ابزار مالی: گروگان گرفتن درآمدهای نفتی عراق
فراتر از تهدیدهای لفظی، آمریکا از اهرم های مالی قدرتمندی برای اعمال فشار بر بغداد استفاده کرده است. درآمدهای نفتی عراق که بیش از 90 درصد بودجه دولت را تشکیل می دهد، در حسابی در بانک فدرال رزرو آمریکا نگهداری می شود. این ترتیب ساختاری به واشنگتن این اختیار را می دهد که تحت عنوان نظارت، فشار مالی قابل توجهی بر عراق وارد کند و عملاً گلوگاه اقتصاد نفتی عراق را کنترل کند.
با این ابزار در آوریل 2026 دولت ترامپ از انتقال حدود 500 میلیون دلار از درآمدهای نفتی عراق جلوگیری کرد. پولی که بغداد قصد داشت از سپرده های خود در بانک فدرال رزرو آمریکا برای رفع نیازهای مالی و پرداخت حقوق خارج کند. این اقدام که توسط وال استریت ژورنال فاش شد، با هدف تحت فشار قرار دادن دولت عراق برای “برچیدن گروه های مقاومت” صورت گرفت. کارشناسان بر این باورند که این اقدام میتواند تأثیر بسزایی بر وضعیت نقدینگی در عراق داشته باشد؛ کشوری که برای مدیریت بازار داخلی خود به شدت به این منابع ارزی وابسته است.
تهدید ترامپ همچنین پیامدهای اقتصادی گسترده تری داشت. این تحلیل نشان میدهد که محدود کردن دسترسی مالی و تعلیق همکاریهای سیاسی میتواند مستقیماً بر «حقوق، خدمات عمومی، تلاشهای بازسازی و ثبات اقتصادی» عراق تأثیر بگذارد.
2. خاتمه همکاری امنیتی
توافقنامه راهبردی (SFA) که چارچوب روابط بلندمدت عراق و آمریکا را مشخص میکند، شامل زمینههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی است و همکاریهای دفاعی نیز در چارچوب این توافقنامه تعریف میشود. اکنون، واشنگتن در اقدامی تنبیهی، آموزش نظامی و برنامه های مبارزه با تروریسم را به حالت تعلیق درآورده است تا بغداد را مجبور به محدود کردن و خلع سلاح گروه های مقاومت کند. این در حالی است که عراق تحت فشار آمریکا امکان بهره مندی از همکاری با دیگر بازیگران را ندارد و این اقدام عملا لطمات جبران ناپذیری به توان نظامی-امنیتی بغداد وارد می کند.
3. وابستگی جریان های سیاسی داخلی به آمریکا و کشورهای منطقه
یکی از ابعاد مهم دخالت خارجی در عراق، بهره برداری از وابستگی جریان های سیاسی کرد و سنی به قدرت های خارجی است. این وابستگی به لحاظ ساختاری استقلال سیاسی عراق را تضعیف کرده و امکان مهندسی سیاسی از خارج را فراهم کرده است. اقلیم کردستان عراق به عنوان یکی از نزدیک ترین متحدان واشنگتن در عراق، همواره بر حمایت نظامی، سیاسی و اقتصادی ایالات متحده تکیه کرده است. این وابستگی از زمان حمله به عراق در سال 2003 و به ویژه در زمان جنگ علیه داعش عمیق تر شد. اما این حمایت مشروط و ابزاری بود. در مارس 2026، ترامپ به کردها در ازای مشارکت در تلاشها برای بیثبات کردن ایران در طول جنگ رمضان، حمایت نظامی گسترده از جمله پوشش هوایی را به کردها پیشنهاد کرد. این پیشنهاد که توسط واشنگتن پست گزارش شده، نشان می دهد که حمایت آمریکا از کردها بیشتر تابعی از منافع استراتژیک واشنگتن در منطقه است تا تعهدی پایدار به حقوق و منافع مردم کرد. همچنین ترامپ در اظهارات خود به صراحت اعلام کرد که قصد دارد از این منطقه در عراق تسلیحات به ایران منتقل کند اما موفق نشد. آمریکا نفوذ خود را در اقلیم کردستان با استفاده از اختلافات داخلی کردستان به ویژه رقابت حزب دمکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان تثبیت کرده است.
در سال 2020، زمانی که پارلمان عراق طرح اخراج نیروهای آمریکایی را تصویب کرد، نمایندگان کرد و سنی در اعتراض به این تصمیم جلسه رای گیری را تحریم کردند. یک نویسنده عراقی گفت: این اقدام نشان می دهد که “وفاداری آنها به آمریکا بیشتر از وفاداری آنها به ملت و کشور عراق است.”
نتیجه گیری
الگوی مداخله آمریکا در عراق، از مخالفت با نامزدی نوری مالکی گرفته تا استفاده از اهرم مالی و همکاری امنیتی، نشان دهنده رویکردی سیستماتیک برای محدود کردن استقلال سیاسی بغداد است. این مداخله همراه با بهرهبرداری از وابستگی جریانهای سیاسی داخلی به قدرتهای خارجی، عراق را در چرخه بیثباتی و عدم حاکمیت ملی گرفتار کرده است.
در واقع، مناقشه بر سر مالکی بر سر سابقه او در قدرت نیست، بلکه بازتابی از نبرد گستردهتر بین خودمختاری عراق و فشار خارجی است. نبردی که در آن از اهرم های اقتصادی، روایت های سیاسی و تهدیدات امنیتی برای شکل دادن به آینده بغداد از واشنگتن استفاده می شود. تا زمانی که ساختار اقتصادی و سیاسی عراق این درجه از آسیب پذیری را در برابر فشارهای خارجی حفظ کند و جریان های سیاسی داخلی به حمایت قدرت های منطقه ای و بین المللی متکی باشند، استقلال واقعی این کشور یک ایده آل دست نیافتنی باقی خواهد ماند.





