تبعید و شلاق مجازات زن جوان و مرد ماساژور برای خیانت

تبعید و شلاق مجازات زن جوان و مرد ماساژور برای خیانت

به گزارش اعتمادآنلاین، یک سال پیش مردی به پلیس مراجعه کرد و گفت که فکر می کند همسرش به او خیانت می کند. این مرد گفت: وقتی به خانه برمی گردم متوجه می شوم که فضای خانه مثل همیشه نیست. همسرم ژولیده است، وسایل خانه عوض شده و احساس می کنم به جز من و همسرم یکی در خانه بوده است. همسرم با اغراق سعی می کند همه چیز را عادی جلوه دهد و با من مهربان است.

وی ادامه داد: از آنجایی که کارمند هستم و در ساعت مشخصی به خانه می روم، اکنون به پلیس آگاهی مراجعه کرده ام و درخواست تحقیق دارم چرا که همسرم فکر نمی کند در این زمان سر کار نیستم.

با توجه به شکایت این مرد، ماموران او را نیمه روز تا منزلش همراهی کردند. به محض اینکه مرد شاکی کلید در را گذاشت و در را باز کرد، همه با صحنه ای روبرو شدند که مرد چند دقیقه قبل درباره آن صحبت کرده بود. پلیس مرد عجیبی را در خانه شاکی پیدا کرد که حالش بد بود. همچنین همسر شاکی نیز در وضعیت بدی قرار داشت.

در این بین بین متهمان و شاکی درگیری رخ داد که با دخالت ماموران خاتمه یافت. دو متهم دستگیر شدند. پرونده جهت رسیدگی به شعبه سوم دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. شاکی پرونده طلاق همسرش را نیز در دادگاه خانواده باز کرد. در جلسه ای که در شعبه سوم دادگاه کیفری استان برگزار شد، ابتدا شاکی در جایگاه قرار گرفت و گفت: چند سال پیش با همسرم ازدواج کردم. ما زندگی خوبی داشتیم، هر دو موقعیت اجتماعی بالایی داشتیم و درآمد خوبی داشتیم. در طول سال‌هایی که با هم زندگی می‌کردیم، تفاوت عمده‌ای با هم نداشتیم و زندگی زناشویی ما بسیار خوب بود. تا اینکه مدتی قبل از فاش شدن ماجرا متوجه رفتار اغراق آمیز همسرم شدم. او بیش از حد باورم را دوست داشت. هر بار که به خانه می رفتم متوجه تغییری می شدم، مثلاً می دیدم لباسم از داخل کمد دستکاری شده است. تخت ما به هم ریخته است. تعداد فنجان هایی که برای نوشیدن چای استفاده می کردیم افزایش یافته است.

وی ادامه داد: چند بار از همسرم پرسیدم مهمان داشتی؟ گفت نه. بعد از آن بود که مشکوک شدم و شکایت کردم و با پلیس به خانه رفتم که در حضور پلیس هر دو خیانتکار را گرفتیم. حتی این مرد هم می خواست فرار کند. می خواست خودش را از تراس خانه اش پرت کند که به موقع گرفتار شد.

سپس مرد متهم به جایگاه آمد و گفت: من ماساژور هستم و با این زن به صورت آنلاین آشنا شدم. به من نگفت که شوهر دارد. علاوه بر این، من اصلاً کار خاصی انجام نمی دادم. این زن گفت که علاقه زیادی به ماساژ دارد و می خواهد ماساژور شود. به همین دلیل برای تدریس ماسوری به خانه او می رفتم. البته چندین بار برای ماساژ به منزل ایشان رفتم.

در ادامه متهم ردیف دوم در جایگاه قرار گرفت و توضیح داد: من شوهرم را دوست داشتم، اما ماساژور را هم دوست داشتم، چون شوهرم مخالف بود، از او پنهان شدم و پنهانی یاد گرفتم. من تقلب نکردم.

وی در توضیح اینکه چرا آن روز حالش بد بود، گفت: به خاطر کلاس ماساژ است. باید لباس مخصوص بپوشیم.

در پایان قضات هر دو متهم را به شلاق و تبعید محکوم کردند. اما زن درخواست کرد که به شهر خودش تبعید شود. وی گفت: شوهرم قصد دارد از من طلاق بگیرد و حکم دادگاه را به دادگاه خانواده تقدیم کرد تا مهریه را نپردازد. با توجه به اینکه ممکن است مهریه ای به من داده نشود، تقاضا دارم به شهرم تبعید شوم تا در کنار خانواده باشم. من روانشناس هستم و می توانم کار کنم و به مردم خدمات ارائه دهم.

سرانجام داوران به شور آمدند تا درخواست او را بررسی کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی