چرا مذاکره را امر نامقدس می‌دانند؟/ اتفاقا الان زمان مذاکره است

چرا مذاکره را امر نامقدس می‌دانند؟/ اتفاقا الان زمان مذاکره است

علی ربیعی در یادداشتی در روزنامه ایران نوشت: ایران به تعبیر رهبر شهید «مستحکم ایستاده است» و اکنون پرسش اصلی این است که چگونه می توان این جایگاه را به دستاوردی پایدار تبدیل کرد؛ چگونه می توان دفاع را از یک ضرورت تاریخی به سرمایه ای برای آینده ایران تبدیل کرد؟

اگر این لحظه صرفاً در سطح یک پیروزی نظامی یا عبور موقت از بحران باقی بماند، فرصت بزرگتری از دست خواهد رفت. فرصتی برای بازسازی امید اجتماعی، احیای رابطه دولت و ملت و آغاز دوره جدیدی از عقلانیت و همبستگی ملی.

در این زمینه نکاتی را با دو گروه از جامعه و همه مردم دارم.

گروه اول: من با کسانی صحبت می کنم که می گویند چرا دیر؟ و به جای اینکه به فکر حفظ سرمایه ملی باشند، گفتمان سرزنش و سرزنش را ترویج می کنند.

به هر حال، این لحظه مناسب در تاریخ است. مذاکره زمانی معنا دارد که ملتی از موضع ضعف صحبت نکند. امروز اسرائیل بیش از هر زمان دیگری از پروژه تجزیه ایران و تغییر رژیم ناامید شده است. این ناامیدی محصول مقاومت ملی ایران، انسجام اجتماعی و ایستادگی در برابر فشارهای سنگین است. در چنین شرایطی، مذاکره نشانه عقب نشینی نیست، بلکه گسترش قدرت ملی است. ادامه همان ایستادگی در عرصه دیگر. لحظه تاریخی شکل گرفته نباید با قضاوت های عجولانه و تخریب سرمایه های روانی جامعه خدشه دار شود.

گروه دوم: با کسانی هم صحبت می کنم که هر مذاکره ای را حرام می دانند و فکر می کنند در دنیای معاصر بدون گفتگو و توافق می توان به دستاوردی ماندگار دست یافت. تجربه یک قرن اخیر در منطقه و جهان نشان داده است که حتی بزرگترین مقاومت ها زمانی به نتیجه رسیده اند که توانستند دستاورد میدانی را به یک توافق سیاسی و تثبیت تاریخی تبدیل کنند.
برخی ذهن های کوچک فکر می کردند که نوعی جنگ سرد دائمی برای ایران مطلوب است. وضعیت فرسایشی که نه امنیت می آورد و نه توسعه. این هرگز نمی تواند سرنوشت مطلوب ایران باشد. امروزه بر اساس بسیاری از سنجش های اجتماعی، اکثریت قابل توجهی از ایرانیان، ایران را برنده این نبرد می دانند.

این سرمایه روحی و روانی باید حفظ شود. امید اجتماعی را نمی توان با اظهارات ناپخته، با دوگانگی های بی نتیجه و با نادیده گرفتن دستاوردهای ملی ساخت. باید به گروه مومنان در پیروزی ملی بپیوندند. پیروزی که حاصل قدرت میدان، خویشتن داری سیاسی، حمایت جامعه و تحمل رنج مردم بود.

گروه سوم: اما مسئله اصلی با جامعه ایران است. با مردمی که مزد مقاومت خود را در این ایستادگی ملی دیدند.
این دستاورد حاصل صبر جامعه بود و نقش شما در “نه” گفتن به فارسی زبانان وابسته به اسرائیل نقش تعیین کننده ای داشت. درست مثل به موقع نبودن و درست و سر وقت نبودن، هر دوی آنها تکمیل کننده خلق این لحظات و دستیابی به دستاوردها بودند. جامعه ایران نشان داد که می تواند اعتراض، نگرانی، انتقاد و پروژه براندازی را در حساس ترین لحظات تشخیص دهد و در میدان طراحی شده دشمن بازی نکند.

حالا باید به این جامعه و خواسته هایش احترام بگذاریم. عده ای محدود با سرسختی و پافشاری بر رویکردهای خاص، نباید تقسیم بندی هایی شبیه به موضوع اینترنت و سایر مسائل حساس اجتماعی را بازتولید کنند. جامعه ای که در این برهه تاریخی چنین بلوغ و همراهی را از خود نشان داده، شایسته شنیدن، احترام و مشارکت بیشتر است.

ما نه تنها نیاز به بازسازی، بلکه به نوسازی روابط بین ملت و دولت داریم. رابطه ای مبتنی بر اعتماد، احترام متقابل و پذیرش تنوع اجتماعی. تداوم و نهادینه شدن این همبستگی ملی مهمترین دستاورد این دوره خواهد بود.

در این میان نقش دولت در آرامش بخشیدن به فضای داخلی، پرهیز از تفرقه، تواضع در حکومت داری و بها دادن به هرکسی که توانایی و ظرفیت برای ایران دارد، قابل توجه است. ایستادگی در کنار رهبری از رهبر شهید تا امروز زمانی معنا پیدا می کند که بتواند به انسجام ملی و کاهش شکاف های اجتماعی منجر شود. دولت و شخص رئیس جمهور با تواضع در برابر جامعه و با مشارکت مردم نه تنها برای بازسازی، بلکه برای بهتر شدن ایران از قبل تلاش خواهند کرد. ایرانی که از دل رنج و مقاومت به عقلانیت، توسعه و همبستگی جدید رسیده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی