قدیر باستانی تبریزی، مدرس علوم ارتباطات اجتماعی در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت: بوی توافق بلند شده است؛ از لحن رسانههای جهانی، از تغییر ادبیات تحلیلگران آمریکایی و از نوع روایتهایی که این روزها درباره جنگ و آشتی شکل گرفته است. روایت به جای تمرکز بر شکست یا انزوای ایران، مبتنی بر توانایی ایستادگی، مدیریت بحران و تحمیل منطق سازش به طرف مقابل است توافق موقت – که با هزینه سنگین و تلاش فراوان در مسیر تحقق قرار گرفته است – نهایی خواهد شد، اما مهمتر از توافق، کیفیت ایران پس از توافق است.
در جهان آینده، ملت هایی که می توانند امید تولید کنند پیروز خواهند شد و شاید مهمترین حقیقت این باشد که ایران هنوز زنده است. نه اینکه از جنگ گذشته باشد، اما هنوز امکان اصلاح، گفت وگو، بازسازی و عقلانیت در آن گم نشده است. ایران برای غلبه بر فرسایش سالهای تحریم و بحران، بیش از هر زمان دیگری به کارزار ملی امید، عقلانیت و آینده نیاز دارد. ایجاد تصویری باورپذیر از فردا که هم جامعه خسته داخلی را به مشارکت مجدد امیدوار کند و هم جهان را متقاعد کند که با ایران تعامل بیشتری داشته باشد.
این فقط برای رسیدن به توافق نیست. مشکل توانایی حفظ و گسترش این موقعیت و تبدیل آن به سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و توسعه پایدار است. دغدغه اصلی اینجاست که این فرصت تاریخی را با دست خودمان با اشتباهات محاسباتی و روایت های بلاغی و تصمیمات تنگ نظرانه از بین ندهیم. واقعیت این است که ایران از خرداد تا اسفند در کوره سه جنگ متوالی آسیب دیده و شاهد نوعی پیشرفت تاریخی و اجتماعی بوده است. جامعه ای که فشار، اضطراب، تحریم، ناامنی و بحران را تجربه کرده است، دیگر جامعه قبلی نیست.
افکار عمومی، نسل جوان، طبقه متوسط، حتی نگاه ایرانیان خارج از کشور و همچنین نگاه جهانیان به ایران دستخوش تغییر شده است. اگر این تحول بزرگ به درستی درک و دریافت شود، شکاف ایران بین قبل و بعد از جنگ میتواند به سرمایه راهبردی توسعه تبدیل شود که باید مبنای برنامهریزیهای نوین در سیاست داخلی و خارجی قرار گیرد. در دنیای آینده، علاوه بر موشک و قدرت نظامی، وجهه ملت ها نیز بخشی از بازدارندگی و امنیت ملی آنهاست. ایران بیش از هر زمان دیگری نیاز دارد که مردمش به درستی به دنیا معرفی شوند.
مردمی با فرهنگ، تاریخ، ظرفیت انسانی و عقلانیت متفاوت از تصویری که برخی رسانه ها و محافل سیاسی غربی سال هاست سعی کرده اند از ایران بسازند. گشایش کانال های ارتباطی بین مردم ایران و افکار عمومی جهان – به ویژه در کشورهای قدرتمند – نوعی پدافند غیرعامل موثر در شرایط پیش رو است. هر گردشگر، هر دانشجو، هر هنرمند، هر فعال اقتصادی و هر روایت واقعی از زندگی ایرانی می تواند بخشی از پروژه ایران هراسی و برچسب های “ملت تروریست” را خنثی کند. توسعه گردشگری، حضور فعالتر وزارت امور خارجه، تقویت دیپلماسی عمومی و نقش جدیتر نهادهای فرهنگی و ارتباطی بخشی از امنیت و منافع ملی ایران در عصر جدید است.
اما به نظر می رسد هنوز دوز عقلانیت، تدبیر و مصلحت در بخشی از ساختار تصمیم گیری کشور متناسب با پیچیدگی ها و ابعاد بحران های کنونی نیست. در ماه های اخیر به دلایل مختلف دستگاه محاسباتی سیستم دچار اختلال، خطاهای تخمینی و نوعی شعارهای خورنده شده است. کما اینکه هنوز عده ای با مختصات دوران قبل از جنگ تصمیم می گیرند در حالی که جامعه و حتی فضای بین المللی وارد مرحله جدیدی شده است. در بخشی از ساختار رسمی، همچنان نوعی غلبه ادبیات عاطفی و روایت جنگ وجود دارد، در حالی که افکار عمومی تشنه ثبات، صلح و افق روشن اقتصادی است.
جامعه امروز ایران بیش از هر چیز به نشانه هایی از عقلانیت، اصلاح، انعطاف و تصمیم گیری برای عبور از بحران نیاز دارد. دولت مسعود مزیکیان سخت کار می کند و نشانه های روشنی از تمایل به منطقی سازی فضا و گذر کشور از شرایط فرسایشی دیده می شود. اما واقعیت این است که در 48 روز پس از آتش بس، عبور از بحران تنها با تلاش یک دولت ممکن نیست. همه اجزای حاکمیت باید درک مشترکی از حساسیت این مرحله پیدا کنند و در مسیری هماهنگ و هم افزا قرار گیرند. در شرایط پس از جنگ، جامعه بیش از هر زمان دیگری نیازمند دریافت نشانه هایی از وحدت در تصمیم گیری، انسجام در سیاست گذاری و همدلی در حاکمیت است.
صدا و سیما همچنان غیر فراگیر و تنگ نظرانه است. اینترنت بین المللی عملا مسدود است و حتی بر ادامه محدودیت ها تاکید شده است. پروژه جدی روانی و اجتماعی برای آرامش جامعه شکل نگرفته و نبض روشنی از اصلاح، بهبود یا تغییر به مردم منتقل نشده است. جامعه ای در بحران نیاز به مراقبت دارد. او باید احساس کند که کسی می تواند ضربان قلبش را بشنود. اکنون در بسیاری از رسانه های جهان تصویر جدیدی از ایران در حال شکل گیری است.
نباید اجازه داد این فضا دوباره با خطاهای ارتباطی، پنهان کاری و روایت های غیرواقعی از بین برود. بسیار مهم است که توافق برای عموم قابل باور باشد. هیچ چیز را نباید پشت سر گذاشت. اگر امتیازاتی برای توقف حمله داده شود، باید صادقانه با مردم در میان گذاشته شود. جامعه ای که سال ها هزینه تحریم ها را پرداخته است، ظرفیت درک حقیقت را دارد. شاید مهمترین وظیفه در حال حاضر گوش دادن به صدای روزگار باشد. ایران با همه زخم هایش هنوز ظرفیت قیام را دارد به شرط اینکه عقلانیت بر شعار، تدبیر بر انفعال و امید بر ترس غلبه کند.





