معماری منطقه‌ای که منافع ایران را نادیده بگیرد، توسط قدرت ایران به چالش کشیده خواهد شد

20

تحلیل رضا نصری از اشتباهات دشمنان در برخورد با ایران:

تجاوز نظامی اخیر آمریکا و اسرائیل به ایران، حکم قاطعی را در مورد مدل امنیت منطقه ای که سال ها بر خاورمیانه حاکم بود، صادر کرد. این الگو بر اساس دو ستون در هم تنیده بود. اولین مورد سخت افزاری بود: شبکه گسترده پایگاه های نظامی ایالات متحده در سراسر خلیج فارس که بر این فرض ساخته شده بود که طرح نیروی قاطع می تواند ایران را بازدارد. دوم نرم افزار بود: توافق ابراهیم، ​​یک معماری دیپلماتیک مصنوعی و تحمیلی که برای ایجاد یک ائتلاف ضد ایرانی طراحی شده بود که کشورهای عربی را از طریق عادی سازی روابط و تصور تهدید مشترک که ریشه در فرضیه های نادرست و روایتی معیوب دارد، به اسرائیل متصل می کرد. قرار بود این دو ستون در کنار هم ثبات ایجاد کنند. در عوض، ویرانی ایجاد کردند.

جنگ این الگو را برای آنچه همیشه بود آشکار کرد: توهم امنیت. کشورهای عربی که آینده خود را به تضمین های آمریکا گره زدند، نه حمایت وعده داده شده را دریافت کردند و نه قابل پیش بینی مورد نیاز توسعه اقتصادی بلندمدت. وقتی منطقه دائماً در آستانه فاجعه است، استقرار صندوق های ثروت ملی، اجرای استراتژی های متنوع سازی یا تصویب قراردادهای اجتماعی غیرممکن است. آنچه این مدل در نهایت ارائه کرد، یک چشم انداز ویرانگر و بسیار واقعی از سرایت اقتصاد جهانی، با قیمت های سرسام آور انرژی، مختل شدن خطوط کشتیرانی و بازارهای مالی آشفته از لندن تا توکیو بود.

اکنون وسوسه این است که به این مسئله به عنوان یک خرابی موقت فکر کنیم، نقصی که باید اصلاح شود تا یک نقص طراحی که باید کنار گذاشته شود. برخی از بازسازی زیرساخت‌های پایه، تأیید مجدد تعهدات اتحاد، و شروع مجدد فرآیند عادی‌سازی، دوبرابر کردن سخت‌افزار و نرم‌افزار مشابهی که اخیراً شکست خوردند، پشتیبانی خواهند کرد. این یکی از مهمترین اشتباهات استراتژیک قرن خواهد بود.

بازتاب صادقانه ای که اکنون رهبران منطقه باید با آن روبرو شوند این است: ایران مشکلی نیست که بتوان آن را مدیریت کرد. ایران یک کشور تمدنی مؤثر با ریشه های تاریخی عمیق، جمعیت نود میلیونی و منافع مشروع امنیتی است که کل قوس خلیج فارس تا شام را در بر می گیرد. برای سی سال، استراتژی آمریکا قدرت ایران را چیزی می‌دانست که باید مهار، نابود یا در نهایت معکوس شود. جنگ نشان داد که این رویکرد ایران را مهار نمی کند. بلکه محیط اطراف را از بین می برد.

با حذف مهمترین قدرت بومی منطقه نمی توان نظم پایدار پس از جنگ را ایجاد کرد. باید مبتنی بر شناخت روشن موقعیت و واقعیت های میدانی ایران باشد. این امر مستلزم پرداختن واقعی به منافع اساسی امنیتی و اقتصادی ایران است، نه لزوماً به عنوان یک امتیاز، بلکه به عنوان یک تصدیق عملی واقعیت.

معماری منطقه ای که منافع ایران را نادیده می گیرد، با قدرت ایران به چالش کشیده خواهد شد. این یک پیش بینی نیست. این درسی است که در دهه اخیر آموخته شده و در ماه های اخیر بر آن تاکید شده است.

را

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی