علی رضا معینی در یادداشتی در عصرایران نوشت: آگاهان و دلسوزان همواره بر این نکته تاکید داشته اند که آزادی جریان اطلاعات یک آرمان انتزاعی نیست، بلکه روشی ضروری برای افشای حقیقت، اصلاح اشتباهات حاکمیتی و جلوگیری از انباشت فساد و سهل انگاری است. این روش آینه شفافی بر چهره تصمیمگیری است که نقاط ضعف را آشکار میکند، بازخورد واقعی مردم را به حاکمان میدهد، برنامهریزی را منطقیتر میکند و قوای سهگانه را در معرض نقد و نظارت قرار میدهد. اما اتفاقی که در سه ماه اخیر در اینترنت ایران رخ داد، مصداق بارز ترس از این روش و فاجعه ای خودساخته بود که حقوق مردم را از بین برد، معیشت مردم را از بین برد و توسعه کشور را با چالش مواجه کرد و خوشبختانه با آمدن رئیس جمهور سعی در پایان دادن به این روند دارند.
روایت تلخ سه ماه خاموشی ملی
از ابتدای ژانویه 2026 با تشدید اعتراضات و سپس تنش های بهمن ماه، محدودیت ها به خاموشی گسترده و تقریباً کامل تبدیل شد. طولانی ترین خاموشی جهانی در تاریخ معاصر ایران – نزدیک به نود روز با دسترسی بین المللی به اینترنت 1-2 درصد – کشور را به جزیره اطلاعاتی منزوی تبدیل کرد. در این مدت تنها شبکه ملی اطلاعات با محتوای کنترل شده و سرعت ناکافی در اختیار مردم بود. اگرچه رئیس جامعه پزشکی اواخر اردیبهشت ماه دستور بازگشایی آن را صادر کرد، اما انتشار اخباری مبنی بر توقف اجرای این مصوبه از سوی دیوان عدالت اداری به استناد شکایت از «سند ستاد ویژه ساماندهی فضای مجازی» نگرانی هایی را ایجاد کرد و امیدواریم با تدابیری در بالاترین سطوح این مشکل حل شود.
. این درگیری آشکار عمق اختلافات داخلی و نتیجه مماشات یک جانبه را آشکار کرد.
تامین حقوق مردم و تخریب معیشت: هزینه ای غیر قابل توجیه
از منظر تأمین حق – آن حق عمیق و حقیقت جویانه – اینترنت رایگان ابزاری حیاتی برای ثبت نقض حقوق، افشای فساد و رساندن صدای مظلومان به عرصه عمومی است. قطع عمدی آن به طور سیستماتیک این حق را نقض کرد: اطلاعات مستقل خفه شد، روایت رسمی در انحصار بود، و تصمیم گیرندگان از بازخورد واقعی و نارضایتی های مردمی قطع شدند. حکومت داری بدون آگاهی از ضعف ها نتیجه ای جز غفلت و تکرار اشتباه ندارد.
آسیب اقتصادی این سیاست ویرانگر بود. کسب و کارهای آنلاین، فریلنسرها، فروشگاه های مجازی و خدمات کوچک کاملاً فلج شده بودند. زیان روزانه ده ها تا صدها میلیون دلار، ورشکستگی گسترده استارت آپ ها، بیکاری میلیون ها نفر و ضربه سختی به زنان سرپرست خانوار وارد شد. دسترسی ترجیحی به نخبگان و کسبوکارهای مورد تایید، تبعیضهای دیجیتالی آشکاری را ایجاد کرد که عدالت اجتماعی را به سخره گرفت. این رویکرد امنیت به ارمغان نیاورد، بلکه فقر انباشته شده، نارضایتی و خشم را تشدید کرد.
ضعف ساختاری صدا و سیما در برابر عطش دانش
در خلاء ایجاد شده، صدا و سیمای حکومتی که حتی دولتی هم نیست، با خوراک فکری یک طرفه، تبلیغات و عدم صداقت بی پروا، نتوانست ذره ای از عطش عمیق مردم به دانش، درک حقیقت و نقد واقعی را پاسخ دهد. مردم به جای مواجهه با دیدگاه های مخالف هر جناح ـ اصلاح طلب، اصولگرا، لیبرال و غیره ـ با روایت های مکرر و سانسور شده مواجه شدند. این ضعف ساختاری فاحش نشان داد که کنترل مرکزی اطلاعات هرگز جایگزین یک رسانه پویا، چند صدایی و پاسخگو نخواهد شد.
انگیزه واقعی و اشتباه محدود کننده ها: ترس از شفافیت
با نگاهی انتقادی و دقیق باید گفت: ادعای «امنیت ملی» عمدتاً پوششی برای ترس عمیق از شفافیت، نظارت مردمی و افشای فساد زورمندان است. آنها ترجیح می دهند آینه حقیقت را بشکنند تا زشتی حاکمیت را نبینند. روش قطع ناگهانی، گران کردن VPN، ایجاد یک شبکه داخلی کنترل شده و دسترسی لایه ای بیشتر مقتدرانه است تا منطقی. این سیاست ها ناخواسته خصمانه پیشرفت ایران است و توسعه اقتصادی، نوآوری و اقتدار واقعی کشور را قربانی می کند.
شکست در مماشات یک جانبه
خبر نگران کننده تعلیق تاییدیه ستاد ویژه توسط دیوان عدالت اداری – بر اساس شکایت جریان های حداقلی – نماد روشنی از بن بست فعلی است. نتیجه سازش و مماشات یک جانبه دقیقاً این بود: حتی دستور مستقیم رئیس جمهور در مقام ریاست شورای عالی امنیت ملی نیز اجرا نشد. این اقدام نه تنها ایجاد وحدت نمی کند، بلکه تسلیم در برابر کسانی است که از آزادی و آگاهی مردم می ترسند. حقوق مخالفان ایدئولوژیک از همه طیف ها نیز در این محدودیت دیجیتال پایمال شد. حقیقت فقط در مواجهه آزادانه ایده ها متبلور می شود، نه در تاریکی تحمیلی.
شاهدان فکری: از هایک و پوپر تا متفکران معاصر
کارل پوپر در «جامعه باز و دشمنان آن» تأکید می کند که بدون انتقاد مستمر و جریان آزاد اطلاعات، جامعه به سمت بسته شدن و استبداد می رود. فردریش هایک هشدار می دهد که دانش واقعی و توزیع شده تنها در بازار آزاد ایده ها شکوفا می شود، نه در کنترل مرکزی. جان رالز نیز آزادی دسترسی به اطلاعات را مبنای عدالت اجتماعی می داند و محرومیت از گروه های آسیب پذیر را تثبیت نابرابری می داند.
متفکران مدرن در علوم ارتباطات و رفتار نیز این دیدگاه را تقویت می کنند: رونالد دیبرت (از ابتکار OpenNet) نشان داده است که سانسور اینترنتی اعتماد اجتماعی را از بین می برد و نارضایتی را زیرزمینی می کند. تئوری واکنش روانشناختی توضیح می دهد که محدودیت های شدید واکنش منفی ایجاد می کند و بی اعتمادی را تشدید می کند. اوگنی موروزوف همچنین بر «اثر خالص» سانسور تأکید می کند: ظاهراً کنترل ایجاد می کند، اما در درازمدت نوآوری و انسجام اجتماعی را از بین می برد.
دعوت به درایت: آینه را نشکن
آگاهان و دلسوزان می گویند: نور اطلاعات بدرخشد تا ضعف ها اصلاح شود، مفاسد کاسته شود و مردم تشنه حقیقت در پرتو علم و صداقت بی پروا راه پیشرفت را بپیمایند. آزادی از نظر دکتر سروش مانند روشی برای اطلاعات و خطایابی است و تهدید نیست. عشق و تحکیم مدیریت عادلانه تر قدرت است. تنها راه، حکومت عادلانه و پیشرفت پایدار ملی است. تکرار این اشتباهات هزینه ای است که ایران دیگر نمی تواند آن را تحمل کند.





