یادداشت تفاهم ایران و آمریکا راهی برای مدیریت منازعه است، نه پایان آن

یادداشت تفاهم ایران و آمریکا راهی برای مدیریت منازعه است، نه پایان آن

امضای یادداشت تفاهم بین ایران و آمریکا با توجه به پارامترهای حاکم بر روابط تهران و واشنگتن مهم‌ترین اتفاقی است که نه تنها منطقه چشم به راه آن است، بلکه فراز و نشیب‌های مسیر رسیدن به این تفاهم را نیز در پی دارد که باعث شده برخی امضای این تفاهم را بسیار نزدیک و برخی بسیار دور تحلیل کنند.

به گزارش ایرنا، بر اساس اعلام سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه در حال حاضر مذاکرات دو کشور برای تفاهم در حال انجام است. بررسی این تفاهم نامه در پایتخت ها به دلایل زیادی کند پیش می رود که یکی از مهم ترین دلایل آن عدم تصمیم گیری قاطع در کاخ سفید و تردیدهایی است که «دونالد ترامپ» در اتخاذ این تصمیم با آن مواجه است.

تصمیماتی که هر کدام پیامدهای خاص خود را بر آینده سیاسی او و همچنین منافع آمریکا و متحدان منطقه ای و فرامنطقه ای واشنگتن خواهد داشت. سردرگمی ترامپ در رسیدن به یک موضع مشخص و ثابت باعث شده است که تحلیلگران در ارزیابی این رویکرد سناریوهای مختلفی را تحلیل کنند که طیف آن از دلایل اقتصادی تا فشارهای روانی را در بر می گیرد.

برای بررسی اینکه چه چیزی باعث تردید ترامپ در تصمیم گیری و کندی روند مذاکرات شده است، گفتگویی با «رحمان قرم پور» تحلیلگر مسائل بین الملل انجام شد.

با توجه به اختلافات جدی ایران و آمریکا، کندی در تبادل پیام طبیعی است

روند تبادل پیام بین ایران و آمریکا با کندی پیش می‌رود، با توجه به اینکه این روند تقریباً برای تمام دنیا مهم است، دلایل این وقفه‌های طولانی چیست؟ سخنگوی وزارت امور خارجه رویکرد رئیس جمهور آمریکا و تغییرات مستمر پیش نویس را نکته اصلی می داند. ارزیابی تحلیلی شما در این زمینه چیست؟

پاسخ خوش بینانه به این سوال این است که با توجه به اختلافات جدی دو طرف، تاخیر در تبادل پیام امری طبیعی است. علاوه بر این، مذاکرات مستقیماً انجام نمی شود و ایران معمولاً این پیام ها را از طریق واسطه ها ارسال می کند. بنابراین این تاخیر طبیعی است. اما اگر بخواهیم نگاه بدبینانه ای به صحنه داشته باشیم، می توان گفت شاید این تأخیر در ارسال پیام و تبادل اطلاعات برای این باشد که آمریکا و ایران بتوانند ضعف های خود را در نبرد نظامی جبران کرده و برای جنگی دیگر آماده شوند. در هر صورت برای قضاوت در این مورد باید ببینیم آیا اطلاعات دقیقی وجود دارد یا خیر. ما در حال حاضر اطلاعات شفاف و عمومی نداریم که چرا ترامپ در حال تاخیر است، چرا او هفته گذشته توافق را امضا نکرد و چرا با وجود ابراز رضایت از آن، آن را امضا نکرد.

فشارهای داخلی و خارجی بر ترامپ، تصمیم گیری را برای او دشوار کرده است

تصمیم گیری رئیس جمهور آمریکا در مورد جنگ ایران؛ حداقل در ظاهر کار سخت شده است، آیا ترامپ نمی تواند تصمیم خود را بگیرد؟ یا بلاتکلیفی و شرایط فعلی جزئی از تصمیم اصلی اوست؟

واقعیت این است که او نیز مانند هر سیاستمداری تحت فشارهای متعدد و متناقض است. از یک سو در آستانه انتخابات میان دوره ای کنگره، دموکرات ها مدام اعلام می کنند که ترامپ در جنگ با ایران شکست خورده، برخلاف وعده های انتخاباتی خود آمریکا را وارد جنگ دیگری کرده، فریب سخنان نتانیاهو را خورده و …. از سوی دیگر، جمهوری خواهان تندرو مانند لیندسی گراهام و دیگران ترامپ را برای آغاز جنگ دیگری و پایان دادن به آن تحت فشار قرار می دهند. همچنین در سطح منطقه ای، برخی از متحدان آمریکا مانند عربستان سعودی و قطر از آمریکا می خواهند که جنگ دیگری را آغاز نکند، در حالی که متحدان دیگر مانند اسرائیل می خواهند آمریکا دوباره وارد جنگ شود.

علاوه بر این، ملاحظات اقتصادی و تأثیر این بحران بر اقتصاد جهانی نیز متغیر دیگری است که بر تصمیم ترامپ تأثیرگذار است. بر اساس گزارش آژانس بین المللی انرژی، پیامدهای انسداد تنگه هرمز و ذخایر انرژی جهان در ماه آینده به مرحله خطرناک و قرمزی خواهد رسید و بنابراین در صورت ادامه این روند ممکن است قیمت نفت چندین برابر افزایش یابد. این برای آمریکا نیز نگران کننده است.

از سوی دیگر، می دانیم که نرخ بهره اوراق قرضه خزانه داری آمریکا افزایش یافته است و این نشان دهنده افزایش انتظارات تورمی بلندمدت در آمریکا است که خبر خوبی برای ترامپ نیست. بنابراین، از نظر تئوریک می توان فهمید که چرا ترامپ نمی تواند به این راحتی تصمیم بگیرد.

عملیات آزادسازی سریع تنگه هرمز می تواند به یک بحران طولانی مدت تبدیل شود

برخی بر این باورند که استراتژی ترامپ برای به تعویق انداختن تفاهم نامه این است که به تدریج تنگه هرمز را با حملات نظامی هدفمند باز کند. آیا با توجه به اینکه ایران نیز به آنها پاسخ می دهد و قربانیان اصلی کشورهای منطقه هستند، چنین راهبردی وجود دارد؟ مثمر ثمر خواهد بود؟

اینکه آیا ترامپ می خواهد تنگه هرمز را از طریق اقدام نظامی محدود یا به عبارت دیگر پروژه آزادسازی باز کند یا نه، در حال حاضر نامشخص است. از جمله اینکه اگر این اقدام یعنی عملیات آزادسازی سریع با موفقیت انجام نشود، می تواند به یک بحران طولانی مدت تبدیل شود که مغایر با هدف اصلی آن است.

آنچه اکنون مورد بحث قرار می گیرد در واقع یک توافق یا یادداشت تفاهم موقت برای ادامه وضعیت موجود و ادامه آتش بس است. نه لزوماً به معنای دستیابی به یک توافق پایدار و نه لزوماً به معنای جنگ. به عبارت دیگر، اگر هدف ترامپ باز کردن تنگه هرمز باشد و اقتصاد جهان به مرحله قطعیت برسد، درگیری اگر طولانی شود، می‌تواند نااطمینانی را در اقتصاد و بازارهای جهانی تشدید کند.

بنابراین همچنان ابهاماتی در این زمینه وجود دارد. از سوی دیگر شاهد بودیم که در دو هفته اخیر ایران در واکنش به اقدامات آمریکا برای هدف قرار دادن زیرساخت‌های دریایی خود به کشورهای همسایه که آمریکا در آن پایگاه‌هایی دارد حمله کرده است و این بدان معناست که ایران همچنان آماده منطقه‌ای کردن جنگ است.

این موضوع همچنین می تواند مانعی در برابر اقدام آمریکا برای انجام عملیات رهاسازی کشتی ها باشد. سومین عاملی که برای ترامپ مهم است، عدم مشارکت اروپا و ناتو در این عملیات است. موضوعی که می تواند هزینه های آمریکا را افزایش دهد.

تفاهم نامه وضعیت موجود را برای یافتن راه حلی برای مناقشه تمدید می کند

با فرض امضای یادداشت تفاهم بین ایران و آمریکا که وزیر امور خارجه این کشور نیز آن را دور از دسترس نمی داند؛ چه سناریوهایی باید از آمریکا انتظار داشته باشیم؟ یا اینکه اساساً با توجه به کل اختلافات دو کشور می توان به جنگ پایان داد و نیروهای آمریکایی را از خلیج فارس (نیروهای اضافه شده از جنگ فوریه) خارج کرد؟ یا این تنش ها در زمان های مختلف تکرار می شود؟

باید توجه داشته باشیم که آنچه اکنون مطرح می شود در واقع یک توافق موقت یا یادداشت تفاهم برای ادامه وضعیت موجود و ادامه آتش بس است. نه لزوماً به معنای دستیابی به یک توافق پایدار و نه لزوماً به معنای جنگ. در واقع، این یادداشت تفاهم وضعیت موجود را گسترش می دهد تا دو طرف بتوانند راه حلی آبرومندانه برای این مناقشه بیابند. زیرا شکست عواقبی برای هر دو طرف خواهد داشت. نه آمریکا می خواهد بازنده این جنگ محسوب شود و نه جمهوری اسلامی ایران می خواهد بازنده این جنگ باشد.

بنابراین در صورت امضای یادداشت تفاهم، دو طرف دو ماه دیگر فرصت خواهند داشت تا به این نتیجه برسند که در عمل و از طریق تبادل پیام، میانجی گری و ارزیابی مجدد توانایی ها و تاب آوری، مناسب ترین راه برون رفت از مناقشه موجود چیست.

رفتار اسرائیل به نوع توافق ایران و آمریکا و همچنین ثبات این توافق بستگی دارد.

بر اساس شواهد، رژیم اسرائیل و نتانیاهو یکی از مهم‌ترین موانع بر سر راه رسیدن به تفاهم در این مقطع هستند. آیا ترامپ می تواند نخست وزیر اسرائیل را مهار کند؟ و اگر نه، چه آینده ای را می توان برای هر روند صلح در منطقه تحلیل کرد؟

اگر ایران و آمریکا بتوانند به یک توافق پایدار برسند، آمریکا می تواند اسرائیل را مهار کند. علاوه بر این، در دوران باراک اوباما نیز شاهد بودیم که تلاش‌های بنیامین نتانیاهو برای برهم زدن برجام به نتیجه نرسید. بنابراین اسرائیل به دلیل روابط ویژه ای که با آمریکا دارد و همچنین به دلیل درهم تنیدگی ملاحظات امنیتی و سیاسی آمریکا و اسرائیل نمی تواند کاملا برخلاف میل واشنگتن عمل کند. در گذشته، هر زمان که اختلافات بین دو طرف جدی بود، تل آویو معمولا ترجیح می داد عقب نشینی کند.

بنابراین در این صورت رفتار اسرائیل به نوع توافق ایران و آمریکا و همچنین ثبات این توافق بستگی خواهد داشت. علاوه بر این، گروه‌هایی در داخل اسرائیل وجود دارند که معتقدند اگر ترامپ با ایران به توافق برسد، اسرائیل چاره‌ای جز پذیرش آن نخواهد داشت و نباید تلاش کند آن توافق را از بین ببرد. زیرا در این صورت عملاً منافع آمریکا در منطقه را تهدید خواهد کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی