قربانی احتمالی ترامپ در پرونده ایران

قربانی احتمالی ترامپ در پرونده ایران

بعدی- آرون دیوید میلر، کارشناس ارشد مسائل خاورمیانه در مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللی

طبق گزارشی به نقل از مجله فارین پالیسی، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا عادت دارد دشمنان و متحدان آمریکا را تهدید کند. روشی که در صورت عدم اجرای خواسته های طرف مقابل، با عواقب شدید تهدید و تحت فشار قرار می گیرد. این رویکرد را می توان به عنوان تعریف ترامپ از «تریبون قلدری» دانست. بستری که به جای اقناع، بر تهدید و اجبار متکی است.

گاهی اوقات این روش نتیجه داده است. به عنوان مثال، در اکتبر 2025، ترامپ پس از تهدید به فاصله گرفتن از رهبر اسرائیل، موفق شد نتانیاهو را به پذیرش طرح 20 ماده‌ای صلح غزه وادار کند. اما این روش همیشه موفق نبوده است. فشار او بر اروپایی ها بر سر گرینلند کارساز نبود. همانطور که تلاش او برای وادار کردن ایران به پذیرش شروط آمریکا در یک توافق شکست خورد. نمونه جدیدتر تهدید هفته گذشته او علیه عمانی ها بود. زمانی که او هشدار داد که اگر رهبران عمان برخلاف میل او در مورد موضوع تنگه هرمز اقدام کنند، آنها را منفجر خواهد کرد.

ترامپ؛ حامی ضروری و تهدید پنهان برای نتانیاهو

همین هفته گذشته، دونالد ترامپ بار دیگر از همان “سکوی قلدری” این بار علیه اسرائیل استفاده کرد. در واقع، ترامپ درباره یک رهبر اسرائیل چیزی گفت که هیچ رئیس‌جمهوری آمریکا هرگز علناً نگفته بود: نتانیاهو «هر کاری بخواهم» در مورد ایران انجام خواهد داد. فشار ترامپ بر نتانیاهو ظاهرا کاملا واقعی است. به خصوص که نخست وزیر اسرائیل برای ماندن در قدرت به حمایت ترامپ نیاز دارد. ترامپ در اسرائیل از نتانیاهو محبوب‌تر است و اگر به نظر برسد که حمایت خود را پس بگیرد، ممکن است برای نخست‌وزیر اسرائیل در انتخابات اکتبر تمام شود.

امتیازات زیادی که دونالد ترامپ در اولین دوره ریاست جمهوری خود به نتانیاهو داد تصویر روشنی از نخست وزیر اسرائیل ایجاد کرد: یک سیاستمدار ضروری و منحصر به فرد برای حفظ پیوند قوی بین آمریکا و اسرائیل. این امتیازات با به رسمیت شناختن بیت المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل و انتقال سفارت آمریکا به این شهر آغاز شد و تا زمان به رسمیت شناختن حاکمیت اسرائیل بر بلندی های جولان و ادامه حمایت های نظامی واشنگتن از تل آویو ادامه یافت.

اما امروز، با توجه به آسیب پذیری های فزاینده نتانیاهو، به ویژه ناتوانی او در سرکوب حزب الله، حماس و اکنون ایران، نخست وزیر اسرائیل بیش از هر زمان دیگری به دونالد ترامپ به عنوان حامی فعال مبارزات انتخاباتی نیاز دارد. ترامپ به تنهایی نمی تواند نتانیاهو را در انتخابات پیروز کند. اما بدون حمایت او و بدون تاکید ترامپ بر این روایت که نتانیاهو برای حفظ روابط قوی بین ایالات متحده و اسرائیل ضروری است، آسیب پذیری نخست وزیر اسرائیل به طور تصاعدی افزایش خواهد یافت.

توافق احتمالی تهران و واشنگتن و خشم پنهان تل آویو

آزمایش واقعی نفوذ ترامپ بر نتانیاهو ممکن است به زودی انجام شود. زمانی که مذاکرات ایران و آمریکا به مرحله نهایی نزدیک می شود و یادداشت تفاهم روی میز است. بر اساس آنچه تاکنون مشخص است، رویکرد دولت آمریکا از دیدگاه نتانیاهو و مخالفان داخلی وی، وضعیت «باخت-بازنده» تلقی خواهد شد. جمهوری اسلامی ایران در قدرت باقی خواهد ماند. آن هم به شکلی سریعتر از گذشته و بدون فراهم کردن زمینه واقعی برای تغییر سیستم.

اکنون دولت ایران منسجم تر به نظر می رسد و کارت بازدارندگی نیز ضعیف شده است. زیرا تهران از حمله عظیم آمریکا جان سالم به در برده و در عین حال، اهرم جدیدی برای استفاده در آینده به دست آورده است: توانایی بستن تنگه هرمز و افشای آسیب پذیری کشورهای خلیج فارس. در این مرحله، هیچ نشانه ای وجود ندارد که ایالات متحده بتواند محدودیت های جدی بر زیرساخت های آسیب دیده هسته ای ایران اعمال کند.

متأسفانه برای نتانیاهو، اگرچه او احتمالاً نقشی کلیدی در چگونگی، چرایی و زمان آغاز جنگ داشته است، بعید به نظر می‌رسد که او در مورد چگونگی و زمان پایان آن اظهار نظر کند. اگر یادداشت تفاهم مطابق انتظار پیش برود، توقف خصومت‌ها می‌تواند فرصتی برای آغاز دور گفت‌وگو درباره همه موضوعات و پایان دادن به چشم‌انداز حملات مجدد آمریکا و اسرائیل فراهم کند.

به محض بازگشایی تنگه هرمز و رفع محاصره آمریکا، بازی سرزنش آغاز خواهد شد. نتانیاهو خشمگین و خشمگین باقی خواهد ماند، در حالی که متحدان سیاسی بی نام او استدلال خواهند کرد که ایالات متحده به دلیل فقدان اراده نتوانسته رژیم را در ایران تغییر دهد. از سوی دیگر ترامپ اجازه نخواهد داد نتانیاهو توافقی را که به جنگ پایان می دهد از بین ببرد. او برای محافظت از خود در برابر انتقادات داخلی در آمریکا، اسرائیل را به افراط و تفریط به ویژه در لبنان متهم خواهد کرد. ترامپ هیچ گونه مخالفت نتانیاهو و هرگونه اقدام نظامی جدید اسرائیل را که بتواند آمریکایی ها را به میدان نبرد بازگرداند، تحمل نخواهد کرد.

لبنان؛ نقطه فشار جدید بر نتانیاهو در معادله ایران و آمریکا

به یاد بیاورید که دونالد ترامپ عملاً نتانیاهو را پس از بمباران رهبری خارجی حماس در دوحه از سوی اسرائیل کنار گذاشت و اکنون بعید است که به نخست وزیر اسرائیل اجازه دهد او را به جنگی دوباره سوق دهد. در چنین سناریویی، تنها امید واقعی رهبر اسرائیل این است که ایران بیش از حد پیش رود و روند مذاکرات به هم بخورد.

لبنان نیز به احتمال زیاد به نقطه ای ناخوشایند برای نتانیاهو تبدیل خواهد شد. حزب الله به آتش بس پایبند نبوده، خلع سلاح نشده است و سریعتر و قدرتمندتر از تصور اسرائیل در حال بازسازی است. دولت لبنان تمایل بیشتری برای همکاری نشان داده است. با این حال، هنوز نه اراده و نه قدرت لازم برای خلع سلاح حزب الله را دارد. اسرائیل همچنین با اشغال بخش‌هایی از جنوب لبنان، دستور تخلیه روستاهای بیشتری و کشتار غیرنظامیان لبنانی در تلاش برای هدف قرار دادن حزب‌الله، اوضاع را پیچیده‌تر کرده است. اگرچه اقدام نظامی تهاجمی در داخل اسرائیل به ویژه در میان ساکنان مناطق مرزی شمالی رایج است، اما این رویکرد دولت لبنان را در موقعیت بسیار دشواری قرار داده است.

مسئله اصلی این است که لبنان چگونه می تواند در رقص سیاسی و دیپلماتیک آمریکا و ایران جایگاهی پیدا کند. تا این لحظه، دولت ترامپ به اسرائیل اختیار داده بود تا به مبارزات خود در لبنان ادامه دهد. اما اکنون پس از تصمیم ایران برای تعلیق مذاکرات با آمریکا، ترامپ با نتانیاهو تماس گرفته و او را برای توقف حملات اسرائیل در منطقه بیروت تحت فشار قرار داده است. این تحول می تواند نشانه ای باشد که در صورت توافق ایران و آمریکا چه اتفاقی خواهد افتاد. اگر این یادداشت تفاهم به نتیجه برسد و تهران آن را مشروط به برقراری آتش بس واقعی در لبنان کند، ترامپ در وادار کردن نتانیاهو به عقب نشینی تردید نخواهد کرد. در چنین شرایطی نتانیاهو چاره ای جز تبعیت نخواهد داشت.

نتانیاهو؛ گزینه احتمالی ترامپ برای مقصر دانستن شکست جنگ

دونالد ترامپ اخیراً از “سکوی قلدری” خود برای گره زدن توافق با ایران به پیوستن کشورهای خلیج فارس به توافقات ابراهیم استفاده کرد. پیوندی که برای بسیاری غیرقابل درک است، زیرا با واقعیت های سیاسی و امنیتی خلیج فارس ارتباط روشنی ندارد. شاید ترامپ محاسبه می کند که طرح چنین خواسته ای در صورتی که مجبور باشد اسرائیل را بر سر ایران و لبنان تحت فشار قرار دهد، می تواند نوعی سپر محافظ برای او در برابر منتقدان داخلی ایجاد کند.

اما واقعیت این است که هیچ شانسی برای کشورهای حاشیه خلیج فارس وجود ندارد که خود را به یک دولت اسرائیل متصل کنند که کرانه باختری را ضمیمه کرده، بخش‌هایی از لبنان را اشغال کرده و به نظر می‌رسد برای عملیات نظامی بزرگ دیگری در غزه آماده می‌شود. به استثنای امارات متحده عربی که به نظر می رسد بیش از پیش بر روابط خود با اسرائیل پافشاری می کند، آخرین چیزی که دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس به آن نیاز دارند، رابطه جسورانه و عمومی با دولت نتانیاهو است.

بنابراین، نتیجه واضح است: قلدری، تهدیدها و اهرم های ترامپ نتایج متناقض و ناپایدار داشته است. او هنوز نتوانسته با ایران به توافق برسد. هیچ پاسخ روشنی برای سرنوشت اورانیوم با غنای بالا مدفون شده در زیر آوار تاسیسات ایران وجود ندارد. اهرم فشار تنگه هرمز عملا در اختیار ایران قرار گرفته و «کمیسیون صلح» آن در غزه نتوانسته حماس را وادار به خلع سلاح کند.

سوال اصلی این است که در صورت توافق با ایران، آیا چیزی می تواند مانع از فشار احتمالی ترامپ بر اسرائیل شود؟ فشار بر تل آویو ممکن است حامیان جمهوری خواه اسرائیل را ناراحت کند. اما ترامپ ابتدا به فکر خودش است. در حدی که حتی گفت به انتخابات میان دوره ای اهمیتی نمی دهد. تنها نگرانی واقعی ترامپ واکنش شدید کسانی خواهد بود که می گویند او ممکن است به ایران آسیب رسانده باشد، اما در نهایت جنگ را باخته است. در چنین فضایی، چپ ها او را به خاطر شروع جنگ مورد ضرب و شتم قرار دادند و بخش هایی از جناح راست او را به باخت در جنگ متهم کردند. در این صورت ترامپ به دنبال مقصر خواهد بود. و نتانیاهو ممکن است در صدر فهرست او باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی