درگیری بر سر یک دختر به مرگ چهار نفر منجر شد

درگیری بر سر یک دختر به مرگ چهار نفر منجر شد

به گزارش اعتماد آنلاین، سال 1403 بود که به پلیس ورامین اطلاع دادند که درگیری خونینی در ورامین رخ داده و جوانی به نام یاشار جان خود را از دست داده است. پلیس متوجه شد این درگیری منجر به قتل دختری به نام آندیا شده است که چندین سال با یاشار رابطه عاطفی داشت.

پلیس قاتل یاشار به نام وحید را دستگیر کرد. وحید به قتل اعتراف کرد و گفت: یکی از دوستانم به نام سینا با یاشار رقابت عشقی داشت و به همین دلیل آنجا بودیم. وقتی یاشار شروع به دعوا کرد قصد دفاع از خودم را داشتم و نمی خواستم او را بکشم اما متاسفانه یاشار جان خود را از دست داد.

در حالی که رسیدگی به این پرونده ادامه داشت به پلیس گزارشی مبنی بر تیراندازی بین دو خودرو در حال حرکت در ورامین منجر به کشته شدن دو نفر شد.

پلیس تحقیقات خود را آغاز کرد و مشخص شد فردی که تیراندازی کرده از پلاک جعلی استفاده کرده است. ماموران پس از مدتی تحقیقات، عاملان تیراندازی را شناسایی و دستگیر کردند. متهم در بازجویی ها به تیراندازی اعتراف کرد و یکی از آنها گفت: شفیق برادر یاشار به ما دستور تیراندازی داد.

وی گفت: زمانی که یاشار کشته شد، شفیق منتظر نشد تا دادگاه در مورد این پرونده تصمیم گیری کند. او که بسیار ثروتمند است می گوید در ماجرای قتل برادرش افرادی هستند که قانون آنها را مجرم نمی داند و او فقط عامل قتل را دستگیر کرده و پول داده است تا مجازات شوند. شب حادثه چهار نفری که شفیق مدعی کشته شدن برادرش بود در یک عروسی بودند. دو نفر از دوستان شفیق از آنها عکس گرفتند و برای ما ارسال کردند. همانطور که مسلح بودیم، همه آماده شدیم. وقتی از عروسی بیرون آمدند ما تیراندازی کردیم و ماشین را شلیک کردیم. دو نفر از آنها در دم جان باختند.

مأموران شفیق و هر سه مرد را دستگیر کردند. تحقیقات در حال تکمیل بود که متهم جوان پرونده که از نقش شفیق صحبت می کرد در زندان جان باخت و پس از طی مراحل قانونی پرونده برای رسیدگی به شعبه 13 دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. در این جلسه والدین هر دو قربانی خواستار قصاص شدند. سپس نوبت به شفیق رسید; وی گفت: به من اطلاع ندادند که متهمان قصد تیراندازی دارند و چیزی به آنها نگفتم. من در ماشین بودم که تیراندازی کردند.

سپس متهم دیگر در جایگاه قرار گرفت و توضیح داد: ما ضارب نبودیم، ضارب شروین بود که اکنون فوت کرده است. هیچ کدام از ما از فعالیت های او آگاه نبودیم و در دام افتادیم.

سپس متهم ردیف سوم به نام رامتین در جایگاه حاضر شد. گفت: به خاطر قتل عکس نگرفتم، از من پرسیدند کجایی، من هم سلفی گرفتم و گفتم عروسی بودیم. قصد من افشای کسی نبود.

در پایان پس از ارائه دفاعیات وکلا، قضات برای صدور رأی وارد دادگاه شدند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی