باز هم هزینه ناترازی برق را باید مصرف کنندگان خانگی بدهند؟

مجدداً، آیا مصرف کنندگان خانگی باید هزینه عدم تعادل برق را بپردازند؟










اینکه مصرف وسایل سرمایشی خانگی برای تخصیص برق در اولویت قرار دارد و صنایع کشور باید با این نوع پرمصرف ها مقابله کنند، این سوال جدی را در خصوص چرایی و چگونگی تصمیم گیری در دیسپاچینگ کشوری ایجاد می کند. چه کسانی پشت این سیاست ها هستند و چه منافع یا فشارهایی دخیل هستند؟



ساناز تفرشی زاده در یادداشتی در این روزنامه نوشت: عدم تعادل انرژی که وزارت نیرو را مجبور به محدود کردن عرضه برق به صنایع مهم کشور کرده است، موضوعی فنی و گذرا نیست، این وضعیت عملا به یک بحران ساختاری و عمیق در تولید ملی تبدیل خواهد شد.

مسئولان دولتی معتقدند که حل عدم تعادل انرژی زمان بر است و مردم باید با صرفه جویی در مصرف برق مشکل را مدیریت کنند. این دیدگاه از چند جهت نادرست و غیرقابل قبول است. اولاً، بحران کنونی به راه حل های بلندمدت محدود نمی شود. در کوتاه مدت می توان محدودیت های تامین برق را برای صنایع تولیدی کشور کاهش داد، مشروط بر اینکه تصمیم گیری در سطوح مدیریتی توسط نیروهای متخصص، کارآمد و مستقل انجام شود.

اینکه مصرف وسایل سرمایشی خانگی برای تخصیص برق در اولویت قرار دارد و صنایع کشور باید با این نوع پرمصرف ها مقابله کنند، این سوال جدی را در خصوص چرایی و چگونگی تصمیم گیری در دیسپاچینگ کشوری ایجاد می کند. چه کسانی پشت این سیاست ها هستند و چه منافع یا فشارهایی دخیل هستند؟
در سوی دیگر این شیوه مدیریت غلط، شاهدیم که وزارت نیرو تمام مسئولیت عبور از پیک بار در تابستان امسال را بر دوش «مدیریت مصرف مردم» گذاشته است و هیچ اقدام دیگری برای پایداری برق در سایر بخش ها ندارد.

تجربه سایر کشورها نیز نشان می‌دهد که حتی در شرایط بحرانی، دولت‌ها می‌توانند با بسیج ظرفیت‌های فنی و مدیریتی، اصلاح ساختار تولید و جلب مشارکت بخش خصوصی از خاموشی‌های گسترده در کوتاه‌ترین زمان ممکن جلوگیری کنند. اما در کشور ما این روند به گونه ای پیش می رود که گویی خاموشی ها امری اجتناب ناپذیر و طبیعی است و این خاموشی در بخش داخلی تنها با محدود کردن عرضه به صنایع تولیدی قابل کاهش است.

اگر قرار است مردم بحران عدم تعادل برق را مدیریت کنند، فلسفه وزارت نیرو و مسئولان ارشد این بخش چیست؟ وزارت نیرو دارای بودجه، امکانات و ساختار وسیع و طولانی است تا دقیقاً در چنین شرایطی اقدام کند، برنامه عملیاتی ارائه کند و از خسارات سنگین به صنایع، خدمات و زندگی روزمره جلوگیری کند. ارتقای نقش مردم به «مدیریت بحران» به جای «همراهی و همراهی» در واقع عقب نشینی از مسئولیت های قانونی و تخصصی دولت است.




دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی