به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، در میدان تاریک تاریخ که مصلحت اندیشان سازش با ظالم را نقشه می خواندند، فریاد بلندی از گلوی سیدالشهدا علیه السلام برخاست که از مرزهای زمان گذشت و قانون جاودانه آزادی را نوشت.
این مانیفست حماسی – که آشتی حق و باطل را تا پایان قیامت غیرممکن میداند – پس از چهارده قرن در رگهای انقلاب اسلامی جاری شد، در قاموس هفت دهه مجاهدت و شهادت مظلومانه رهبر فرزانه امت، حضرت آیتالله العظمی سید و علی خامنهای امروز به سرحد و خطمشی تبدیل شده است. ملتی بیدار شود تا دنیا کربلا را جریانی سرکش بشناسد و به درستی که با یزیدیان زمان بیعت تحقیرآمیزی نمی کند.
پژواک قانون ابدی؛ وقتی کربلا در میدان اندیشه بنا شد
برای درک ساختار این حماسه جاوید باید غبار قرن ها را پس زد و به سال 60 هجری قمری بازگشت; به شبی تاریک و خفقان در مدینه. معاویه دنیا را وداع گفت و پسرش یزید مظهر کامل جهل و جاهلیت جدید بر تخت حکومت تکیه زده بود. پیک یزید با نامه ای پر از تندی و تهدید به ولید بن عتبه والی مدینه رسید: «از حسین بیعت بگیرید و اگر امتناع کرد سرش را ببرید».
نیمه شب حاکم مدینه، ساباط مصطفی (علیه السلام) را برای امضای کتاب سیاه حکومت طاغوتی به دارالامره فراخواند. در آن اتاق تاریک، مروان بن حکم نیز ایستاده بود و با منطق مصلحت آمیز خود، امام را به تسلیم و نجات جان خود تشویق کرد. امام در آن لحظه سرنوشت ساز که تمام قدرت جهان در یک طرف صف کشیده بود، نه یک نافرمانی شخصی و موقت، بلکه یک قانون فراتاریخی و تغییر ناپذیر صادر کرد: «میثلی لا یابائیو میثلهو» (من با امثال شما بیعت نمی کنم).
رمز عظمت این قول در تعمیم حماسی آن نهفته است.
اباعبدالله الحسین علیه السلام موضوع را شخصاً نگرفت; نگفت من با یزید بیعت نمی کنم، بلکه با استفاده از کلمه متال، حق و باطل را تا روز قیامت مرز کشید. «مثل حسین» مظهر روشن قرآن، عدل علوی و امامت الهی است و «مثل یزید» نسخه تغییرناپذیر ابوسفیان، چشمه گندیده استکبار و حکومت طاغوتی است.
این منطق یک جریان سیال دارد. پوسته تاریخی را می شکافد و برای همیشه اعلام می کند که هرگاه جبهه افتخار در مقابل جبهه ظلم صف آرایی کند، سازش بین آن دو ناممکن است. بیعت به معنای تأیید و امضای نظام باطل است و حق هرگز رنگ باطل نمی گیرد، حتی اگر به قیمت قربانی کردن برترین روح خلقت در مسلخ عشق باشد.
تجلی مکتب «لایبایی» در قالب یک رهبر شهید
در عصر ظلمت امروزی، این مانیفست آتشین عاشورا در روح پاک فرزند راستین زهرا(س) تجلی یافت; رهبری حکیم که تمام زندگی اش مظهر این فریاد بود. در 10 مارس 1404، دلهره عجیبی بر زمین افتاد. خبر شهادت مظلومانه و مقتدرانه حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای، ایران و همه آزادگان جهان را در حیرت و اندوهی بی حد و حصر فرو برد، اما در میان این اندوه بزرگ، آنچه رگهای ملت را مملو از غرور ملی کرد، تلاوت مکتبی بود که این پیشوای عزیز جانفشانی کرد.
جوهر هفت دهه مبارزه مستمر او در آخرین اظهارات معتبر او در 28 بهمن 1404 – درست دو هفته قبل از عروج خونین او – متبلور شد. در آنجا با صلابت حسینی و با استناد به همان سخنان جاودانه کربلا گفت: ملت ایران درس اسلامی و شیعه خود را خوب می داند… ملتی مثل ما با این فرهنگ، با این تاریخ، با این معارف بزرگ، با رهبرانی مثل مفسدانی که امروز در آمریکا مشغول به کار هستند، بیعت نمی کنند.
آیت الله خامنه ای سابقه آمیخته به تشریفات و عناوین اداری نداشتند. زندگی او تاریخ زنده خود انقلاب بود. مبارزه ای کفرآمیز که از سال 1341 و قیام خونین 15 خرداد آغاز شد، در شکنجه گاه های هولناک ساواک ادامه یافت و در تبعید سوزان ایرانشهر صیقل یافت.
پس از پیروزی اسلام در سال 1357 در هر سنگری که بوی خطر می داد ظاهر می شد; از جبهه های دفاع مقدس و هماهنگی غیرتمندانه نیروهای مسلح تا دو دوره ریاست جمهوری در سال های سخت جنگ. حتی در ششم تیر 1360 که پیکر مطهرش ترور شد، زخم جانباز را مدال افتخار مقاومت قرار داد و ثابت کرد که مقاومت یک وظیفه شخصی نیست، یک رسالت تاریخی است.
با رحلت امام خمینی (ره) در سال 68، بار رهبری ملت بر دوش ایشان گذاشته شد. او در طول چند دهه مظهر استقلال، نفی مطلق وابستگی و پیشرفت همه جانبه علمی و دفاعی بود. او به خوبی می دانست که ماهیت امامت – که پیوند روحی و عاطفی با مردم است – با فطرت درونی سلطنت و ظلم مستکبران در تعارض اساسی است. شهادت سرخ او در اوج مسئولیت آرزوی دیرینه ای بود که برآورده شد تا دنیا ببیند او در بستر نمرده، در میدان و در بحبوحه جهاد جان باخته است.
از اندیشه رهبر تا اراده ملت؛ بیعت نکردن یک خواسته ملی است
امروز در این روزهای حماسی که قرار است پیکر پاک آن رهبر شهید بر دستان میلیون ها عاشق تشییع شود، دشمنان کمین این مرز و بوم در انتظار فروپاشی نظام هستند، اما از درک یک حقیقت عاجز هستند: جمهوری اسلامی به قامت یک نفر تکیه نمی کند. این نظام سر بر دوش ملتی دارد که به مکتب «مثلی لا یبعی مانند یزید» اعتقاد کامل دارد و آن را به یک مطالبه جهانی و ملی تبدیل کرده است.
مردم ایران به این باور پولادین رسیده اند که سران استکبار جهانی – که مظهر عینی دولت ظالم و فریبکار آمریکاست – در حال بازسازی همین نظام یزیدی هستند. تشنه نابودی اپوزیسیون هستند و مانند چشمه بدبو فساد و تباهی را در جهان پراکنده می کنند. بنابراین فریاد «لا بیعت» خط قرمز راهبردی و رسالت وجودی تک تک ایرانیان است. امروز جریان های مختلف اجتماعی و سیاسی با همه اختلافات زیر سایه این اتحاد مقدس متحد شده اند.
اقتدار عظیمی که تهران را به قلب تپنده معادلات غرب آسیا تبدیل کرده است، نتیجه همین عقلانیت ظالمانه است. همانطور که شهید والامقام حاج قاسم سلیمانی بارها بیان کرده است، وظیفه دفاع از جمهوری اسلامی کمتر از دفاع از حرم الله نیست. امروز زمان آن رسیده است که این دیدگاه طولانی را آشکار کنیم.
ملت ایران با هوشیاری و وفاداری به خون شهدای خود ثابت خواهد کرد که این مکتب غروب ندارد. هر ضربه ای به انسان بر پیکر این بنای توحیدی بی اثر است. تا زمانی که ظلم در جهان نفس می کشد طنین حماسه عاشورا از حلقوم این ملت شنیده می شود که همصدا با رهبر شهیدشان فریاد خواهند زد: ما با یزیدیان زمان بیعت نمی کنیم.
منبع : به گزارش میهن تجارت







