جوسلین خویری؛ دختری که بیروت را رها نکرد

یگان زنان نیروهای فالانژ لبنان


آینده– در 7 می 1976، عکاسی دکمه شاتر را در یکی از خیابان های ویران مرکز بیروت فشار داد و تصویری را ثبت کرد که سال ها به یکی از نمادهای جنگ داخلی لبنان تبدیل شد. در این عکس، دختر جوانی با موهای مجعد، در حالی که کلاهی بر روی شانه دارد، در کنار کرکره فلزی یک مغازه ایستاده و به نقطه ای خارج از قاب خیره شده است. نه لبخندی بر لبانش دیده می شود و نه نشانه ای از ترس.

بر اساس گزارش فردا، نام این دختر جوسلین خیری بود. زنی که برای بخشی از جامعه لبنان قهرمان مقاومت و برای گروهی دیگر یکی از اعضای تأثیرگذار نیروهای مسلح جنگ داخلی محسوب می شود. شاید بتوان بخشی از زندگی او را با این عکس یا این نبرد تعریف کرد اما در سال های بعد همه چیز تغییر کرد.

داستان جوسلین داستان دختری است که در اوج یکی از پیچیده ترین جنگ های خاورمیانه بزرگ شد، اسلحه را برداشت، فرمانده شد و در نهایت همان اسلحه را زمین گذاشت و راه دیگری را انتخاب کرد.

بیروت، قبل از تیراندازی

زمانی که جوسلین در 15 اوت 1955 به دنیا آمد، لبنان هنوز “سوئیس خاورمیانه” نام داشت. بیروت شهری بود که بانک های بین المللی، دانشگاه های معتبر، سینماها و کافه های آن گردشگران را از سراسر منطقه جذب می کردند. پشت آن سوئیس سطحی یک ساختار سیاسی شکننده بود.

از زمان استقلال، لبنان بر مبنای نظامی موسوم به «سهمیه قبیله ای» اداره می شود. در این ساختار قرار بود رئیس جمهور از میان مسیحیان مارونی انتخاب شود، نخست وزیر سنی و رئیس مجلس شیعه بود. این تقسیم قدرت برای سال ها تعادل نسبی ایجاد کرد، اما هر تغییر جمعیتی یا سیاسی این توازن را شکننده تر می کرد.

خانواده جوسلین مسیحی مارونی بودند. همان جامعه ای که از زمان استقلال لبنان نقش برجسته ای در سیاست کشور داشت. خانه آنها درست روبروی دفتر حزب کتائب قرار داشت. پیرجمیل در سال 1936 این حزب را تأسیس کرد و خود را مدافع استقلال و هویت ملی لبنان می دانست. سال ها بعد همین حزب به یکی از مهم ترین بازیگران جنگ داخلی تبدیل شد.

* جوسلین خیری (احتمالاً چهارمین نفر از چپ) در کنار اعضای یگان زنان نیروهای لبنانی در طی یک دوره آموزشی نظامی در اواخر دهه 1970 یا اوایل دهه 1980.

جوسلین بعداً گفت که در آن روزها سیاست برای او جذابیتی نداشت و مانند بسیاری از دختران هم سن خود به مدرسه رفت، دوستانش را دید و آینده ای عادی را تصور کرد. اما لبنان کم کم در حال تغییر بود.

چرا یک دختر نوجوان به فالانژ پیوست؟

برای درک تصمیم جوسلین، باید به چند سال قبل برگردید. پس از جنگ شش روزه 1967 و به ویژه پس از وقایع “شهریور سیاه” در اردن، هزاران نیروی سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) به لبنان منتقل شدند. طبق قرارداد قاهره (1969) این نیروها اجازه فعالیت در اردوگاه های فلسطینی را داشتند. توافقی که به گفته بسیاری از مسیحیان لبنان آغازی بر تضعیف حاکمیت دولت بود.

از سوی دیگر، فلسطینی ها و متحدانشان استدلال کردند که لبنان نباید در مبارزه با اسرائیل بی طرف بماند. اختلافی که در نهایت به یکی از عوامل اصلی شروع جنگ داخلی تبدیل شد.

عکس خندان داخل جیپ
*جاسلین در سالهای اول جنگ، پشت فرمان یک جیپ نظامی

در این فضا، جوانان دو طرف احساس نمی کردند که وارد یک رقابت سیاسی شده اند، بلکه برای دفاع از خانه، محله و آرمان خود می جنگند. جوسلین 17 ساله در چنین محیطی به شاخه جوانان حزب کتائب پیوست و آموزش نظامی دید. از تیراندازی و نجات تا دفاع شهری.

7 اردیبهشت; نبردی که او را به شهرت رساند

در بهار 1976، جنگ داخلی لبنان وارد مرحله خونینی شد. مرکز بیروت هر روز بین نیروهای فلسطینی، گروه های چپ و شبه نظامیان مسیحی دست به دست می شد.

در هفتم اردیبهشت همان سال، جوسلین خیری به همراه شش زن دیگر از نیروهای فالانژ مأمور نگهبانی ساختمانی در حوالی میدان شهدا شدند. این بنا در یکی از مسیرهای اصلی تردد در مرکز شهر نجیب قرار داشت و سقوط آن می توانست راه را برای پیشروی نیروهای مخالف باز کند.

اتفاقی که بعدا افتاد جوسلین را به شهرت رساند. او سال ها بعد در مصاحبه های مختلف گفت که ساختمان آنها مورد حمله حدود 300 نیروی فلسطینی قرار گرفت و هفت زن حاضر در ساختمان ساعت ها بدون کمک مقاومت کردند. آخرین لحظات نبرد نزدیک می شد. بنابراین با پرتاب نارنجک به محل فرماندهی مهاجمان، فرمانده را به هلاکت رساندند و نیروهای مهاجم مجبور به عقب نشینی شدند.

جوسلین
* مشهورترین تصویر جوسلین خیری در جریان نبرد در مرکز بیروت در می 1976

اما مورخان در نقل این داستان احتیاط کرده اند. در وقوع این درگیری شکی نیست، اما جزئیاتی مانند تعداد مهاجمان، مدت زمان دقیق نبرد یا کشته شدن فرمانده نیروهای فلسطینی بر اساس روایت خود جوسلین و همرزمانش نقل شده است. تاکنون هیچ روایت مستقلی از سوی سازمان آزادیبخش فلسطین یا منابع نزدیک به آن درباره این درگیری منتشر نشده است و به همین دلیل نمی توان به طور مستقل به بررسی جزئیات پرداخت.

اما صرف نظر از اختلاف روایات، نتیجه قطعی بود. در نبرد هفتم ماه مه، جوسلین خیری از اعضای ناشناس فالانژ به یک چهره مبارز مشهور لبنانی تبدیل شد. عکسی که در همان روز از وی در خیابان های بیروت گرفته شد، به سرعت به رسانه های خارجی رسید. برای بسیاری از مسیحیان، این تصویر نماد مقاومت و برای منتقدان آن، یادآور یکی از تلخ ترین فصل های تاریخ این کشور بود.

فرمانده زنان فالانژ

شهرت مسئولیت بیشتری را برای او به ارمغان آورد. جوسلین در سالهای بعد فرمانده یگان زنان نیروهای لبنانی شد. این سازمان پس از ادغام چند گروه مسلح مسیحی شکل گرفت و برخلاف تصور عموم، نقش زنان به امدادرسانی محدود نشد. آنها وظیفه نگهبانی، مراقبت، آموزش نظامی، ارتباط و حتی دفاع از مواضع شهری را بر عهده داشتند.

عکس سه زن فالانژ در خط مقدم
*سه نفر از اعضای واحد زنان فلنج که خیابان را پوشش می دهند

در یک مقطع، بیش از هزار زن زیر نظر جوسلین آموزش دیدند. او بعداً گفت که هدفش فقط آموزش نظامی نبوده و سعی دارد نیروهای تحت امر خود را از نظر روحی و مذهبی آماده کند. به همین دلیل او کشیشان و مشاوران مذهبی را نیز وارد ساختار کرد. با این حال، ادامه جنگ دیدگاه او را نسبت به مفهوم جنگ تغییر داد.

جنگ پیروزی ندارد

سال‌ها بعد، جوسلین در مصاحبه‌ای گفت: «سخت‌ترین قسمت جنگ تیراندازی نبود، بلکه دیدن مرگ دوستان و ویران شدن شهری بود که او در آن بزرگ شد.» او همچنین در هتل های نبرد بیروت شرکت کرد. نبردی که در آن هتل های مجلل مرکز شهر مانند هالیدی این و سنت جورج که محل اقامت گردشگران بود، به دژی برای نیروهای مسلح تبدیل شدند. ساختمان هایی که زمانی نماد شکوه بیروت بودند، اکنون به میدان نبرد تک تیراندازان و توپخانه تبدیل شده بودند. در آن سال ها بود که به گفته جوسلین، یک «تجربه معنوی» زندگی او را تغییر داد. جوسلین معتقد بود که هنگام دعا حضور مریم مقدس را احساس می کند و این تجربه دیدگاه او را نسبت به جنگ تغییر داد.

اسناد، عکس ها و بریده های مطبوعاتی
*اسناد، عکس ها و بریده های مطبوعاتی مربوط به جوسلین خوری که در سال 2007 از آرشیو شخصی او ثبت شده است.

در سال 1986 جنگ هنوز ادامه داشت، اما او اسلحه خود را زمین گذاشت. تصمیمی که باعث تعجب رفقای او شد. البته تجربه معنوی جوسلین به زمین گذاشتن اسلحه ختم نشد. او بعدها گفت که پس از پایان دوران سربازی مدتی به راهبه شدن فکر کرده و حتی به چندین خانقاه رفته است. به گفته خودش، مقامات کلیسا این درخواست را نپذیرفتند. آنها به جوسلین گفتند که مأموریت او پشت دیوارهای صومعه نیست و باید با توجه به تجربه ای که از جنگ و جامعه لبنان دارد در بین مردم مؤثرتر باشد.

عکس در کنار پاپ ژان پل دوم
* ملاقات جوسلین با پاپ ژان پل دوم

این توصیه مسیر زندگی جوسلین را تغییر داد. او به جای انزوا تصمیم گرفت به فعالیت های اجتماعی و مذهبی در بطن جامعه بپردازد و در سال های بعد چندین موسسه خیریه و فرهنگی را تأسیس کرد.

جوسلین خوری; از سنگر تا واتیکان

پس از بسته شدن دفتر فعالیت های نظامی، جوسلین خوری راه دیگری را انتخاب کرد. او سه نهاد اجتماعی و مذهبی را راه اندازی کرد که مهم ترین آنها “La Libanaise – Femme du 31 Mai” بود. نهادی که بر آموزش زنان، حمایت از خانواده ها، جوانان و فعالیت های فرهنگی تمرکز داشت. او همچنین سازمان «بله به زندگی» (Oui à la Vie) را برای حمایت از خانواده ها و ترویج فرهنگ حفظ زندگی تأسیس کرد و در کنار آن، مرکز آموزش و گفتگوی فرهنگی جان پل دوم را مدیریت کرد.

مجله
*بایگانی شده توسط AFP/Getty نشان می دهد که جوسلین در حال مرور آرشیو عکس های دوران جنگ است.

این فعالیت‌ها باعث شد که به تدریج با واتیکان ارتباط برقرار کند و بعداً به شورای پاپی لائیک دعوت شود. عکس او در کنار پاپ ژان پل دوم شاید بهترین نماد تغییر در زندگی او باشد. همان خانمی که زمانی با لباس نظامی دیده می شد، حالا در جلسات مذهبی از گفتگو و آشتی می گفت.

آیا جوسلین واقعاً تغییر کرده است؟

این سوال هنوز در مورد جوسلین پرسیده می شود. منتقدان او می گویند که نقش او در یکی از خونین ترین دوره های تاریخ لبنان را نمی توان نادیده گرفت، حتی اگر او در سال های بعد به فعالیت های اجتماعی روی آورد.

از سوی دیگر او طرفدارانی دارد که می گویند ارزش کار او دقیقاً در همین نقطه از تغییر است. کسی که سال ها جنگید و در نهایت به این نتیجه رسید که آینده لبنان بر اساس آشتی ملی ساخته شده است.

شاید به همین دلیل است که مستندی که جوسلین ساب، مستندساز و روزنامه نگار جنگ لبنان در سال 1988 درباره او ساخته است، به جای پرداختن به نبردها، به این تغییر شخصیت می پردازد که یک فرمانده نظامی را به یک فعال اجتماعی و مذهبی تبدیل کرد. (نام این مستند “زن جنگجو/ زن قاتل” La Tueuse است)

پایان یک زندگی، آغاز زندگی دیگر

جوسلین خوری در 31 جولای 2020 در سن 64 سالگی بر اثر سرطان پانکراس درگذشت.

تنها پنج روز بعد، بندر بیروت منفجر شد و بخش اعظمی از شهری را که او چهار دهه قبل برای دفاع از آن سلاح به دست گرفته بود، ویران کرد. تصاویر ساختمان های فروریخته بسیاری از لبنانی ها را به یاد سال های جنگ داخلی انداخت. جنگی که سایه آن از خاطره جمعی این کشور نمانده است.

عکس مصاحبه عربی دهه 90
* جوسلین خیری طی سخنرانی و مصاحبه در سوق الغرب، اسفند 1369; پس از سال ها حضور در جبهه، رئیس دفتر سازمان های نیروهای لبنانی

شاید به همین دلیل نمی توان زندگی جوسلین خوری را تنها در یک عکس، یک نبرد یا یک موضع سیاسی خلاصه کرد. او محصول دورانی بود که مرز بین دفاع، ایدئولوژی و بقا برای بسیاری از مردم لبنان از بین رفته بود. قضاوت در مورد جوسلین چندان به شخصیت فردی او مربوط نیست، بلکه بستگی به این دارد که تاریخ جنگ داخلی لبنان را از کدام طرف روایت کنیم.

با این حال، با وجود تمام این روایت های متناقض، یک تصویر دست نخورده باقی مانده است: دختری بیست ساله با کلاشینکف بر دوش، در وسط خیابان های ویران بیروت ایستاده است. این عکس نزدیک به نیم قرن است که وجود دارد و یکی از ماندگارترین قاب های تاریخ معاصر لبنان به شمار می رود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی