فرناندو خیمنز سانچز، استاد علوم سیاسی و کارشناس مطالعات فساد در دانشگاه مورسیا، اسپانیا، معتقد است که در بسیاری از کشورهایی که توسط جریانهای پوپولیستی اداره میشوند، مکانیسمهای نظارت و توازن قوا بخشی از همان نخبگانی تلقی میشوند که پوپولیستها خود را مخالف آنها معرفی میکنند.
به گزارش اقتصاد نیوز، افشای درآمد جدید دونالد ترامپ در اولین سال بازگشتش به کاخ سفید، بحث های گسترده ای را در مورد تضاد منافع، فساد سیاسی و تضعیف استانداردهای شفافیت در آمریکا به راه انداخته است. موضوعی که برخی کارشناسان آن را در بین رهبران لیبرال دموکراسی ها بی سابقه می دانند.
نیویورک تایمز در گزارشی نوشت: سیلویو برلوسکونی، نخست وزیر سابق ایتالیا و میلیاردر مشهور رسانه ای که در سال 2023 درگذشت، اغلب به عنوان الگوی دونالد ترامپ دیده می شود. تسلط برلوسکونی بر رسانه ها، سبک زندگی تجملاتی و به ویژه اقدامات قانونگذاری او که بارها به تضاد منافع متهم می شد، شباهت های زیادی به مسیر سیاسی ترامپ داشت.
شباهت های ترامپ و برلوسکونی
برلوسکونی در دوران تصدی خود قوانینی را تصویب کرد که به گفته منتقدان برای محافظت و کمک به گسترش امپراتوری اقتصادی خانواده او طراحی شده بود. اسناد مالی سالانه او نیز نشان می داد که او در دوران نخست وزیری خود ده ها میلیون دلار درآمد داشته است.
اما افشای مالی اخیر نشان می دهد که دونالد ترامپ حتی از این الگو نیز فراتر رفته است. بر اساس این اسناد، ترامپ در اولین سال حضور خود در کاخ سفید حداقل 2.2 میلیارد دلار درآمد کسب کرده است که حدود 1.4 میلیارد دلار آن از تجارت ارزهای دیجیتال خانواده اش بوده است.
کارشناسان می گویند چنین سطح درآمدی برای یک رهبر یک لیبرال دموکراسی، به ویژه یک رئیس جمهور مستقر ایالات متحده، چندی پیش غیرقابل تصور بود. هیچ یک از رهبران مدرن غربی هرگز به طور علنی چنین دستاوردهای عظیمی را در دوران تصدی خود اعلام نکرده است.
به گفته تحلیلگران، درآمد خانواده ترامپ او را در موقعیتی قرار داده است که بیشتر به شخصیت های قدرتمند و مستبد کشورهایی مانند روسیه و ترکیه نزدیک است تا رهبران کشورهای دموکراتیک.
درآمدهای کلان ترامپ از حوزه ارزهای دیجیتال
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می شود که ایالات متحده برای چندین دهه خود را پرچمدار شفافیت مالی، مبارزه با فساد و حاکمیت قانون معرفی کرده است. با این حال، درآمد هنگفت ترامپ از ارزهای دیجیتال، تضاد منافع آشکار را برجسته می کند. زیرا به عنوان رئیس جمهور مسئولیت نظارت و تنظیم مقررات صنعتی را بر عهده دارد که به عنوان یک فعال اقتصادی نیز از آن بهره مند است.
کاخ سفید هرگونه تضاد منافع از سوی ترامپ یا اعضای خانواده او را رد کرده است. ترامپ خود این نگرانیها را بیاهمیت رد کرد و گفت: من هرگز با افرادی که پول را مدیریت میکنند صحبت نمیکنم.
با این حال، کارشناسان هشدار می دهند که نادیده گرفتن چنین درگیری ها کار نهادهای مبارزه با فساد در کشورهای مختلف را دشوارتر می کند. کشورهایی که آمریکا قبل از دوره ترامپ رفتارهای مشابه را محکوم می کرد.
لیز دیوید برت، مدیر مرکز مطالعات فساد در دانشگاه ساسکس می گوید که رفتار آمریکایی ها همیشه نقش مهمی در شکل گیری استانداردها و هنجارهای بین المللی داشته است. به گفته وی، درآمدهای هنگفت ترامپ این تصور را تضعیف کرده است که همه کشورها باید برای دستیابی به استانداردهای مشخصی از شفافیت و پاسخگویی تلاش کنند.
او می افزاید که اکنون برای بسیاری از رهبران جهان راحت تر است که بپرسند: چرا باید رفتار خود را محدود کنم، در حالی که قدرتمندترین کشور جهان چنین محدودیتی را برای رئیس جمهور خود اعمال نمی کند؟
البته ترامپ تنها سیاستمداری نیست که با اتهامات سوء استفاده شخصی از قدرت سیاسی مواجه شده است.
بنیامین نتانیاهو زیر تیغ
خود برلوسکونی پس از رسوایی های گسترده رشوه خواری که طبقه حاکم ایتالیا را تکان داد به قدرت رسید. بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل نیز سال ها با اتهامات رشوه خواری، کلاهبرداری و سوء استفاده از اعتماد عمومی مواجه بوده است. منتقدان او را متهم کرده اند که در ازای دریافت هدایا یا پوشش رسانه ای مطلوب، به برخی از بازرگانان امتیازات قانونی و نظارتی اعطا می کند.
در اسپانیا، خوزه لوئیس رودریگز زاپاترو، نخست وزیر سابق این کشور، تحت بازجویی رسمی به دلیل اتهام نفوذ قرار گرفته است. اتهامی که او آن را رد می کند. پدرو سانچز، نخست وزیر کنونی اسپانیا، اخیراً در پارلمان از خود در برابر اتهامات فساد مربوط به همسر، برادر و برخی از متحدان سیاسی سابقش دفاع کرده است.
تفاوت ترامپ با دیگر رهبران
با این حال، کارشناسان تاکید می کنند که حجم درآمد خانواده ترامپ او را در سطحی متفاوت از همه این رهبران قرار می دهد.
خانواده ترامپ متهم به نقض قانون برای به دست آوردن درآمد نشده اند و رئیس جمهور از قوانین خاصی که مقامات ارشد را ملزم به تحویل دارایی های خود می کند معاف است. با وجود این، ابعاد سودآور فعالیت های اقتصادی او باعث مقایسه با ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه شده است.
شباهت ترامپ و پوتین
به طور رسمی، پوتین فقط یک آپارتمان کوچک، دو ماشین قدیمی شوروی، یک لادا و یک تریلر کمپینگ دارد. اما منتقدان او سالها مدعی شدهاند که شبکه گستردهای از الیگارشها و ساختار قدرت دولتی ثروت هنگفتی را برای او فراهم کردهاند.
بنیاد ضد فساد متعلق به الکسی ناوالنی، مخالف سرشناس کرملین که در سال 2024 در زندانی در روسیه درگذشت، ادعا کرد که پوتین مجموعه بزرگی از دارایی های شخصی دارد. از املاک متعدد در روسیه گرفته تا قایقهای تفریحی در اروپا و مجموعهای مجلل در سواحل دریای سیاه که حدود 1.3 میلیارد دلار ارزش دارند. پوتین مالکیت این دارایی ها را رد کرده است.
شباهت های خانواده های سیاسی قدرتمند در آسیا و خانواده ترامپ چیست؟
نمونه های مشابهی در آفریقا وجود داشته است. سانی آباچا، ژنرال و دیکتاتور سابق نیجریه که در سال 1998 درگذشت، توسط دولت به غارت میلیاردها دلار از منابع عمومی از جمله بانک مرکزی متهم شد.
موبوتو سسه سکو، حاکم سابق کنگو، که در سال 1965 در یک کودتا به قدرت رسید، قبل از مرگش در سال 1997 مبالغ هنگفتی را از طریق سرمایه گذاری املاک اروپایی منتقل کرد. دارایی های او شامل یک عمارت در ریویرای فرانسه و یک مجموعه کاخ مجلل در زادگاهش است.
دیوید برت معتقد است که فعالیت های اقتصادی خانواده ترامپ یادآور خانواده های سیاسی قدرتمند در آسیا است. این خانواده ها بارها به استفاده از نفوذ سیاسی برای گسترش امپراتوری اقتصادی خود متهم شده اند.
در سالهای اخیر، سازمان ترامپ مجوز استفاده از نام «ترامپ» را به پروژههای مختلف در کشورهایی که وابسته به حمایت دولت آمریکا هستند، داده است. از جمله عربستان سعودی و قطر. کاخ سفید در پاسخ به انتقادات همواره تاکید کرده است که مدیریت این شرکت بر عهده فرزندان ترامپ است نه شخص رئیس جمهور.
خانواده تاکسین شیناواترا، نخست وزیر سابق تایلند و میلیاردر در بخش مخابرات، یکی از نمونه های برجسته در آسیا است. او متهم به سوء استفاده از قدرت برای افزایش ثروت خانواده شد و حتی مدتی را در زندان گذراند. یکی از موضوعاتی که در پرونده وی مطرح شد، خرید یک قطعه زمین با ارزش توسط همسرش از یک سازمان دولتی بود. شیناواترا این محکومیت را سیاسی توصیف کرده است.
نجیب رزاق، نخست وزیر سابق مالزی که تا سال 2018 بر یک ساختار نظارت داشت، میلیاردها دلار از صندوق ثروت ملی این کشور سرقت کرد. این سرمایه برای خرید قایق های تفریحی فوق العاده لوکس، آثار هنری گران قیمت و صدها کیف دستی لوکس استفاده شد. وی در نهایت به اتهام سوء استفاده از قدرت، پولشویی و خیانت در امانت به بیش از 20 سال زندان محکوم شد.
کارشناسان بر این باورند که افزایش دوقطبی شدن سیاسی در بسیاری از کشورها باعث شده است که رهبران سیاسی راحت تر از قبل از پاسخگویی فرار کنند.
در جوامع به شدت قطبی شده، رای دهندگان اغلب اتهامات علیه رهبران محبوب خود را به عنوان یک حمله سیاسی و نه یک نگرانی واقعی می دانند. حتی وقتی بخشی از این اتهامات را باور می کنند، وفاداری حزبی و سیاسی باعث می شود از تخلفات احتمالی چشم پوشی کنند.
به گفته کارشناسان، چنین بی تفاوتی نسبت به ثروت رهبران، اثربخشی مکانیسم های سنتی نظارت و کنترل قدرت را کاهش می دهد. اگر رای دهندگان اهمیت اتهامات علیه رهبران خود را زیر سوال ببرند، ممکن است در نهایت مشروعیت نهادهای ضد فساد را رد کنند.
راه حل چیست؟
با وجود این، فساد همچنان می تواند به یک سلاح سیاسی قدرتمند تبدیل شود. ویکتور اوربان، نخست وزیر سابق مجارستان، در انتخابات اخیر به دلیل اتهامات فساد گسترده علیه دولتش، بخشی از حمایت عمومی خود را از دست داد. سازمان شفافیت بینالملل بارها مجارستان را در پایینترین رتبه از نظر شاخص فساد در میان کشورهای عضو اتحادیه اروپا قرار داده است.
فرناندو خیمنز سانچز، استاد علوم سیاسی و کارشناس مطالعات فساد در دانشگاه مورسیا، اسپانیا، معتقد است که در بسیاری از کشورهایی که توسط جریانهای پوپولیستی اداره میشوند، مکانیسمهای نظارت و توازن قوا بخشی از همان نخبگانی تلقی میشوند که پوپولیستها خود را مخالف آنها معرفی میکنند.
او می گوید از زمان رسوایی واترگیت، آمریکا نقش مهمی در تعیین استانداردهای جهانی مبارزه با فساد داشته است. اما اکنون ترامپ در حال ایجاد مدل متفاوتی است. الگویی که می تواند پادمان های دموکراتیک را تضعیف کند و راه را برای تضاد منافع بیشتر در کشورهای دیگر باز کند.
سانچز نتیجه می گیرد: این چیزی است که امروز از دست رفته است.





