ای کاش که بیدار شوم، باز تو باشی …

آر

به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، در ماه گرم تیرماه که خورشید تهران بر سنگفرش های مصلی می تابد، زمین نفس خود را برای وداعی حبس کرد که پایانی نبود، آغازی دوباره بود.

موج جمعیت از کوچه پس کوچه های شهر مانند سیلی خروشان به سمت مصلی امام خمینی (ره) سرازیر شد. مردم از هر طبقه و هر نسلی با قدم هایی حرکت می کنند که سنگینی اندوه را به دوش می کشد، اما نگاه هایی که شعله نویدی تازه می کشد.

اینجا حرم تهران حرمی شد که پدری را در آغوش گرفت تا فرزندانش برای آخرین بار اما ماندگارترین بار با او صحبت کنند و وداع این روزها با رهبر شهید ایران سوگند استقامت و بیداری و ادامه راهی است که با خون دل سیراب کرد.

هر اشکی که بر گونه ها جاری می شود، قطره ای از وفاداری است و هر آهی که از سینه برمی خیزد زمزمه موافقت با رهبر شهید انقلاب است که تا آخرین نفس در این راه می مانیم.

دستانی که این روزها به سوی آسمان بلند می شود، برای گرفتن دست غایبی است که حضورش در دل ها جاودانه است و در میان این دریای بی پایان مردمی که این روزها عاشقانه به دیدار معشوق می آیند، عده ای عکس رهبر شهید و برخی عکس نوه جوان شهیدش را در دست گرفته اند و نسل ها در یک نگاه در هم آمیخته اند.

پیر و جوان، کودک و مرد، همه در یک صف و با یک نوای به سوگواری آمده اند و برخی پلاکاردهایی چون پرچم های حماسه در دست داشتند و سخنان را فریاد می زدند، اما یکی از آنها مانند تیری بر دل روزگار افتاد. بیتی که با خطی عاشقانه بر فراز چهره مهربان رهبر نوشته شده بود:

«ای کاش وقتی بیدار شدم دوباره تو باشی

بدون اینکه حتی یک تار مو از سرتان بریزد»

این دو بیت شعر نیست، زمزمه روحی است که دیدار با رهبر خود را جز ایستادن نمی پذیرد.

این روزها حرم امام خمینی (ره) گواه این واقعیت است که وداع با رهبر شهید، پیوندی با جان ملکوتی است و اشک ها، پلاکاردها، دست های برافراشته و مشت های گره کرده همگی گویای حقیقت هستند که این جمعیت عظیم عزادار نیستند، بلکه سربازانی هستند که وارث راه پدر هستند.

این روزها هر نفسی که در این فضا تازه می شود، پیامی به تاریخ است که ما هنوز ایستاده ایم و اگرچه پدر رفته است، اما میراث او همچون گوهری جاودانه در چشمان هر کودکی، در اشک هر پیرمردی و در مشت گره کرده هر جوانی می درخشد.

خداحافظی این روزها کلاس بی نظیری از عشق به ملتی با رهبری است که خود را فدای خاک این سرزمین کرد تا درخت آزادی ریشه دارتر از همیشه بماند.

و آن شعری که بر روی پلاکارد چاپ شده بود، ترکیبی از کلمات نیست و امروز با دیدن این همه اشک و آه و فریاد، حتی سنگ ها تکان می خورد و یاد و خاطره رهبر شهید انقلاب با بوی ایستادگی، ماندگارتر از همیشه است.

عده ای در گوشه و کنار مسجد می نشینند و با چشمانی خیس برای رهبر شهید فاتحه می خوانند و برخی دیگر مشت های گره کرده خود را به آسمان نشان می دهند و فریاد الله اکبر سر می دهند و در این لحظات صدای قدم های تاریخ را می شنوی که قدم های استوارتر از همیشه بر خاک این سرزمین برمی دارند.

مردمی که امروز از گوشه و کنار ایران، نه با دل خالی، بلکه با دلی پر از اراده به این میدان آمدند، سوگند یاد کردند که فریاد «یا حسین» و «لبیک یا خامنه ای» تا طلوع خورشید از مشرق این سرزمین هرگز در گلویشان خاموش نخواهد شد.

منبع : به گزارش میهن تجارت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی