بعدی- الی گرانمایه، کارشناس ارشد امور بین الملل در شورای روابط خارجی اروپا
به گزارش به گزارش میهن تجارت به نقل از مجله فارین پالیسی، آمریکا و ایران بار دیگر وارد مرحله تقابل بر سر نحوه عبور کشتی ها از تنگه هرمز شده اند. با این حال، در سطح استراتژیک، هر دو کشور یک هدف مشترک دارند: باز نگه داشتن تنگه هرمز و اطمینان از ادامه تردد کشتی ها در هر دو جهت. تفاوت اصلی در اصل باز بودن این آبراه نیست، بلکه در میزان نفوذ و اقتدار هر یک از طرفین در مدیریت این گذرگاه استراتژیک پس از پایان درگیری ها است. از این منظر فاصله مواضع دو طرف لزوماً حل نشدنی نیست و ادامه تقابل نظامی می تواند هزینه های سنگینی را برای دو طرف و برای امنیت منطقه به همراه داشته باشد.
تنگه هرمز و محدودیت راه حل های نظامی
تجربه جنگ های سال گذشته نیز نشان داده است که ابزار نظامی ظرفیت محدودی برای حل این اختلافات دارد. در حالی که تهران و واشنگتن هر کدام به دنبال تقویت موقعیت خود در تنگه هرمز هستند، همچنان خطر گسترش درگیری به سایر بخشهای منطقه وجود دارد. از جمله احتمال گسترش بحران به ضدحمله های ایران و اسرائیل یا تشدید حملات در دریای سرخ که می تواند یکی دیگر از مسیرهای مهم تجارت جهانی را مختل کند.
در محاسبات امنیتی ایران، تنگه هرمز جایی فراتر از گذرگاه دریایی پیدا کرده و به یکی از مهمترین ابزار بازدارندگی این کشور تبدیل شده است. از دیدگاه تهران، توانایی ایجاد اختلال در عبور و مرور انرژی و تجارت جهانی عاملی است که می تواند هزینه هرگونه اقدام نظامی گسترده علیه ایران را به میزان قابل توجهی افزایش دهد و در نتیجه در محاسبات هر دولت آمریکا برای ورود به یک درگیری جدید نقش تعیین کننده ای داشته باشد.
همزمان با تشدید سیاست فشار حداکثری آمریکا، مواضع ایران در مورد مدیریت تنگه هرمز نیز سختتر شده است. در اولین روزهای آتش بس، تهران اعلام کرد که تنگه هرمز از طریق یک «مسیر هماهنگ» به روی همه کشتیهای تجاری باز میشود و محدودیتهای زمان جنگ برای کشتیرانی را کاهش میدهد. اما پس از اعلام دونالد ترامپ مبنی بر ادامه محاصره دریایی، مقامات نظامی ایران این اقدام را مغایر با مفاد آتش بس دانستند. بعدها ایران با تغییر موضع، تنگه هرمز را برای مدتی بست و سپس با ایجاد «سازمان خلیج فارس» تلاش کرد سازوکار رسمی تری برای مدیریت عبور کشتی های تجاری در این آبراه ایجاد کند.
کنترل هرمز؛ خط قرمز تهران و محور اختلاف با واشنگتن
پس از امضای یادداشت تفاهم اخیر ایران و آمریکا، اختلاف بر سر اجرای مفاد این توافق ادامه یافت. ایران بند پنجم این یادداشت تفاهم را این گونه تفسیر کرد که در مدت آتش بس 60 روزه، ایران مسئول نظارت بر عبور کشتی ها در تنگه هرمز است. از سوی دیگر، آمریکا حمایت خود را از کشتی هایی که از مسیر جنوبی در آب های سرزمینی عمان تردد می کردند، افزایش داد.
این مسیر پیش از این در دوره آتش بس به صورت محدود برای دور زدن آب های تحت کنترل ایران مورد استفاده قرار می گرفت. اما تهران این اقدام را نشانه تلاش واشنگتن برای تبدیل این مسیر به کریدور دائمی ارزیابی کرد. تغییری که از دیدگاه ایران می تواند نقش این کشور را در مدیریت تنگه هرمز، قدرت چانه زنی در مذاکرات و توان بازدارندگی آن را در آینده تضعیف کند. در پی این ارزیابی، ایران کشتی های عبوری از این مسیر را هدف قرار داد.
این اقدام عملاً خطر فروپاشی تفاهم نامه را افزایش داد و متعاقباً به تشدید درگیری های نظامی بین دو طرف منجر شد. در پی این تحولات، آمریکا حملات گسترده ای را علیه اهدافی در داخل ایران انجام داد و دونالد ترامپ پایان آتش بس را اعلام کرد. اگرچه اکنون کنترل تنگه هرمز یکی از مهمترین خطوط قرمز امنیتی ایران است، اما تهران پیش از این نشان داده است که آماده مذاکره با عمان درباره سازوکار مدیریت این آبراه است. در عین حال، ایران نیز از ادامه اختلال در کشتیرانی رنج می برد. زیرا تا زمانی که تردد دریایی به شرایط عادی بازگردد، فشارهای ناشی از محدودیت های دریایی و محاصره آمریکا ادامه خواهد داشت.
از سوی دیگر، چین که عمده صادرات نفت ایران را خریداری می کند، به طور قابل توجهی به باز شدن تنگه هرمز وابسته است و آشکارا از مواضع ایران در مورد نحوه کنترل این آبراه حمایت نکرده است. بنابراین، پکن می تواند یکی از مهم ترین بازیگرانی باشد که تهران را به سمت یافتن راه حل میانه سوق می دهد. علاوه بر این، هرچه اختلال در تردد از طریق تنگه هرمز طولانیتر باشد، سایر کشورها انگیزه بیشتری برای توسعه مسیرهای جایگزین خواهند داشت. روندی که در بلندمدت می تواند از اهمیت استراتژیک این گذرگاه بکاهد و در نتیجه اهرم ایران را کاهش دهد.
نقشه راه برای کاهش تنش در تنگه هرمز
این شرایط می تواند زمینه سازش را فراهم کند. به عنوان اولین گام، تلاشهای میانجیگری میتواند بر ایجاد یک مکانیسم موقت برای مدیریت ترافیک کشتی در چهار تا شش هفته آینده متمرکز شود. سازوکاری که ثبات نسبی را تا حصول توافق دائمی با حمایت کشورهای منطقه حفظ خواهد کرد. یکی از گزینه های قابل بررسی ایجاد مرکز کنترل مشترک بین ایران و عمان با توافق آمریکاست. در این چارچوب باید مجوزهای امنیتی برای عبور تعداد مساوی کشتی از مسیرهای شمالی و جنوبی تنگه هرمز بدون اخذ هزینه یا عوارض از کشتی ها صادر شود. الگویی که مطابق با مفاد پیش بینی شده در تفاهم نامه باشد.
گام مهم دیگر دستیابی به توافق عمومی بین تهران و واشنگتن برای جلوگیری از درگیری در تنگه هرمز است. چنین توافقی می تواند شامل توقف موقت کشتی های نظامی در عبور از این آبراه باشد. زیرا حضور همزمان نیروهای نظامی دو طرف احتمال درگیری های ناخواسته و تشدید بحران را افزایش می دهد. در طول دوره اعتمادسازی، دو طرف همچنین می توانند بر روی ایجاد یک مکانیسم مشترک برای پاکسازی مین های دریایی در مسیر اصلی جداسازی ترافیک دریایی توافق کنند. این مسیر قبل از شروع درگیری ها به دلیل عمق مناسب و ایمنی بیشتر، گذرگاه اصلی کشتی های تجاری بود. اما پس از افزایش نگرانی ها در مورد احتمال مین های زمینی، استفاده از آن به شدت کاهش یافت.
در این میان ایران با اجرای عملیات مین روبی توسط نیروی دریایی به رهبری کشورهای اروپایی مخالفت کرده است. اما این نیروها از توان فنی و عملیاتی لازم برای استقرار سریع در منطقه برخوردارند. از سوی دیگر، تهران احتمالاً با مشارکت کشورهایی که آنها را بی طرف یا دارای روابط دوستانه می داند، موافقت بیشتری خواهد داشت، از جمله ژاپن که توانایی بالایی در عملیات مین زدایی دارد. در نهایت، برای بازگشت کامل اطمینان صنعت کشتیرانی بینالمللی، حضور شخص ثالث مورد قبول همه طرفها میتواند نقش مهمی در تایید پاکسازی کامل تنگه هرمز از مینها و از سرگیری امن ترددهای دریایی داشته باشد.
سازوکار جدید هرمز راهی برای مهار بحران و تامین منافع ایران
در بلندمدت ایجاد مکانیزم منطقهای برای دریافت هزینه خدمات عبور از تنگه هرمز که هم منافع اقتصادی ایران را تامین کند و هم نقش کشور را در مدیریت این آبراه منعکس کند، میتواند به یکی از گزینههای مورد بررسی تبدیل شود. طرح دونالد ترامپ برای دریافت هزینه از کشتی های عبوری، اگرچه با رقم بسیار بالایی مطرح شد و با واکنش منفی برخی از متحدان آمریکایی مواجه شد، اما این ایده را وارد بحث های سیاسی کرد. علیرغم خروج دولت آمریکا از آن پیشنهاد، همچنان این احتمال وجود دارد که واشنگتن خواهان سهم یا نقشی برای خود در هر مکانیزم منطقه ای آینده باشد.
اجرای چنین طرحی مستلزم سازگاری آن با قواعد حقوق بین الملل است و درآمد حاصل از آن صرف خدمات عمومی مرتبط با کشتیرانی از جمله تامین امنیت دریایی، ایمنی ناوبری، مقابله با آلودگی دریا و ارائه خدمات پشتیبانی شود. علاوه بر این موفقیت آن مستلزم مشارکت و حمایت دولت های ساحلی تنگه هرمز و حمایت سیاسی کشورهای منطقه است.
در همین چارچوب، سپردن نظارت بر صندوق مالی این سازوکار به یک نهاد مستقل بین المللی نیز می تواند به افزایش شفافیت و اعتماد بین طرفین کمک کند. سازمان بین المللی دریانوردی (IMO) که تجربه مدیریت مکانیسم های مشابه در سایر آبراه های بین المللی را دارد، از جمله گزینه هایی است که می تواند چنین نقشی را ایفا کند. چنین ترتیبی میتواند برای ایران نیز مفید باشد. زیرا وجود نهاد نظارتی بین المللی ممکن است روند اخذ معافیت های لازم از تحریم های آمریکا را برای پرداخت هزینه های مربوط به عبور کشتی ها تسهیل کند و زمینه مشارکت شرکت های بین المللی را فراهم کند.
در نهایت، هر چه منازعه بر سر تنگه هرمز بیشتر ادامه یابد، احتمال اینکه مواضع دو طرف سختتر شود و چرخه تقابل ادامه پیدا کند. بعید است ادامه درگیریهای نظامی دستاوردی فراتر از آنچه در ماههای گذشته برای هیچ یک از طرفین به دست آمده باشد، به همراه داشته باشد. از این رو، در حالی که بازگشت به دیپلماسی ممکن است اجتناب ناپذیر باشد، به تعویق انداختن این روند تنها می تواند منجر به افزایش هزینه های مالی، تلفات انسانی و فرسایش تدریجی اهرم ها در هر دو طرف شود.





