بعدی- استفان والت، استاد روابط بین الملل در دانشگاه هاروارد
به گزارش به گزارش میهن تجارت به نقل از مجله فارین پالیسی، اجلاس 2026 ناتو اکنون به پایان رسیده است، اما برخلاف انتظارات، نقطه عطفی در تاریخ این اتحاد تلقی نمی شود. نه امید به احیای هدف مشترک و تقویت همبستگی فراآتلانتیک و نه پیش بینی هایی که از احتمال فروپاشی ناتو یا خروج ایالات متحده از این اتحاد صحبت می کرد، محقق نشد. آنچه در آنکارا اتفاق افتاد بیش از هر چیز تلاشی هماهنگ برای مدیریت اختلافات، جلوگیری از تنش های عمومی و به تعویق انداختن حل مسائل اساسی بود.
دگرگونی محیط امنیتی و آینده ناتو
با وجود این، وضعیت کنونی ناتو همچنان با چالش های عمیقی مواجه است. زمانی که مهم ترین نگرانی در هر نشست سران، احتمال بروز بحران از سوی قدرتمندترین عضو ائتلاف و حتی خروج احتمالی آن است و موفقیت نشست به جلوگیری از وقوع چنین سناریویی محدود می شود، نمی توان این وضعیت را نشانه انسجام راهبردی یا همگرایی سیاسی بین اعضا دانست.
با این حال، مشکلات ناتو را نمی توان صرفاً به شخصیت یا سیاست های دونالد ترامپ نسبت داد. بخش مهمی از چالش های کنونی این ائتلاف ریشه ساختاری دارد. اتحادهای نظامی به خودی خود یک هدف نیستند، بلکه ابزاری برای مقابله با تهدیدات مشترک هستند. اما محیط امنیتی که ناتو در سال 1949 بر روی آن شکل گرفت، دیگر وجود ندارد. اگرچه روسیه از نظر بسیاری از کشورهای اروپایی همچنان یک بازیگر مهم امنیتی محسوب میشود، اما دیگر جایگاه اتحاد جماهیر شوروی را به عنوان یک ابرقدرت جهانی ندارد و بسیاری از تحلیلگران این را واقع بینانه نمیدانند که مسکو توانایی یا قصد تسلط بر تمام اروپا را دارد.
از سوی دیگر، اجماع کاملی میان اعضای ناتو درباره میزان و ماهیت تهدید روسیه وجود ندارد و حتی مشخص نیست که دولت ترامپ تا چه اندازه روسیه را تهدیدی مستقیم علیه منافع آمریکا می داند. در عین حال، ظهور چین به عنوان رقیب اصلی ایالات متحده، به تدریج اولویت های استراتژیک واشنگتن را از اروپا به منطقه آسیا و اقیانوسیه منتقل کرد. رشد اقتصادی آسیا و رقابت روزافزون قدرت های بزرگ در این منطقه نیز این روند را تقویت کرده است. در نتیجه، اگرچه اروپا و ناتو هنوز برای آمریکا مهم هستند، پیوند استراتژیک بین دو طرف اقیانوس اطلس سالها قبل از ورود ترامپ به کاخ سفید وارد مرحله فرسایش شده بود.
استقلال دفاعی اروپا؛ از یک ایده تا یک ضرورت
با توجه به این تحولات، مدتهاست که گفته شده است که ناتو به تقسیم کار جدید نیاز دارد. به گونه ای که کشورهای اروپایی به تدریج مسئولیت اصلی دفاع خود را بر عهده می گیرند و آمریکا تمرکز و منابع استراتژیک بیشتری را به منطقه آسیا اختصاص می دهد. در یک سناریوی مساعد، این تغییر می تواند به تدریج و با همکاری نزدیک بین دو طرف اقیانوس اطلس در یک دوره حدود یک دهه انجام شود. در چنین چارچوبی، واشنگتن ضمن کمک به تقویت توان دفاعی متحدان اروپایی خود، آنها را برای انطباق با تحولات فناوری و الزامات جدید میدان نبرد همراهی کرد. در آن صورت، ناتوی بازتعریف شده همچنان می تواند یک دارایی استراتژیک ارزشمند باقی بماند. هم از نظر حفظ ثبات اروپا و هم از نظر ایجاد زمینه برای همکاری در بحران ها در مناطقی مانند خاورمیانه و آفریقا که معمولاً اقدام مشترک کارآمدتر از سیاست های یکجانبه است.
با این حال، بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید پس از انتخابات 2024 این روند را دشوار کرده است. سیاست های دولت او در قبال اروپا توسط بسیاری از ناظران به عنوان یک رویکرد سختگیرانه بر اساس فشار بر متحدان سنتی ایالات متحده توصیف شده است. انتقادهای مکرر ترامپ از اتحادیه اروپا، از جمله ادعای او مبنی بر ایجاد این اتحادیه برای استثمار ایالات متحده، همراه با برخورد تند او با رهبران اروپایی، نشانه هایی از این رویکرد تلقی می شود. این رفتار حتی شامل برخی از رهبران می شود که قبلا روابط نزدیکی با دولت ترامپ داشتند.
علاوه بر این، موضوع تصرف گرینلند، تهدید اعمال تعرفههای کلان علیه اروپا و رویکرد نسبتا ملایمتر دولت ترامپ در قبال روسیه، از دید بسیاری از دولتهای اروپایی، پرسشهایی را درباره میزان پایبندی واشنگتن به منافع امنیتی و استراتژیک اروپا ایجاد کرده است. در این زمینه، سخنرانی ونس معاون رئیس جمهور JD آمریکا در کنفرانس امنیتی مونیخ در سال 2025 و نیز مواضع مشابه مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، بازتابی از این رویکرد ارزیابی شده است.
با این حال، برای انصاف باید اعتراف کرد که انتقاد دونالد ترامپ و روسای جمهور پیش از او درباره سطح پایین هزینه های دفاعی کشورهای اروپایی بی اساس نبود. بسیاری از تحلیلگران همچنین بر این باورند که فشارهای بیسابقه دولت ترامپ، هر چند به شیوهای شدید و تنشآمیز، به پایان دادن به سالها تعلل و رضایت در وضعیت موجود در اروپا کمک کرد. در نتیجه، کشورهای اروپایی اکنون گسترده ترین برنامه را برای تقویت توان دفاعی خود از پایان جنگ جهانی دوم آغاز کرده اند. اما همزمانی این روند با تشدید اختلافات تجاری بین آمریکا و اروپا و نیز درگیری نظامی واشنگتن با ایران، شرایط را برای اجرای موفقیت آمیز این برنامه ها دشوارتر کرده است. این تحولات، علاوه بر افزایش هزینه ها برای اقتصاد آمریکا، فشار مضاعفی را نیز بر اقتصادهای اروپایی وارد کرده است. اقتصادهایی که همچنین به دنبال کاهش وابستگی خود به نقش امنیتی ایالات متحده هستند.
ناتو در آستانه یک نظم استراتژیک جدید
دونالد ترامپ همچنین بارها استدلال کرده است که ایالات متحده سهم نامتناسبی از حمایت نظامی و مالی از اوکراین را بر عهده گرفته است. با این حال، در سال های اخیر اتحادیه اروپا و کشورهای اروپایی کمک های خود به اوکراین را به میزان قابل توجهی افزایش داده اند. از سوی دیگر، انتقاد دولت ترامپ از مشارکت محدود متحدان اروپایی در بحران خلیج فارس نیز با این پرسش مواجه است که آیا انتظار مشارکت گسترده آنها پس از آغاز درگیری نظامی بدون هماهنگی گسترده با متحدان، واقع بینانه بود؟ همچنین این سوال مطرح می شود که چرا کشورهای اروپایی مجبور شدند ناوگان دریایی خود را برای بازگشایی تنگه هرمز در معرض خطر قرار دهند در حالی که خود نیروی دریایی آمریکا با چالش تحقق کامل این هدف مواجه شده بود؟
در نتیجه ناتو امروز وارد مرحله جدیدی شده است. بسیاری از رهبران اروپایی به این نتیجه رسیده اند که دیگر نمی توانند مانند گذشته به تعهدات امنیتی ایالات متحده تکیه کنند و ناگزیر باید سهم بیشتری از مسئولیت دفاعی خود را بر عهده بگیرند. حتی اگر در آینده دولتی در واشنگتن وجود داشته باشد که رویکرد مثبت تری به اتحاد فراآتلانتیک داشته باشد، عوامل ساختاری که باعث فاصله بین دو طرف اقیانوس اطلس در سال های اخیر شده است، همچنان باقی خواهند ماند. بنابراین، اگرچه اختلافات داخلی اروپا و مشکلات هماهنگی بین کشورهای عضو ممکن است این روند را کند کند، اما بعید است که حرکت اروپا به سمت افزایش استقلال دفاعی و کاهش وابستگی به ایالات متحده متوقف شود.
دوم، نشست آنکارا نشان داد که بسیاری از رهبران اروپایی به این نتیجه رسیده اند که اظهارات دونالد ترامپ نباید همیشه به معنای واقعی کلمه یا به عنوان یک سیاست قطعی تفسیر شود. از دیدگاه آنها، رئیس جمهور آمریکا در بسیاری از موارد از ادبیات تند و اظهارات غیرمتعارف برای جلب توجه رسانه ها استفاده می کند. از جمله تهدیداتی مانند قطع روابط تجاری با اسپانیا که در عمل چندان جدی تلقی نمی شد. بر این اساس، بسیاری از دولت های اروپایی ترجیح داده اند ضمن پرهیز از رویارویی مستقیم با ترامپ، به روند کاهش وابستگی خود به آمریکا ادامه دهند.
در همین چارچوب، برخی از تحلیلگران نیز معتقدند که متحدان آمریکا در تلاشند بین لحن و رفتار سیاسی ترامپ با سیاست های بلندمدت آمریکا تمایز قائل شوند. به عنوان مثال، پل کروگمن وضعیت فعلی را به رابطه با یکی از اقوام مسن و ثروتمند تشبیه کرد که اطرافیانش رفتار غیرمنتظره او را برای حفظ رابطه تحمل می کنند. همچنین ناتالی توچی، استاد دانشکده اروپایی مطالعات بین المللی پیشرفته وابسته به دانشگاه جانز هاپکینز در مصاحبه ای با نیویورک تایمز گفت: «توهین ها و تهدیدهای توخالی ترامپ دیگر اثر گذشته را ندارد». در عمل به نظر می رسد رهبران اروپایی در نشست آنکارا سعی کردند با حفظ ظواهر دیپلماتیک از تنش لفظی دوری کنند و در عین حال مسیر راهبردی خود را دنبال کنند.
در شرایط کنونی اولویت اصلی اروپا تقویت توان دفاعی خود، حفظ دسترسی به تجهیزات و فناوری های نظامی آمریکا و خرید زمان برای کاهش وابستگی امنیتی خود به واشنگتن است. در عین حال، کشورهای اروپایی در تلاش هستند تا از کاهش کامل حمایت آمریکا از اوکراین جلوگیری کنند تا کی یف بتواند وارد هر فرآیند سیاسی برای پایان دادن به جنگ در موقعیت مطلوب تری شود. در این زمینه اعلام آمادگی دولت ترامپ برای صدور مجوز برای تولید موشک های سامانه پدافند هوایی پاتریوت در اوکراین از سوی بسیاری از ناظران نشانه رویکرد مطلوب تری نسبت به گذشته ارزیابی شد که البته تحقق عملی این برنامه سال ها زمان نیاز دارد.
در عین حال سوالاتی درباره اعتبار تضمین های امنیتی آمریکا به ویژه در زمینه بازدارندگی هسته ای مطرح شده است. با وجود این تردیدها، حفظ روابط نزدیک بین اروپا و آمریکا همچنان می تواند نقش بازدارنده مهمی داشته باشد. حتی اگر امکان استفاده از سلاح هسته ای بسیار اندک باشد، صرف وجود این امکان می تواند در محاسبات راهبردی بازیگران رقیب موثر باشد و از تشدید تنش ها جلوگیری کند. در مجموع مهمترین دستاورد نشست آنکارا را می توان برگزاری آن بدون بحران یا انشعاب آشکار میان اعضای ناتو دانست. با این حال، جلوگیری از اختلافات عمومی را نباید با انسجام راهبردی یا سلامت کامل این ائتلاف یکی دانست. زیرا بسیاری از چالش های اساسی ناتو همچنان باقی است.





