بعدی- در مجاورت بنای سنگی مارتین لوتر کینگ در قلب واشنگتن، سازه ای غیرمعمول و معنادار توجه رهگذران را به خود جلب می کند. این سازه، جامی طلایی رنگ با عنوان کنایه آمیز «جایزه مشارکت در جنگ ایران» است که توسط گروهی از طنزپردازان ناشناس در این مکان نصب شده است.
به گزارش سرویس بین الملل به گزارش میهن تجارت به نقل از مجله اکونومیست، این اقدام نمادین کنایه و اعتراض آشکاری به اقدامات دونالد ترامپ در این جنگ ادعایی است. پیام پنهان در این اثر هنری کاملاً واضح است: در این نبرد فرسایشی، گویی پیروزی قاطع دیگر معنایی ندارد و صرف حضور در میدان نبرد یک دستاورد محسوب می شود.. روی این جام با لحنی تمسخر آمیز حک شده است: «در شرایطی که برخی همیشه به دنبال نتایج ملموس و قابل اندازه گیری هستند، رئیس جمهور ترامپ حداقل جرات شرکت در این جنگ را داشت.
مائورا فلین، راهنمای تور در واشنگتن دی سی، این اثر هنری را طنزی تلخ و هوشمندانه توصیف می کند. با این حال وی تاکید می کند که واقعیت های میدانی جنگ با ایران به یک شوخی گذرا شباهت ندارد.
وی در این زمینه می گوید: ترامپ فاقد هرگونه استراتژی مشخص و مشخص برای برون رفت از این بحران است و در شرایط فعلی چشم انداز روشنی برای پایان این درگیری وجود ندارد.
کاهش بی سابقه محبوبیت در افکار عمومی
حوزه عمومی و نظرسنجی های آمریکا نیز نشان می دهد که شهروندان این کشور در این نگرانی عمیق با ناظران سیاسی همسو هستند. بر اساس آخرین نظرسنجی مشترک رویترز و موسسه ایپسوس، با شکست تلاش ها برای آتش بس، حدود 80 درصد از آمریکایی ها معتقدند که این درگیری نظامی برای یک دوره طولانی و فرسایشی ادامه خواهد داشت.
همچنین نتایج نظرسنجی مشترک The Economist و YouGov نشان می دهد که نزدیک به نیمی از شهروندان ایالات متحده انتظار دارند این تنش ها حداقل تا یک سال دیگر ادامه یابد. چنین نگاه سیاهی برای جامعه آمریکا که درگیر بحران های اقتصادی داخلی است، به هیچ وجه قابل قبول نیست.
در حال حاضر، رضایت عمومی عمومی از تصمیم ترامپ برای حمله به ایران در سقوط آزاد به منفی 30 درصد است. برای درک بهتر این فاجعه سیاسی کافی است این را به خاطر بسپاریم در طول جنگ ویتنام، شش سال طول کشید تا مخالفت عمومی به چنین سطوح بیسابقهای برسد. اما جنگ ایران دقیقا در عرض شش ماه با این موج عظیم نارضایتی و خشم عمومی روبرو شده است.
لری ساباتو، استاد برجسته علوم سیاسی دانشگاه ویرجینیا، معتقد است که در این مقطع، تنها شدت مخالفت مردم با سیاست های جنگ طلبانه نیست، بلکه سرعت بی سابقه شکل گیری این موج مخالفت هاست که زنگ خطر را برای کاخ سفید به صدا درآورده است.
وی خاطرنشان می کند: از روز اول، این جنگ منفورترین و منفورترین کمپین در بین شهروندان آمریکایی از زمان ثبت دقیق نظرسنجی های عمومی بوده است.
این تحلیلگر ارشد هشدار می دهد که هر چه این بحران طولانی تر شود، هزینه سیاسی آن برای واشنگتن سنگین تر خواهد شد. هزینه گزافی که بیش از همه، دونالد ترامپ و متحدان جمهوریخواهش باید در انتخابات حساس میان دوره ای کنگره بپردازند.
دوری معنادار جامعه از سیاست های جنگ طلبانه
بررسی تجارب تاریخی نشان میدهد که جنگهایی که دولتها بهطور یکجانبه و با انتخاب خود آغاز میکنند، معمولاً در ماههای اول از حمایت نسبی و عاطفی افکار عمومی برخوردار میشوند. اما این پشتیبانی شکننده با گذشت زمان و آشکار شدن هزینه ها به سرعت محو می شود. حمله نظامی آمریکا به افغانستان در سال 2001 (1380) نمونه بارز این روند است.
در آن زمان، نزدیک به 90 درصد آمریکایی ها از حمله به مواضع گروه طالبان حمایت کردند. زیرا جورج دبلیو بوش توانست با متهم کردن طالبان به پناه دادن به طراحان حملات 11 سپتامبر، بهانه ای به ظاهر مشروع برای افکار عمومی بیابد. با این حال، طبق داده های گالوپ، 13 سال طول کشید تا حمایت مردم آمریکا از آن جنگ فرسایشی به زیر 50 درصد برسد. آن هم در شرایطی که بیش از دو هزار سرباز آمریکایی کشته و بیش از 20 هزار نفر دیگر به شدت مجروح شدند.
جنگ موهومی با ایران تاکنون خسارات جانی آنچنانی برای ارتش آمریکا در پی نداشته است و ادعا می شود که تعداد کشته شدگان آمریکایی تنها به 16 نفر رسیده است. اما این تنش ها از جهتی دیگر به افکار عمومی ضربه زده و مستقیما معیشت و جیب شهروندان آمریکایی را هدف قرار داده است. پیش از آغاز ماجراجویی های واشنگتن، تردد در تنگه استراتژیک هرمز بدون مانع جریان داشت، اما اکنون این شریان حیاتی اقتصاد جهانی با محدودیت ها و مخاطرات جدی مواجه است.
اگرچه دونالد ترامپ به طور لفاظی ادعا می کند که به لطف هژمونی نظامی ایالات متحده، انتقال انرژی همچنان روان تر از همیشه جریان دارد، نمودارهای بازار جهانی انرژی داستان کاملاً متفاوتی را نشان می دهد. با وجود نوسانات اخیر قیمت نفت برنت، جهش قیمت از 72 دلار در اوایل ژوئیه (اواسط تیر) به 88 دلار در هر بشکه، زنگ خطر را برای پایگاه رای جمهوری خواهان به صدا درآورده است. در عین حال قیمت بنزین در آمریکا از مرز سه دلار عبور کرده و نزدیک به چهار دلار در هر گالن است. موضوعی که فشار تورمی مضاعفی را بر مخارج زندگی خانوارها تحمیل می کند.
بحران انتخاباتی و تردید در اردوگاه اصولگرایان
در دهه های گذشته، جنگ ویتنام به سرعت تبدیل به یک کابوس و دغدغه اصلی رای دهندگان آمریکایی شد. اگرچه جنگ ایران هنوز در افکار عمومی به چنین جایگاه بلامنازعی نرسیده است، نظرسنجی های جدید ثابت می کند که شهروندان آمریکایی امروز بیش از هر چیز نگران تورم، تورم افسارگسیخته و ضعف بیش از حد رهبری سیاسی در کاخ سفید هستند.
این مشکلات داخلی به طور مستقیم و ارگانیک با پیامدهای فاجعه بار این درگیری گره خورده است. به همین دلیل، حتی اگر پنتاگون بتواند تعداد تلفات انسانی را مخفی کند یا پایین نگه دارد، ادامه این وضعیت می تواند به یک زلزله انتخاباتی و بحران مشروعیت برای حزب جمهوری خواه تبدیل شود.
داده های دقیق نظرسنجی نیز این روند نزولی را تایید می کند. در اردوگاه دموکرات ها، موافقت خالص جنگ به منفی 84 درصد کاهش یافته است. این افت در میان رای دهندگان مستقل نیز بسیار چشمگیر است و به منفی 52 درصد رسیده است.
تنها پایگاه اجتماعی که هنوز از ادامه تنش ها تا این لحظه دفاع می کند، هسته سخت جمهوری خواهان وفادار به جنبش “MAGA” است (عظمت را به آمریکا برگردانید)، که رضایت خالص آنها به عدد مثبت 72 درصد می رسد. با این حال، شکاف و شک در میان این گروه رادیکال نیز آشکار می شود.
آخرین نظرسنجی مشترک واشنگتن پست و ایپسوس یک واقعیت مهم را آشکار می کند: برای اولین بار، اکثر حامیان متعصب ترامپ دیگر قویاً از سیاست های او حمایت نمی کنند و به حمایت “تا حدودی” کاهش یافته اند.
در همین حال، جمهوری خواهان میانه رو (غیر MAGA) نیز با سرعت چشمگیری از این جنگ فاصله می گیرند. به طوری که میزان رضایت آنها از مثبت 26 درصد در فروردین به منفی 25 درصد در شرایط ملتهب فعلی کاهش یافته است.
فشار مضاعف دموکرات ها و پوشش پنتاگون
همزمان با طولانیتر و پیچیدهتر شدن ابعاد این بحران، دموکراتها اهرمهای فشار سیاسی بر دولت ترامپ را فعالتر کردهاند. در جلسه بررسی صلاحیت جول هرست، گزینه پیشنهادی رئیس جمهور برای نظارت بر بودجه کلان پنتاگون، سناتورهای دموکرات دولت فدرال را به پنهان کاری متهم کردند و اعلام کردند که واشنگتن هزینه واقعی و نجومی این جنگ را بسیار کمتر از رقم واقعی آن به مردم گزارش کرده است.
وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) هزینه های این درگیری را حدود 30 میلیارد دلار برآورد کرده و مدعی است که بیشتر این بودجه صرف تامین سوخت و تسلیحات شده است. اما الیسا اسلاتکین، نماینده دموکرات و سناتور ایالت میشیگان، محاسبه تقریبی اما دقیقتری ارائه کرده است که شامل هزینههای بازسازی پایگاههای نظامی آسیبدیده آمریکا و آسیبهای غیرمستقیم اقتصادی به شهروندان است که بیش از شش برابر برآورد رسمی پنتاگون است.
او همچنین با لحنی تند، قراردادهای کلان و مشکوک وزارت دفاع با شرکت هایی که پسران ترامپ در آنها منافع تجاری و سهام دارند، افشا و به شدت مورد انتقاد قرار داده است.
کیت کانلی، کهنه سرباز ارتش و رقیب دموکرات مایک لالر در انتخابات نوامبر، از عملکرد دولت ترامپ انتقاد کرده است.
وی با انتشار پیامی در شبکه های اجتماعی تاکید کرد: ترامپ آمریکا را به ورطه جنگ کشانده است که نه تنها اهداف نظامی روشن و قابل دفاعی ندارد، بلکه دولت او حتی قادر به ارائه استراتژی خروج و جدول زمانی برای پایان دادن به این فاجعه نیست.
تجزیه و تحلیل دادههای مبتنی بر مدلهای پیشبینی انتخابات اکونومیست، چشمانداز بسیار تیرهای را برای آینده سیاسی جمهوریخواهان ترسیم میکند. بر اساس این مدل سازی ریاضی، احتمال شکست مایک لاولر در انتخابات سرنوشت ساز نوامبر 68 درصد برآورد شده است. علاوه بر این، دموکرات ها شانس بالای ۸۲ درصدی برای به دست گرفتن مجدد کنترل مجلس نمایندگان دارند و با شانس ۴۵ درصدی می توانند اکثریت کرسی های سنا را از دست رقبای جمهوری خواه بگیرند.
آرون دیوید میلر، محقق ارشد اندیشکده بنیاد کارنگی، وضعیت مخمصه فعلی دونالد ترامپ را بازتولید تجربه تلخ و تحقیرآمیز آمریکا در باتلاق ویتنام ارزیابی می کند.
او در تحلیلی جامع می گوید که پیچیدگی و دشواری خروج از بحران خودساخته علیه ایران دقیقاً همان یأسی را به ذهن متبادر میکند که لیندون جانسون، رئیسجمهور سابق ایالات متحده در جنگ ویتنام ابراز کرد: «من مانند مسافری احساس میکنم که ناگهان در بزرگراهی طولانی در ایالت تگزاس زیر یک تگرگ شدید گرفتار میشود؛ «من هیچ راهی برای فرار به جلو ندارم، نه به این طوفان.





