علی اصغر زرگر کارشناس مسائل منطقه درباره ارزیابی خود از حملات ده روز گذشته به کشورمان گفت: دولت آمریکا و به ویژه ترامپ به همراه هیئت حاکمه تفاهم نامه ای با ایران امضا کردند که بعدا اذعان کردند که هدفشان ایجاد فضای تنفسی برای صادرات نفت از طریق تنگه هرمز، تکمیل مجدد ذخایر از نظر تجهیزات و آماده سازی تجهیزات بوده است. بنابراین از نظر آمریکا موضوع توقف مخاصمات، صلح دائم یا مذاکرات واقعی و عادلانه مورد توجه قرار نگرفت; این اصل اساسی است که باید در نظر گرفته شود.
هدف آمریکا از حملات اخیر تضعیف هر چه بیشتر ایران است
به گزارش ایلنا، وی ادامه داد: اما به نظر من هدف حملاتی که در 9 روز گذشته انجام شده نه تنگه هرمز است و نه مسائل هستهای. بلکه هدف تضعیف هر چه بیشتر ایران است، مشابه نظریه نتانیاهو که معتقد بود کار باید یکباره انجام شود. این بدان معناست که با از بین بردن بخشی از زیرساخت ها، تجهیزات و توان دفاعی، تضمین می کنند که ایران برای سال های متمادی تهدیدی برای منافع آنها در خاورمیانه نخواهد بود. اما غافلند از این که به تعبیری «گرز رستم» وجود دارد; یعنی ایران یک پایگاه دفاعی قوی و پراکنده دارد که با هدف قرار دادن چندین زیرساخت و پل در استان ها به طور کامل فرو نمی ریزد.
این کارشناس مسائل بین الملل تصریح کرد: از این رو ضربات سختی در اردن، کویت، بحرین و سایر مناطق به آمریکایی ها وارد شد. به خصوص در اردن که به نظر می رسد هماهنگی هایی با عناصری علیه حضور آمریکا در آن کشور وجود دارد که می توانند اطلاعات دقیق تری را در اختیار ایران قرار دهند. برای آمریکایی ها جان سربازانشان آنقدر مهم است که امروز یکی از ایرانیان جنایتکار در آمریکا اعلام کرد که به ازای هر سرباز کشته شده، 150 پاسدار ایرانی باید کشته شوند. البته به نظر من این اظهارات بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد.
اگر ایران بتواند تلفات بیشتری نسبت به آمریکایی ها در حوزه نیروی انسانی بدهد، آمریکایی ها زودتر برای بازگرداندن ایران به میز مذاکره اقدام می کنند.
زرگر خاطرنشان کرد: بنابراین اگر ایران بتواند در حوزه نیروی انسانی تلفات بیشتری از آمریکایی ها بگیرد چه در کویت و چه در مراکز استراتژیک آنها در مناطقی مانند ابوظبی و دبی در امارات، به نظر می رسد آمریکایی ها زودتر تسلیم شده و برای بازگرداندن ایران به میز مذاکره وارد عمل شوند. البته بازگشت به میز مذاکره به نظر من باید به پیش شرط هایی بستگی داشته باشد که ایران در یادداشت بر آن تاکید کرده است. یعنی آمریکایی ها باید قبل از هر مذاکره ای آن پیش شرط ها را اجرا کنند و به این موارد عمل کنند و به آن عمل کنند. در آن صورت ممکن است مذاکراتی انجام شود و به این پیشنهادات صلح پاسخ داده شود.
فشارهای داخلی بر ایالات متحده ممکن است باعث بازگشت به آتش بس شود
وی با اشاره به گسترش حملات هوایی آمریکا به مرکز کشور گفت: به نظر می رسد تحولات آینده به گونه ای باشد که امکان پیشروی های متوالی برای آمریکایی ها وجود داشته باشد. مثلاً علاوه بر شهرهای جنوبی، اگرچه در شیراز و تبریز هم حملاتی انجام دادند، اما این احتمال وجود دارد که در مرکز کشور از نظر حمله به زیرساخت ها و مواردی از این دست پیشروی کنند. اما در عین حال نظر من این است که شرایط داخلی آمریکا و به خصوص فشار بر منابع انرژی جهان احتمالا به گونه ای نیست که آمریکایی ها خیلی قوی عمل کنند و احتمالاً دوباره از طریق واسطه هایی که خود آمریکایی ها میانجیگری می کنند به آتش بس برسند. اما در عین حال، به نظر میرسد تا زمانی که پیششرطهای آمریکا عملاً محقق نشود، نیروهای ایرانی، سپاه پاسداران و نیروهای مسلح احتمالاً به میز مذاکره باز نخواهند گشت.
وی در خصوص احتمال حمله زمینی به کشور و تصرف جزایر یا حمله گروهی از غرب گفت: با توجه به اینکه آمریکایی ها نسبت به کشته شدن نیروهای انسانی خود بسیار حساس هستند، به نظر من در این مرحله و در کوتاه مدت بعید است که خودشان وارد شوند. مگر اینکه همانطور که خود ترامپ گفته ما وارد نمی شویم، اما نیروهایی داریم که این کار را برای ما انجام می دهند، از این طریق اقداماتی انجام دهند. البته برخی از این نیروها در جنوب شرقی هستند. کسانی که مرتکب ترور می شوند معمولاً در میرجاوه، سراوان و جاهای دیگر هستند و سپس گروه هایی از کردستان عراق هستند. اما با توجه به هوشیاری نیروهای حشد الشعبی و نیروهای عراقی که همچنان به جمهوری اسلامی ایران وفادار هستند، بعید می دانم این گروه ها بتوانند سریع وارد خاک ایران شوند و به ویژه با توجه به اینکه هوشیاری کامل در این بخش وجود دارد، احتمالاً اگر وارد شوند، از طریق نیروهای حشدالشعبی در نیروهای مرزی و داخلی به شدت سرکوب خواهند شد.
بازگشت به میز مذاکره به ترامپ غیرقابل پیش بینی بستگی دارد
این کارشناس مسائل منطقه با ادعای آکسیوس مبنی بر اینکه قطر، مصر، پاکستان و سایر میانجیهای فعال در منطقه طرحی را به آمریکا و ایران برای یک آتشبس 10 روزه ارائه کردهاند که طی آن تهران و واشنگتن درباره یک ترتیب طولانیمدت برای عبور از این تنگه مذاکره خواهند کرد که یکی از آنها اجازه دادن به ایران برای پرداخت هزینه معقول برای تامین امنیت دریایی و حفاظت از محیط زیست است. کند گفت: همه اینها به یک طرف یعنی آمریکا و به ویژه ترامپ غیرقابل پیش بینی بستگی دارد. اما در مجموع اگر ایران و آمریکا در مورد تنگه هرمز به توافق برسند، یعنی بر اساس بند پنج تفاهم نامه، مدیریت قسمت های شمالی این تنگه به ایران واگذار شود، ایران در ازای رفع محاصره دریایی توسط آمریکا، خواستار آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز تحت مدیریت ایران خواهد بود.
یکی از افسران سابق سیا معتقد بود که بهترین راه حل بازگشت طرفین به برجام است
وی ادامه داد: این می تواند شرط اول هر تفاهمی باشد. مسئله اصلی این است که آسیب هایی که آمریکایی ها به ایران وارد کرده اند، بازگشت طرف ایرانی به آن توافق را با مشکل مواجه می کند. بنابراین، احتمالاً باید تغییراتی در آن ایجاد شود. اتفاقاً یکی از افسران سابق سیا که قبلاً کارشناس آمریکایی بود، معتقد بود که بهترین راه حل بازگشت طرفین به برجام است. همان توافقی که ترامپ از آن ناراضی بود، آن را لغو کرد و از آن خارج شد. بنابراین آمریکا چاره ای جز بازگشت به برجام و لغو تحریم ها به یکباره یا تدریجی ندارد. درست است که رفع محاصره دریایی و تضمین مدیریت ایران بر بخش شمالی تنگه هرمز از طریق دریافت عوارض راه حلی کوتاه مدت و قابل قبول به نظر می رسد، اما با توجه به اتفاقات ده روز اخیر، معتقدم لغو تحریم ها باید به عنوان پیش شرط هرگونه توافق از سوی ایران مطرح شود.
برای نابودی کوه کلنگ باید یک زلزله غیرمنتظره 10 ریشتری رخ دهد که بتواند این کوه را نابود کند.
زرگر درباره احتمال حمله به تاسیسات هسته ای و تهدیدهای مستمر ترامپ در این زمینه و احتمال مشارکت اسرائیل در حمله به ایران گفت: بنا به ادعای خودشان، سایت های هسته ای قبلا تخریب شده است؛ اما در این زمینه نیز احتمال حمله به ایران وجود دارد. اگر 10 بار دیگر حمله کنند مهم نیست. ترامپ در مورد این کوه کلنگ هم جاه طلبی هایی داشت، مگر اینکه زلزله ای غیرمنتظره 10 ریشتری رخ دهد که بتواند این کوه را با آن مقدار سنگ دندانه دار ویران کند. آمریکایی ها ادعا می کنند که از قبل می دانستند که ایران بخشی از فعالیت های خود را به زیر این کوه در صد کیلومتری نطنز منتقل کرده است. بنابراین شاید این یک امتیاز برای ایران باشد، زیرا آمریکایی ها با حمله به آنجا به هیچ چیز نمی رسند. با توجه به فناوری جدید موشکی ایران، معتقدم اسرائیل به همین دلیل حمله نکرده است تا مورد حمله موشکی ایران قرار نگیرد.
وی در خصوص ارزیابی خود از سفر وزیر کشور به پاکستان و بیانیه منتشر شده از سوی طرف پاکستانی گفت: سفر وزیر کشور ایران بیش از هر چیز برای ایجاد راهکارهای ارتباطی است چرا که ایران کالاهای اساسی خود را از طریق پاکستان وارد می کند. این سفر عمدتاً به منظور تسهیل در عبور و مرور کامیون ها است تا ایران بتواند کالاهای اساسی خود را از طریق بندر کراچی و مسیرهای جایگزین تامین کند.
زرگر تصریح کرد: ورود کالاهای اساسی تنها بخشی از اهداف این سفر بود. همچنین موضوعاتی از قبیل ایجاد تمهیدات ویژه برای شرایط تردد کامیون ها، تامین امنیت کاروان های عبوری و مواردی از این دست در دستور کار قرار دارد. طبیعی است که در این گونه سفرها دیدار با مقامات عالی رتبه کشور میزبان نیز برای رایزنی های دیپلماتیک انجام می شود. به نظر من بیانیه پایانی در مورد ابراز نگرانی از تشدید تنش ها در مقایسه با اهمیت موضوع ترانزیت کالا از پاکستان، موضوعی فرعی تلقی می شود.
این کارشناس مسائل بین الملل گفت: با این حال پاکستان به عنوان میانجی نقش اساسی در شکل گیری و تثبیت تفاهم نامه بین طرفین داشت. اکنون شایعاتی مبنی بر خستگی پاکستان از نقش میانجی و تمایل آنها به عقب نشینی شنیده می شود، زیرا متوجه شده اند که طرف آمریکایی به تعهدات خود در این تفاهم نامه پایبند نیست و ادامه این روند ممکن است بی نتیجه باشد. بنابراین ممکن است برخی از کشورهای عربی برای میانجیگری پیشقدم شوند.





