بعدی- به تازگی اکران فیلم سینمایی «ساحل زنده» به کارگردانی کاظم دانشی در سینماها آغاز شده است، اثری که برای اولین بار در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد.
بر اساس گزارش فردا، کاظم دانشی پس از موفقیت «الافزار» بار دیگر به سراغ فضایی آشنا رفته است. پرونده های جنایی، افراد گرفتار در موقعیت های بحرانی و تصمیماتی که زندگی مردم را برای همیشه تغییر می دهد. اما «زنده شور» با بازی بهرام افشاری و حامد بهداد تنها تکرار تجربه قبلی این کارگردان نیست. این بار فیلم به جای پرداختن به یک پرونده، پنج محکوم را در فضایی مشترک گرد هم می آورد. هر کدام از این افراد گذشته و داستان مخصوص به خود را دارند و در آخرین شب زندگی تا حد امکان به مرگ می ایستند.
در ظاهر، فیلم درباره انتقام است، اما موضوع اصلی آن در لایه عمیق تری شکل گرفته است. «زندهشور» بیش از آنکه بخواهد در مورد درست یا نادرست بودن مجازات بحث کند، مخاطب را با مفهوم بخشش و معنای انسانیت مواجه میکند. در دنیای سینما، انتقام و بخشش دو مفهوم جدا از هم نیستند. در کنار غم، ترس، امید و حتی لحظات شادی قرار می گیرند و این تضادها فضای اصلی درام را تشکیل می دهند.
تصویری متفاوت از انتقام و بخشش
یکی از نقاط قوت فیلم کاظم دانشی این انبوه شخصیت ها و داستان ها هستند که در قلب روایت قرار دارند. هر یک از پنج محکوم داستان خود را دارند و هر یک سرنوشت گذشته را با خود به ارمغان می آورند. این ساختار میتوانست فیلم را به اثری شلوغ و پراکنده تبدیل کند، اما «زندهشور» در بخش قابل توجهی از مسیر موفق میشود شخصیتها را از یکدیگر متمایز کند. مخاطب می تواند داستان هر کدام را دنبال کند و در عین حال آنها را به عنوان بخشی از یک موقعیت بزرگتر ببیند. این وضعیت مربوط به فوت، مسئولیت و امکان جبران خسارت است.
فضای بسته فیلم نیز در ایجاد تنش نقش بسزایی دارد. این محیط نه تنها مکانی برای وقوع داستان است، بلکه به یکی از عناصر اصلی درام تبدیل می شود. شخصیت ها در موقعیت هایی هستند که شانس زیادی برای فرار از یکدیگر یا فرار از واقعیت ندارند. استرس روانی در بسیاری از صحنه ها نه از طریق دیالوگ های طولانی بلکه از طریق سکوت، نگاه ها و واکنش های کوچک منتقل می شود. این ویژگی باعث می شود «زنده شور» در قسمت هایی به درام های اجتماعی نزدیک شود. در این آثار تعلیق نه تنها از یک معمای جنایی، بلکه از برخورد افراد با یکدیگر و با ساختار قدرت نیز ایجاد می شود.
فیلم در لحظات موفق خود، مخاطب را در موقعیت قضاوت قرار می دهد. مخاطب به تدریج در نقطه ای قرار می گیرد که باید بین بخشش و انتقام، مسئولیت فردی و شرایط اجتماعی، قانون و احساس تصمیم بگیرد. «زنده شور» پاسخ روشنی به این پرسش ها نمی دهد و شاید این مهم ترین ویژگی آن باشد. فیلم به جای اینکه یک موضوع پیچیده را به یک نتیجه گیری ساده تقلیل دهد، سوالاتی را در ذهن مخاطب قرار می دهد که پس از پایان فیلم ادامه پیدا می کند.
سوالات بی پاسخ
حضور پرتعداد بازیگران سرشناس نیز می توانست برای فیلم دردسرساز شود. چنین ترکیبی معمولاً خطر شلوغ شدن کار و از دست دادن تمرکز داستان را به همراه دارد. با این حال «زنده شور» توانسته از این ظواهر چندگانه برای ساختن دنیای خود استفاده کند. هر شخصیت سهمی در تکمیل فضای کلی فیلم دارد و مجموعه بازیگران به جای تبدیل شدن به فهرستی از چهره های معروف، در خدمت روایت هستند.
البته فیلم خالی از ضعف نیست. ریتم روایت در قسمت هایی نوسان دارد و برخی انتخاب های روایی و بازیگری از شدت فضای اصلی می کاهد. تعدد داستان ها و شخصیت ها گاهی باعث می شود محوریت فیلم از مسیر اصلی منحرف شود. اما این ضعف ها نمی تواند جاه طلبی «زنده زنده» را نفی کند.
فیلم زندهشور نمیخواهد فقط یک پرونده جنایی را روایت کند یا به نتیجه قطعی درباره انتقام برسد. این فیلم سعی دارد مخاطب را در موقعیتی قرار دهد که به عدالت، مسئولیت فردی و نقش انسانی در برابر بی عدالتی فکر کند. به همین دلیل شاید ارزش اصلی فیلم در پاسخ هایی که ارائه می دهد نباشد، بلکه در پرسش هایی باشد که پس از پایان در ذهن مخاطب باقی می گذارد. در دنیایی که مرز تنبیه و بخشش همیشه مشخص نیست، «زندهشور» بیش از هر چیز داستان آدمهایی است که در سختترین لحظات زندگی با معنای انسان بودن روبرو میشوند.





