شرح ما وقع پلمب کافه‌های سنایی و ایرانشهر

شرح ما وقع پلمب کافه‌های سنایی و ایرانشهر


بعدی- موج جدید پلمپ کافه ها بار دیگر به یکی از موضوعات داغ اجتماعی تبدیل شده است. اما سوال اصلی اینجاست که چرا این روند ادامه دارد؟

بر اساس گزارش فردا، این بار موج درگیری ها به نام خیابان های «ایرانشهر» و «سنایی» گره خورده است. پایین کشیدن کرکره این کافه های خوشنام به دلیل داشتن مشتری ثابت و قرار گرفتن در لیست مقاصد اصلی کافه نشینان به سرعت در فضای رسانه ای و مجازی حساس شد. صرف نظر از دلایل اعلام شده، این اتفاق حکایت از بازگشت یک الگوی آشنا در سیاست شهری و پلیسی دارد.

ماجرای پلمب قهوه خانه سنایی و ایرانشهر

نهم تیرماه خبر پلمب همزمان با هفت کافه در محدوده خیابان های ایرانشهر و سنایی به سرعت به تیتر اول رسانه ها و شبکه های اجتماعی تبدیل شد. کمی بعد خبرهای مشابهی از محدوده خیابان نوفل لوشاتو شنیده شد. محله هایی که از مقاصد پر تردد ساکنان پایتخت محسوب می شوند. اما موضوع به تهران محدود نمی شود.

گزارش های میدانی از شهرهایی مانند رشت، قم و مشهد نشان می دهد که با روندی پراکنده اما هماهنگ در سطح کشور مواجه هستیم. به گفته منابع آگاه محلی، این شاقول ها محله به محله می رود. اغلب بدون طی مراحل قضایی و تنها با تصمیم و اقدام نهادهای اجرایی مانند اداره اماکن و نیروی انتظامی اعمال می شوند.

بحث صنفی یا حجاب؟

در مرکز این رویداد، تضاد روایت ها خودنمایی می کند. آنچه در فضای عمومی می گذرد و برخی منابع غیررسمی و فعالان صنفی بر آن تاکید می کنند حول محور «رعایت نکردن حجاب» و «رفتار خلاف اخلاق» می چرخد ​​و این موارد را عامل اصلی پلمپ ها می دانند. این در حالی است خبرگزاری هایی مانند تسنیم و فارس تنها یک روز پس از تعطیلی قهوه خانه ها بر تخلفات تجاری تاکید کرده اند..

به دنبال این تناقضات، به گزارش میهن تجارت به دنبال جنبه های قانونی و اجرایی موضوع شد. اصغری کارشناس حقوقی قوه قضائیه در این باره به خبرنگار می گوید«طبق پیگیری های انجام شده، دلیل پلمب این واحدهای صنفی برخلاف ادعای اولیه، صدور قرار قضایی نبوده است. این قهوه خانه ها پیش از این به دلیل ارتکاب برخی تخلفات تجاری اخطاریه دریافت کرده بودند اما به دلیل عدم اقدام برای رفع نواقص در نهایت با حکم پلمب مواجه شدند.

وی در تشریح مصادیق این تخلفات صنفی توضیح می دهد: دلایلی مانند عدم مجوزهای قانونی لازم، نداشتن کارت سلامت برای برخی کارکنان و یا سایر نواقص مربوط به بهداشت و قوانین صنفی می تواند مبنای این برخوردها باشد که روال معمول به این صورت است که بازرسان وزارت بهداشت پس از بازدید از محل گزارش خود را تهیه می کنند و روند قانونی پلمب نیز بر اساس همین گزارش اجرا می شود.

در تایید برخی از این ادعاها، تعدادی از کارگران قهوه خانه های تهران از مشکلاتی مانند نداشتن بیمه و دریافت دستمزد کمتر از حداقل دستمزد تعیین شده توسط وزارت کار گلایه دارند. اما به نظر می رسد که این تنها بخش کوچکی از داستان است. اصغری با اشاره به سوابق یکی از قهوه خانه های پلمب شده می افزاید: مدیریت یکی از این واحدها پیش از این چندین بار تعهد کتبی به عهده گرفته بود که این تعهدات اغلب به دلیل برگزاری رویدادهای خاص و همچنین دریافت گزارش هایی مبنی بر عدم رعایت ضوابط به ویژه در بحث پوشش ارباب رجوع به شدت انجام می شد.

این کارشناس حقوقی ادامه می دهد: در برخی موارد نیز گزارش‌هایی از سرو کردن نوشیدنی‌های خاصی وجود دارد که حتی منجر به نمونه برداری و آزمایش تعدادی از این واحدها شد. با این حال، در بررسی‌های ما، هیچ پرونده قضایی مستقلی برای اکثر کافه‌هایی که اخیراً پلمب شده‌اند، یافت نشد.»

وی در خصوص تفاوت مهر اداری و قضایی می گوید:چنانچه تخلفات جنبه امنیتی، انتظامی و یا مواردی مانند کشف حجاب داشته باشد، ادامه روند رسیدگی مستلزم صدور دستور کتبی قضایی است.. اما در تخلفات صنفی و بهداشتی، نهادهایی مانند وزارت بهداشت یا سازمان تعزیرات صلاحیت قانونی دخالت مستقیم را دارند».

اصغری درباره احتمال شکایت کافه داران از مهرها بدون حکم قضایی می گوید:اگر مهر مبنی بر تخلف بهداشتی یا تجاری باشد، عملاً امکان اقدام قانونی برای لغو آن وجود ندارد. زیرا مرجع رسیدگی در مرحله اول از مالکین می خواهد که ایرادات را رفع کنند. البته ابطال دائم پروانه کسب مقوله ای کاملاً متفاوت است و فرآیند حقوقی پیچیده ای دارد که به این راحتی قابل اجرا نیست.

علیرغم این توضیحات قانونی، اظهار نظر مسئولین شهرستان نظرات دیگری را به ذهن متبادر می کند. مهدی چمران رئیس شورای شهر تهران فردای تعطیلی کافه ها با اشاره کنایه آمیز به موضوع حجاب در این فضاها گفت: اگر خانم ها بدون حجاب وارد کافه ها شوند، کافه ها خیلی کافه می شوند. این نوع اظهارات این فرضیه را تقویت می کند که کافه ها نه تنها یک واحد تجاری، بلکه یک “چیز فرهنگی” محسوب می شوند.

البته چمران در این دیدگاه تنها نیست. سعید جلیلی نیز از گسترش فرهنگ قهوه خانه ها ابراز نگرانی کرد و گفت: دیگر نیازی به دور هم جمع شدن خانواده ها نیست؛ یک نفر تنها می رود، دو سه ساعتی در کافه می نشیند و برمی گردد، اگر در مسیرتان دقت کنید، می بینید که کافه های زیادی دایر شده است، باید بررسی شود که این فضاها برای چه عواقبی شکل گرفته است.

تعلیق اجباری حقوق مالکیت در تراز قانون

در سطح حقوقی، انتقادات به روند فعلی بسیار جدی تر است. محسن برهانی وکیل دادگستری با استناد به ماده ۱۱۴ قانون آیین دادرسی کیفری تاکید می کند که حتی در صورت تشکیل پرونده قضایی، پلمب و توقف فعالیت واحدهای خدماتی با محدودیت های قانونی مواجه است. به عبارت دیگر وقتی قوه قضاییه در این زمینه اختیار مطلق ندارد، تفویض چنین اختیاراتی به نهادهای اجرایی و غیرقضایی با شبهات جدی حقوقی همراه است.

پلمب در ساده ترین تعریف قانونی خود به معنای تعلیق اجباری حق مالکیت است. حقی که هم در قانون اساسی و هم در شرع جایگاه بسیار محکمی دارد.

خاموشی در اقتصاد راکد

تأثیرات فوری این سیاست‌های انقباضی بیش از هر چیز دیگری در اقتصاد شهری آشکار می‌شود. و در شرایطی که رکود بازار و نبود فرصت های شغلی با درآمد کافی بخش بزرگی از نسل جوان را خانه نشین کرده است. امروزه کار در کافه ها در کنار تاکسی های اینترنتی یکی از در دسترس ترین گزینه های شغلی برای جوانان جویای کار است. بنابراین خاموش کردن چراغ های یک کافه به معنای قطع درآمد تمام کارگران شاغل در آن است.

هر کافه در ساختار اقتصاد شهری یک واحد کوچک و پویا برای ایجاد اشتغال در نظر گرفته می شود که چرخه ای از باریستاها، آشپزها، نیروهای خدماتی و تامین کنندگان مواد اولیه را به کار می گیرد. تعطیلی ناگهانی این واحدها نه تنها به صاحبان سرمایه آسیب وارد می کند، بلکه معیشت شبکه ای از مشاغل مرتبط را نیز به خطر می اندازد.

رویا، دختر 23 ساله ای که از 18 سالگی در قهوه خانه تهران مشغول به کار است، از وضعیت فعلی گلایه دارد. از 18 اسفند، کافه‌ها به دلیل فشارهای اقتصادی شروع به تعدیل نیرو‌های دردناک کرده‌اند؛ اما اکنون با این مهرها، کل گروه توسط مقامات بالاتر تعدیل و بیکار می‌شوند.

محمد یکی از باریستاهای باسابقه پایتخت نیز به فشار کاری اشاره کرد و گفت: شرایط به قدری سخت شده که به دلیل کمبود نیرو گاهی سرآشپز اصلی مجبور است نقش کارگر سالن را بازی کند یا تا پاسی از شب مشغول نظافت سالن است.

در اقتصادی که با تورم ساختاری و کاهش شدید قدرت خرید دست و پنجه نرم می کند، کافه ها به یکی از معدود پناهگاه های اشتغال جوانان تبدیل شده اند. بسته شدن اجباری این فضاها در واقع به معنای حذف بخش مهمی از اقتصاد خرد شهری است. اقتصادی که اگرچه در آمارهای کلان اقتصادی دولت نادیده گرفته شده، اما نقشی حیاتی در زندگی روزمره و معیشت مردم دارد.

سرگرمی مقرون به صرفه

پارسا، جوان 25 ساله ای که با حسرت به کرکره های بسته یکی از کافه های تهران نگاه می کند، می گوید: «تا همین چند وقت پیش در کوچه ای پایین، شب ها ساز می زدیم، اما سفره ما را جمع کردند، گاهی با خودم فکر می کنم که چرا هر تفریح ​​و شادی در این شهر گندم حرام شده است؟

فریبا بانوی 32 ساله که علاقه مند به کافه گردی است به محدودیت های تفریح ​​اشاره کرد و افزود: این روزها با 300 هزار تومان نمی توان کار خاصی کرد جز سفارش یک نوشیدنی یا یک میان وعده کوچک در کافه، واقعاً تنها تفریح ​​مقرون به صرفه ای است که برایمان باقی مانده است.

از منظر جامعه شناختی، دریافت این فضاها را می توان در قالب نظریه «مصرف جبرانی» تحلیل کرد; تلاشی ناخودآگاه برای بازیابی حس کنترل، هویت و آرامش روانی در دل یک وضعیت ناپایدار اقتصادی و اجتماعی.

فاصله بین گفتار دولت و میدان عمل

روند برخورد با کافه ها در ایران همیشه الگوی سینوسی داشته است. یک جا فراموش می شود و در نقطه ای دیگر به تیتر اخبار برمی گردد. در چنین شرایطی نگاه افکار عمومی به سمت دولت معطوف می شود تا واکنش خود را بسنجد. اما موضع رسمی دولت حداقل در سطح گفتمان رسانه ای با این برخوردهای میدانی همسو به نظر نمی رسد.

فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت پیش از این در واکنش به موج تعطیلی های قبلی تاکید کرده بود که رویکرد کلی دولت مبتنی بر «پذیرش همه مردم» است و موضوع تعطیلی واحدهای صنفی در دست بررسی است. این شکاف قابل توجه بین سخنان رسمی دولت و آنچه در خیابان ها اتفاق می افتد این سوال اساسی را ایجاد می کند که سیاست گذار نهایی و واقعی در این زمینه کیست؟

کرکره ها پایین است

اگرچه در نگاه اول پلمب قهوه خانه ها یک اقدام محدود پلیسی یا صنفی به نظر می رسد، اما در لایه های عمیق تر به یکی از گره های اصلی و پیچیده شهری در ایران تبدیل شده است. گره ای که حاصل تعارض میل به کنترل فرهنگی، الزامات پویایی اقتصادی و رعایت حقوق شهروندی است.

امروز در خیابان های ایرانشهر و سنایی این درگیری یک بحث تئوریک نیست. بلکه در قالب کرکره های پایین کشیده، صندلی های خالی و کارگرانی که در سکوت مطلق شغل خود را از دست داده اند جلوه گر شده است. سوال اصلی این است که تا چه زمانی ادامه این روند امکان پذیر خواهد بود و چه کسی هزینه آن را پرداخت خواهد کرد؟ دولت، صاحبان مشاغل یا جامعه؟

پارسا در پایان سخنانش حرفی زد که شاید زبان خیلی از جوانان باشد: واقعا خسته شدیم آقای رئیس! بگذار نفس بکشیم در شرایط کنونی، دیدن کرکره های این کافه ها فضایی را ایجاد می کند که عده ای بلافاصله مانور می دهند و آن را به بستری برای قطب بندی یا التهاب اجتماعی تبدیل می کنند».

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی