از دجله تا تهران؛ سفری برای تثبیت یک پیوند راهبردی در میانه طوفان‌های منطقه

به گزارش به گزارش میهن تجارت، در روابط بین کشورها، برخی سفرها صرفاً برای توسعه همکاری های اقتصادی یا امضای چندین سند مشترک انجام می شود، اما برخی دیگر حامل پیام هایی است که اهمیت آن بسیار فراتر از متن توافق نامه هاست. سفر علی فالح کاظم الزیدی، نخست وزیر عراق به جمهوری اسلامی ایران را باید از جمله این سفرها ارزیابی کرد.

این سفر در شرایطی انجام شد که منطقه غرب آسیا همچنان با بحران های امنیتی، فشارهای آمریکا، تهدیدات رژیم صهیونیستی و تلاش بازیگران فرامنطقه ای برای تنظیم مجدد موازنه قوا مواجه است. بنابراین، هر دیدار مقامات عالی رتبه تهران و بغداد تنها یک دیدار سیاسی نیست. بلکه بخشی از فرآیند مدیریت تحولات منطقه ای محسوب می شود.

جمهوری اسلامی ایران همواره بر این اصل تاکید داشته است که «ایران و عراق را نمی توان از هم جدا کرد«؛ یعنی ایران و عراق از یکدیگر جدایی ناپذیرند، این شعار صرفاً یک عبارت احساسی یا تبلیغاتی نیست، بلکه ریشه در واقعیت های تاریخی، فرهنگی، مذهبی و امنیتی دو ملت دارد.

پیوندی که تاریخ ایجاد کرده است

روابط ایران و عراق تنها محدود به مرزهای جغرافیایی نیست. این دو ملت قرن هاست که با هم زندگی کرده اند و اشتراکات تمدنی، فرهنگی و مذهبی بسیاری دارند. حضور شهرهای مقدس شیعیان در عراق، حضور میلیونی زائران ایرانی در عتبات عالیات، راهپیمایی عظیم اربعین، پیوند خانوادگی مردم دو کشور و اشتراکات فرهنگی، روابط تهران و بغداد را به رابطه ای فراتر از روابط معمول دو همسایه تبدیل کرده است.

حتی جنگ تحمیلی هشت ساله که با تصمیم رژیم بعث صدام حسین علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز شد نیز نتوانست شکاف دائمی بین ملت‌های ایران و عراق ایجاد کند. بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که جنگ محصول سیاست های حزب بعث بود، نه خواست مردم عراق. موضوعی که پس از سقوط صدام حسین و گسترش روابط مردمی بین دو کشور بیش از پیش خود را نشان داد. امروزه نیز همکاری های فرهنگی، مذهبی و اقتصادی دو کشور نشان می دهد که این پیوند ریشه های عمیق تری نسبت به تحولات موقت سیاسی دارد.

عراق؛ حلقه ای تعیین کننده در امنیت منطقه است

از منظر جمهوری اسلامی ایران، عراق فقط یک همسایه نیست. بلکه یکی از مهمترین ابعاد امنیت ملی ایران محسوب می شود. واقعیت این است که امنیت ایران و عراق به شدت در هم تنیده شده است. تجربه ظهور داعش نشان داد که ناامنی عراق می تواند خیلی زود امنیت ایران را نیز تحت تاثیر قرار دهد. به همین دلیل تهران همواره ثبات عراق را بخشی از امنیت راهبردی خود دانسته است.

در نگاه راهبردی ایران، زنجیره مقاومت در عراق، سوریه و لبنان مجموعه ای به هم پیوسته تلقی می شود و تضعیف هر یک از این حلقه ها می تواند تبعات امنیتی گسترده ای برای کل منطقه داشته باشد. از دیدگاه بسیاری از ناظران، تحولات سوریه اهمیت این ارتباط را بیش از گذشته آشکار کرده است.

از دجله تا تهران؛ سفری برای ایجاد یک پیوند استراتژیک در میانه طوفان در منطقه

جامعه عراق؛ خسته از چند دهه جنگ

می توان گفت عراق در چهار دهه گذشته هرگز شاهد ثبات کامل نبوده است. جنگ با ایران، اشغال کویت، حمله آمریکا در سال 2003، حضور سال‌ها ارتش آمریکا، درگیری‌های داخلی و سپس ظهور داعش، جامعه عراق را با هزینه‌های سنگین انسانی، اقتصادی و اجتماعی مواجه کرده است.

طبیعی است که بخش قابل توجهی از افکار عمومی عراق امروز بیش از هر چیز به دنبال ثبات، توسعه و استقلال هستند. بسیاری از عراقی ها می خواهند که کشورشان دیگر عرصه رقابت برای قدرت های خارجی نباشد و تصمیمات اصلی بغداد بر اساس منافع ملی عراق گرفته شود. این خواسته برای جامعه ای است که سال ها جنگ، ناامنی و بی ثباتی را تجربه کرده است.

اما استقلال واقعی چگونه محقق می شود؟

اما موضوع استقلال عراق تنها با طرح شعارهای سیاسی محقق نخواهد شد. از دیدگاه جمهوری اسلامی ایران، تا زمانی که حضور نظامی آمریکا در عراق ادامه داشته باشد، صحبت از استقلال کامل این کشور با چالش جدی مواجه خواهد شد. پس از شهادت سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس، پارلمان عراق خروج نیروهای آمریکایی را تصویب کرد، اما این قطعنامه به طور کامل اجرایی نشده است.

در این زمینه، بسیاری از تحلیلگران نزدیک به جنبش مقاومت معتقدند که آمریکا با حفظ زیرساخت های نظامی و اطلاعاتی خود در عراق، در تلاش است تا گروه های مقاومت را تضعیف کند. راهبردی که به گفته آنها در نهایت با هدف محدودسازی بازدارندگی محور مقاومت و افزایش فشار بر لبنان و فلسطین دنبال می شود.

چرا تهران به تحولات عراق حساس است؟

برای جمهوری اسلامی ایران مسئله عراق فقط یک موضوع دیپلماتیک نیست. هرگونه تغییر در موازنه امنیتی عراق می تواند به طور مستقیم امنیت مرزهای غربی ایران را تحت تاثیر قرار دهد. از این رو تهران همواره تلاش کرده است تا روابط سیاسی، اقتصادی، امنیتی و فرهنگی خود را با بغداد در بالاترین سطح حفظ کند.

در چنین شرایطی می توان سفر نخست وزیر عراق به تهران را نشانه تداوم گفت وگوهای راهبردی دو کشور دانست. این گفتگوها علاوه بر موضوعات دوجانبه، آینده امنیت منطقه، همکاری های اقتصادی، مبارزه با تروریسم، مدیریت مرزها و تحولات غرب آسیا را نیز شامل می شود.

از دجله تا تهران؛ سفری برای ایجاد یک پیوند استراتژیک در میانه طوفان در منطقه

عراق به دنبال نقش حلقه میانی ایران و آمریکاست/ دیدگاه غالب در عراق عدم مداخله است

مجتبی قنبردوست در گفت و گو با خبرنگار به گزارش میهن تجارت وی بیان کرد: بررسی جایگاه عراق در معادلات منطقه ای ابعاد متعددی دارد که نگاهی همه جانبه می طلبد. بعد اول بحث امنیت مشترک است. ایران و عراق از نظر امنیتی موانع یکدیگر هستند. صرف نظر از دیدگاه تاریخی، در ژئوپلیتیک منطقه، عراق همواره حلقه امنیتی ایران بوده است، همچنان که سوریه مانع امنیتی حزب الله در لبنان است. این همپوشانی امنیتی ریشه در الزامات جغرافیای سیاسی و نظامی و نیاز متقابل دو کشور به تعامل دارد.

وی افزود: از سوی دیگر اشتراکات عمیق دینی و مذهبی دو ملت از جمله وجود مراکز شیعی مانند کربلا، نجف و مشهد بر پیوندهای فرهنگی و مذهبی آنها افزوده است. این در حالی است که عراق بدون توجه به میل و ناخواسته داخلی همواره یکی از حوزه های نفوذ جمهوری اسلامی ایران بوده است. نفوذی که شامل جنبه های معنوی، مادی، سیاسی و امنیتی است.

کارشناس مسائل خاورمیانه تصریح کرد: بررسی میدانی فضای کنونی جامعه عراق نشان می دهد که طیف های مختلف نسبت به حضور و نقش ایران در این کشور موضع دارند. گروهی طرفدار حضور و نفوذ ایران هستند، گروهی خواهان حضور نیروهای آمریکایی و غربی هستند، اما بخش قابل توجهی از مردم و جریان های سیاسی عراق هیچ یک از این نفوذهای خارجی را نمی پذیرند. واقعیت این است که در انتخابات اخیر عراق اکثر نامزدها با شعار عدم دخالت هیچ نیروی خارجی اعم از آمریکا و ایران وارد عرصه رقابت شدند.

قنبردوست ادامه داد: تحلیل میدانی حاکی از آن است که برآیند افکار عمومی در عراق مداخله و نفوذ خارجی را مضر می داند و معتقد است ایران باید مستقل از هر دو طرف (آمریکا و جریان های داخلی) عمل کند. از این رو، بخشی از جریان های سیاسی عراق بر این راهبرد تاکید دارند که این کشور نباید به حلقه درگیری بین ایران و آمریکا تبدیل شود. زیرا توانایی مقابله با هیچ یک از دو طرف را ندارد و باید به دنبال راه حلی برای به حداقل رساندن آسیب های ناشی از این تنش ها باشد.

وی تصریح کرد: این رویکرد حتی در دوره های دولت های مقاومت مانند نوری مالکی و حیدر العبادی نیز مشاهده شد که به دنبال آشتی دادن و نزدیک شدن مواضع ایران و آمریکا بودند تا عراق نقش حلقه میانی را ایفا کند. در سال‌های اخیر آمریکایی‌ها از عراق به عنوان میانجی استفاده کرده‌اند و مردم و جریان‌های سیاسی عراق نیز علاقه زیادی به چنین رویکردی نشان داده‌اند. رویکردی که هم مورد قبول افکار عمومی و هم مورد پسند احزاب سیاسی است و در واقع دیدگاهی واقع بینانه حاکم بر جامعه عراق تلقی می شود. این نگاه فراتر از فضای تشیع و مقاومت شامل رأی اکثریتی است که جریان های مقاومت در عراق به دست آوردند.

کارشناس مسائل خاورمیانه گفت: اما تحول مهم دیگر، تشکیل کابینه جدید در عراق و روی کار آمدن فردی بود که با وجود تقویت کرسی های مقاومت در انتخابات، گزینه هایی مانند نوری مالکی و شیعه السودانی به توافق نرسیدند و فردی با فاصله قابل توجهی از جریان های قبلی به نخست وزیری رسید. نباید فراموش کرد که در عراق، درگیری های سیاسی و قبیله ای نقش تعیین کننده ای دارند. همچنین رقابت و حتی دشمنی جدی میان جریان های مختلف شیعه، سنی و عرب، پیچیدگی صحنه سیاسی عراق را دوچندان کرده است.

وی خاطرنشان کرد: در این میان دولت جدید عراق به ریاست آقای زیدی گامی عملی در جهت خروج نیروهای نظامی آمریکایی از این کشور برداشته و آمریکا نیز با این خروج موافقت کرده است. بر اساس اعلام رسمی، مهلت سازماندهی گروه های مسلح تا 30 سپتامبر (حدود اواسط مهر) تعیین شده است. بر این اساس گروه های مسلح عراق یا باید در ساختار ارتش ادغام شوند – مانند جریان های حشدالشعبی که در زمان شهید سلیمانی این مسیر را طی کردند – یا در صورت امتناع، خلع سلاح شوند.

قنبردوست تصریح کرد: این رویکرد را باید در بازی بزرگتری ارزیابی کرد که خلع سلاح حزب الله نیز در همین چارچوب قابل تعریف است. اما در نگاه ملی عراق، این سیاست همزمان تامین کننده منافع آمریکا، رژیم صهیونیستی و جریان های سیاسی داخلی است که نیازمند رای و تایید مردم هستند.

وی افزود: نکته حائز اهمیت، غلبه نگاه علیه دخالت خارجی در جامعه عراق است. نگاهی که حتی در برخی از پیام های آیت الله سیستانی نیز منعکس شده و بر ضرورت پرهیز از هرگونه نفوذ خارجی تاکید دارد. این رویکرد در تحلیل های جامعه شناختی و سیاسی عراق بسیار برجسته و جسورانه است، هرچند ممکن است کمتر در رسانه های ایران منعکس شود. دولت و کابینه آقای زیدی نیز در همین چارچوب حرکت می کنند، هرچند این بازی در زمینی که آمریکا تعیین کرده انجام می شود.

کارشناس مسائل خاورمیانه تصریح کرد: با وجود این، وابستگی مالی، اقتصادی و نفتی عراق به آمریکا ابعاد گسترده تری دارد که جای بحث بیشتری دارد. به نظر می رسد این موضوع در مذاکرات با ایران نیز مطرح شده است.

به گزارش به گزارش میهن تجارت، روابط ایران و عراق فراتر از روابط متعارف دو همسایه است و درهم تنیدگی تاریخی، مذهبی و امنیتی دو کشور باعث شده است که هرگونه تحول در بغداد بازتاب مستقیمی در معادلات منطقه داشته باشد. در چنین شرایطی، سفر علی فلاح الزیدی به تهران را باید تلاشی برای حفظ تعادل در سیاست خارجی عراق و در عین حال تاکید بر تداوم گفت وگوهای راهبردی دو کشور دانست. گفت و گوهایی که نتیجه آن نه تنها روابط دوجانبه، بلکه آینده امنیت و توازن قوا در غرب آسیا را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.

منبع : به گزارش میهن تجارت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی