بازی تازه روی صفحه شطرنج جنگ؛ وقتی سایه‌ها صاحب مهره می‌شوند

به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، آنچه در دوازده روز اول جنگ محدود ایران و رژیم صهیونیستی به نظر می رسید، اکنون هر هفته مختصات جدیدی پیدا می کند. دیگر مرزهای غرب آسیا نیست که منطق قدیمی «خودداری» و «تعادل» در آن حاکم باشد، بلکه نشانه ها حکایت از ورود آرام و مستمر بازیگرانی دارد که تا دیروز در حاشیه ایستاده بودند. از دریای عمان تا شمال عراق، از باب المندب تا اوکراین، گویی دستور جنگ پوست می اندازد. نه آن طور که آمریکا انتظار داشت، بلکه به گونه ای که هم هژمونی واشنگتن را به چالش می کشد و هم ایران را در مقابل یک معضل حیاتی قرار می دهد: تمرکز بر دشمن اصلی یا افتادن در دام پراکندگی.

جنگی که از ابتدا آن را وجودی نامیدند، آنطور که محاسبات کاخ سفید وعده داده بود، برای آمریکا پیش نرفت. هژمونی آمریکا که اعتبار آن به مدیریت بحران های پیرامونی پس از چندین دهه بستگی دارد، امروز با واقعیتی ناخوشایند مواجه است: هزینه درگیر ماندن در جنگ فرسایشی آنقدر زیاد است که دیگر نمی توان نشانه های دوری ترامپ از نتانیاهو را پنهان کرد. ایران نیز درست در همان سمت میدان به دنبال راه حلی دائمی برای موضوع پایگاه های رژیم صهیونیستی و پایان دادن به تهدیدی است که وجود محور مقاومت را هدف قرار داده است. این تلاقی منافع و ترس‌ها، جنگ را نه به صلح، بلکه به تعمیق و ورود به مراحل پیچیده‌تر می‌کشاند. حمله به کشتی تجاری ایران در شمال کشور و ورود اوکراین به معادله دقیقا یکی از این نشانه هاست.

پایان جنگ محدود؛ وقتی مختصات منطقه ای دیگر کافی نیست

جنگ 12 روزه ایران و اسرائیل با هشدار صریح تهران همراه شد: این نبرد می تواند از سطح منطقه فراتر رفته و به ابعاد فرامنطقه ای برسد. امروز این هشدار یک امکان دیپلماتیک نیست، بلکه یک روند در حال انجام است. وقتی اوکراین مسئولیت حمله به کشتی تجاری ایران را با شفافیت بی سابقه ای بپذیرد، پیام واضح است: جغرافیای درگیری دیگر محدود به غرب آسیا نخواهد بود و بازیگرانی که قبلا در حاشیه بودند، می توانند وارد میدان شوند.

اما در پشت این پرده، تحلیل ها یکسان نیست. برخلاف روایت هایی که عربستان سعودی را به دلیل تحولات باب المندب محرک اوکراین می دانند و یا تصور می کنند ناتو واکنش تهران را ارزیابی می کند، شواهد به بازیگر دیگری اشاره می کند. مهدی خرسند کارشناس مسائل بین الملل در گفت و گو با خبرنگار به گزارش میهن تجارت به نکته ای کلیدی اشاره می کند: تنها بازیگری که می تواند از امکانات مالی برای تشویق زلنسکی به این کار استفاده کند رژیم صهیونیستی است. به گفته وی، پس از نارضایتی ترامپ از تمایل نتانیاهو برای ادامه درگیری آمریکا با ایران، رژیم با تکیه بر ظرفیت اوکراین، جمهوری آذربایجان و حتی ناآرامی های قزاقستان به دنبال گشودن جبهه های جدید از شمال است.

بازی جدید در تخته شطرنج جنگ. وقتی سایه ها صاحب مهره می شوند

اوکراین، کلیدی که اسرائیل حرکت داد

این تحلیل فقط یک حدس و گمان نیست. خرسند با اشاره به فشار بر جمهوری آذربایجان برای حضور در این ماجرا، تصریح می کند: «باکو تاکنون زیر بار این موضوع نبوده و در نهایت این ماموریت به اوکراین واگذار شده است». بنابراین حمله به کشتی ایرانی واکنشی از سر ناامیدی نیست، بلکه یک «تله طراحی شده» با هدف سنجش سلیقه و حساسیت تهران است. اعلام مسئولیت سریع و واضح اوکراین نیز در همین زمینه معنا پیدا می کند: طراح می خواهد ایران را وادار به واکنشی عجولانه کند، آن هم در خاک روسیه که منجر به ورود مستقیم تهران به رویارویی با کی یف می شود و عملا جبهه جدیدی را در شمال مرزهای ایران باز می کند.

بازی جدید در تخته شطرنج جنگ. وقتی سایه ها صاحب مهره می شوند

بازی همزمان عربستان سعودی; وقتی کارت باب المندب آشکار می شود

در این میان از حرکات سایر بازیگران نیز نباید غافل شد. همزمان با گشایش جبهه باب المندب توسط یمن، عربستان وارد شمال عراق شد و به اهدافی حمله کرد که منجر به شهادت چند مستشار نظامی ایرانی شد. اگرچه خرسند معتقد است که ریاض طراح حمله به کشتی ایرانی نیست و هنوز جایگاه موثری در چارچوب طرح صلح ابراهیم پیدا نکرده است، اما اقدام نظامی در عراق نشان می دهد که سعودی ها نیز به دنبال ایفای نقش در نظم جدید جنگ هستند. ورودی، اگرچه ممکن است مستقل از سناریوی اوکراین باشد، اما به طور کلی، فشار بر ایران را از جبهه های مختلف افزایش می دهد.

همچنین از مدت ها قبل هشدار داده شده است که احتمال ورود بازیگران از شمال غرب (با استفاده از برخی کشورهای همسایه و گروه های جدایی طلب کرد) و همچنین از جنوب شرق (با استفاده از بلوچ تجزیه طلب) وجود دارد. فعال نشدن این گزینه ها تاکنون ناشی از عدم اراده طرف مقابل نیست که بیش از هر چیز به اطلاعات برتر و نخبگان نیروهای مسلح ایران برمی گردد. اما حمله به اوکراین نشان می دهد که طراحان این نبرد به دنبال هر وسیله ای هستند تا ایران را در جبهه های پیرامونی مشغول کنند.

بازی جدید در تخته شطرنج جنگ. وقتی سایه ها صاحب مهره می شوند

تله ای به بزرگی یک جنگ فرامنطقه ای

واقعیت این است که رژیم صهیونیستی یک «جنگ سایه» چند لایه را مدیریت می کند. وقتی نتانیاهو می‌بیند که واشنگتن نمی‌خواهد در باتلاق نظامی با ایران بماند و به مذاکره و گرفتن امتیاز فکر می‌کند، تل‌آویو به سناریوی جایگزین روی می‌آورد: پا به پای اوکراین، فعال کردن ظرفیت‌های خفته در آذربایجان، و حتی دامن زدن به ناآرامی در قزاقستان، برای تشکیل یک جبهه شمالی علیه ایران. حمله به کشتی ایرانی مقدمه این طرح است. تله ای برای کشاندن ایران به باتلاق اوکراین و منحرف کردن تمرکزش از دشمن اصلی.

در چنین شرایطی، پاسخ هوشمندانه ایران یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت حیاتی است. مهم ترین اشتباه این است که تهران در تله ورود مستقیم با اوکراین از خاک روسیه گرفتار می شود یا واکنشی عجولانه و آشکار نشان می دهد که طراحان را به ادامه بازی تشویق می کند. همانطور که خرسند هشدار می دهد، پاسخ باید مبتنی بر درایت نظامی باشد. پاسخی که در خاک دشمن نیست و بر اساس قوانین خود ایران طراحی شده است.

بازی جدید در تخته شطرنج جنگ. وقتی سایه ها صاحب مهره می شوند

نه ناتو و نه عربستان سعودی؛ دست رژیم صهیونیستی در این ماجرا دیده می شود

مهدی خرسند کارشناس مسائل بین الملل در گفت وگو با خبرنگار به گزارش میهن تجارت اظهار کرد: برخلاف تحلیل برخی کارشناسان که معتقدند عربستان به دلیل گشودن جبهه جدیدی از سوی ایران در یمن و باب المندب، اوکراین را برای انجام این حمله تحریک کرده و یا حتی ناتو در حال ارزیابی واکنش ایران است، من چنین تحلیلی را قبول ندارم. به نظر من تنها بازیگری که می تواند از امکانات مالی برای تشویق ولودیمیر زلنسکی به چنین اقداماتی استفاده کند، رژیم صهیونیستی است. زلنسکی در سال‌های گذشته نشان داده است که آماده است در ازای دریافت حمایت‌های مالی اقداماتی را انجام دهد تا منابع و حمایت‌های مورد نیاز خود را تامین کند.

وی افزود: البته اوکراین در سال های اخیر همکاری های گسترده ای با برخی کشورهای عربی داشته است، اما نباید به این نتیجه رسید که عربستان سعودی طراح یا محرک اصلی این اقدام بوده است. ایران در زمینه پهپادها به توانمندی قابل توجهی دست یافته است و اوکراین هنوز نتوانسته این قابلیت را به طور کامل مدیریت یا خنثی کند. ایران اگرچه تجربیات و دستاوردهایی در این راستا کسب کرده است، اما دانش فنی و تجهیزات خود را نیز در قالب های مختلف از جمله انتقال دانش و فروش تجهیزات توسعه داده است.

این کارشناس مسائل بین الملل با اشاره به حمله اخیر به یک کشتی ایرانی، تصریح کرد: در روزهای گذشته حمله به یک کشتی ایرانی در شمال ایران و شهادت یکی از ملوانان کشورمان افکار عمومی را تحت تاثیر قرار داد. درباره این حادثه تحلیل های مختلفی صورت گرفت و برخی مدعی شدند که این اقدام به تحریک عربستان سعودی و در واکنش به تحولات باب المندب انجام شده است، اما به نظر من این تحلیل به اندازه کافی قوی نیست.

خرسند ادامه داد: عربستان هنوز طرح صلح ابراهیم را نپذیرفته و هنوز جایگاه و نقش موثری در چارچوب نظام لیبرال دمکراتیک پیدا نکرده است که بتواند این گونه عملیات ها و هماهنگی ها را رهبری کند. بنابراین به طور تقریباً قطعی می توان گفت که این اقدام با تحریک رژیم صهیونیستی انجام شده است.

وی با اشاره به اختلاف نظر آمریکا و رژیم صهیونیستی بر سر تداوم تنش با ایران گفت: رژیم صهیونیستی در حال حاضر تحت فشار آمریکایی ها است. دیدیم که دونالد ترامپ نیز آشکارا اعلام کرد که بنیامین نتانیاهو خواهان ادامه جنگ آمریکا در جنگ با ایران است و حتی از این موضوع ابراز نارضایتی کرد. به نظر می رسد آمریکا به دنبال کسب امتیاز از جمهوری اسلامی ایران از طریق میز مذاکره و در مقابل دادن امتیاز برای برون رفت از بحران و هزینه های جنگ در منطقه خلیج فارس است، اما این رویکرد با خواست رژیم صهیونیستی همخوانی ندارد.

وی افزود: به نظر می رسد رژیم صهیونیستی با اتکا به ظرفیت های ایجاد شده در اوکراین، جمهوری آذربایجان و حتی برخی تحولات اخیر در قزاقستان، در صورت فاصله گرفتن آمریکایی ها از ادامه تنش در جبهه جنوبی، سعی در ایجاد جبهه جدیدی علیه جمهوری اسلامی ایران دارد. در واقع می توان این اقدام را به نوعی تست سلیقه و واکنش جمهوری اسلامی ایران به منظور سنجش حساسیت و واکنش تهران ارزیابی کرد.

خرسند تاکید کرد: به همین دلیل است که معتقدم نه ناتو و نه کشورهای عربی، بلکه رژیم صهیونیستی بازیگر اصلی این ماجرا هستند و شواهد نیز این تحلیل را تقویت می کند.

وی در پایان خاطرنشان کرد: حمله اوکراین به کشتی ایرانی را می توان نوعی تله برنامه ریزی شده تلقی کرد. اینکه مقامات اوکراینی با چنین سرعت و شفافیتی مسئولیت این اقدام را اعلام کردند نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. جمهوری اسلامی ایران باید بر اساس تدبیر نظامی پاسخی هوشمندانه ارائه کند. نباید در دام وارد شدن به رویارویی مستقیم با اوکراین از خاک روسیه بیفتد و همچنین نباید واکنشی عجولانه و آشکار نشان دهد. همچنین به اطلاع می‌رسانم جمهوری آذربایجان برای انجام چنین اقدامی تحت فشار بود، اما باکو هنوز زیر بار این موضوع قرار نگرفته است و در نهایت این ماموریت به اوکراین واگذار شده است.

ضرورت یک استراتژی متمرکز؛ دشمن اصلی را از دست ندهید

به گزارش به گزارش میهن تجارت، در میان این گرد و غبار یک اصل راهبردی را نباید فراموش کرد: دشمن اصلی رژیم صهیونیستی و حامی سلطه طلب آن آمریکا است. ورود بازیگران جدید، از عربستان سعودی در عراق تا اوکراین در دریای خزر، دقیقاً برای پراکنده کردن تمرکز و تضعیف توانایی ایران برای دفاع از اولویت اصلی خود طراحی شده است. اگرچه ایران باید به اشتباهات تاکتیکی پاسخ دهد، اما هرگز نباید اجازه دهد که جناح‌ها، دولت‌های واسطه و جبهه‌های حاشیه‌ای دیدگاه استراتژیک خود را از لبه تیز تهدید صهیونیست‌ها منحرف کنند.

جنگ عمیق‌تر می‌شود، صفحه‌اش گسترده‌تر، و مهره‌هایش رنگارنگ‌تر می‌شود. در این شطرنج پیچیده، پیروزی متعلق به کسی است که قبل از حرکت مهره، تله را بشناسد و بازی را در زمین خود تعریف کند، نه آن چیزی که دشمن برای او گذاشته است.

منبع : به گزارش میهن تجارت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی