محاصره ایران تا کجا ادامه دارد؟

محاصره ایران تا کجا ادامه دارد؟

با تشدید تنش نظامی ایران و آمریکا در هفته گذشته، همزمان پرونده هسته ای ایران نیز به شورای امنیت رفت. در این بین قطر، عمان و پاکستان به میانجیگری ادامه دادند، اما این بدان معنا نبود که ایران و آمریکا در حال مذاکره هستند. نمایندگان کشورهای میانجی فقط شرایط جدید را از آمریکا به ایران و شرایط تهران را به واشنگتن آوردند. در عین حال، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان نیز بارها تاکید کرده است که شرط اصلی تهران بازگشت واشنگتن به معاهده اسلام آباد است و تا زمانی که این شرط محقق نشود، تنگه هرمز بسته خواهد ماند. آمریکا نیز در پاسخ گفته است که اگر این تنگه باز نشود، محاصره دریایی ایران را لغو نخواهد کرد. همزمان محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی در گفت و گوی ویژه خبری از ممنوعیت مسیر و تحریم کشتی های غیردوست خبر داد.

در دیگر تحولات منطقه و ایران، حضور رئیس جمهور در اجلاس سران شانگهای و بریکس چشمگیر بود و مهم ترین اتفاق در نهایت اجلاس امروز در صلاله عمان است که قرار است وزیر امور خارجه کشورمان با کشورهای حوزه خلیج فارس درباره بازگشایی و مسیر جدید تنگه هرمز نشستی برگزار کند. در همین راستا، کوروش احمدی، دیپلمات سابق ایران در سازمان ملل و تحلیلگر مسائل سیاست خارجی به خبرآنلاین گفت: این دیدار نتیجه خاصی نخواهد داشت. وی با اشاره به اینکه محاصره همچنان پابرجاست، تاکید کرد: محاصره دریایی در صورت نبود راه حل سیاسی می تواند تا مدت ها ادامه یابد، اما در عین حال تاکید کرد که آمریکا نیز تاوان تداوم این وضعیت را خواهد داد. وی درباره هدف اصلی آمریکا می‌گوید: واشنگتن به دنبال بازگشایی تنگه هرمز در کوتاه‌مدت است، اما حتی اگر بخشی از نفت از خلیج فارس عبور کند، لزوما وضعیت این تنگه تثبیت نمی‌شود و تداوم درگیری‌های نظامی می‌تواند قیمت نفت را افزایش دهد. از دیدگاه این دیپلمات سابق، همین هزینه ها می تواند آمریکا را به سمت یافتن راه حل مذاکره سوق دهد.

مشروح گفت و گو با کروش احمدی را در ادامه می خوانید:

محاصره دریایی می تواند به طور نامحدود ادامه یابد

محاصره دریایی و محاصره تنگه هرمز تا کی می تواند ادامه داشته باشد و چه عواملی می تواند به پایان این وضعیت منجر شود؟

متأسفانه محدودیتی وجود ندارد، به این معنی که محاصره دریایی می تواند به طور نامحدود ادامه یابد. در قرن بیستم، در طول جنگ جهانی اول و دوم، نیروهای متفقین محاصره دریایی آلمان را به ترتیب حدود 4 و نیم و 6 سال ادامه دادند. یا در جنگ های دوره ناپلئون انگلیس حدود 8 سال فرانسه را از طریق دریا محاصره کرد. یا در دوران محاصره، رژیم اسرائیل 19 سال غزه را محاصره کرده است.

بنابراین، در صورت عدم اقدام طرفین، محاصره دریایی می تواند به طور نامحدود ادامه یابد. ویژگی محاصره دریایی کنونی علیه ایران دو چیز است: یکی اینکه این محاصره از فاصله نسبتاً طولانی انجام می شود. اگرچه یک خط فرضی برای محاصره ایران که از سواحل ایران فاصله دارد، ایجاد شده است، اما نیروهای آمریکایی به شناورهای ایرانی دورتر در اقیانوس هند حمله می کنند. دوم، محاصره دریایی به محاصره تنگه هرمز گره خورده است. حداقل در گذشته از جمله در بندهای 4 و 5 یادداشت تفاهم، رفع محاصره دریایی و رفع حصار تنگه مرتبط بوده و این معادله در اظهارات مقامات آمریکایی نیز تکرار شده است.

اگر ایدئولوژی و پایگاه اصلی مهم باشد، محاصره می تواند طولانی شود. این موضوع برای اقتصاد ایران حادتر است

آیا تشدید فشار اقتصادی و ادامه محاصره می تواند ایران را مجبور به تغییر مواضع و پذیرش راه حل سیاسی کند؟

هم بله و هم نه. بستگی به محاسبات مقامات ایرانی و آمریکایی و تأثیر ایدئولوژی و ملاحظات سیاست داخلی بر تصمیمات سیاسی دو طرف دارد. در برخی موارد، مثلاً در غزه، دیده ایم که با وجود ویرانی های گسترده و کشته شدن حدود 70 هزار نفر از مردم بی گناه غزه، هیچ حرکتی به سوی صلح شکل نگرفت. اخیراً در واکنش به طرح صلح ارائه شده، شاهد نرمش مختصری از سوی حماس بودیم، اما صهیونیست های راست افراطی تاکنون نرمش محسوسی از خود نشان نداده اند.

علاوه بر ایدئولوژی، این نیز مهم است که پایگاه سیاسی-اجتماعی درون تا چه حد ممکن است آشتی ناپذیر باشد و نظام سیاسی را وادار به مقاومت کند و نظام سیاسی تا چه اندازه برای پایگاه درونی خود اهمیت دارد. اگر ایدئولوژی و پایگاه داخلی حیاتی باشد و راه حلی آبرومندانه پیدا نشود، محاصره و محاصره دریایی می تواند طولانی شود. در مورد خاص ایران، مسئله این است که سرزمین آمریکا از جنگ جاری در امان است و تنها نگرانی ترامپ ممکن است مسائلی مانند نرخ بازدهی اوراق خزانه، قیمت بنزین، تورم و اثرات آن بر رشد اقتصادی آمریکا و مواردی از این دست باشد. اما موضوع برای اقتصاد ایران حادتر است. من فکر می کنم به نفع هر دو طرف، به ویژه ایران، پایان دادن به این رویارویی از طریق یک راه حل مذاکره است.

آمریکا مجبور به استفاده گسترده از نیروی نظامی برای عبور نفت از خلیج فارس است/ هر برخورد نظامی حدود 10 درصد به قیمت نفت می افزاید.

آیا آمریکا با ادامه مسیر فعلی می تواند به اهداف خود در قبال ایران به ویژه در مورد تنگه هرمز دست یابد؟

در حال حاضر، در کوتاه مدت، هدف اصلی دولت ترامپ باز کردن تنگه هرمز است. آنها ادعا می کنند که نفت معادل نیم یا دو سوم نفت قبل از جنگ از خلیج فارس می گذرد. حتی اگر این ادعا درست باشد، مشکل اینجاست که این امر تنها با استفاده گسترده از نیروی نظامی امکان‌پذیر است و حتی در این صورت نیز وضعیت تثبیت نشده و اختلال در تردد در تنگه هرمز همچنان وجود خواهد داشت.

به ویژه در این شرایط، آمریکا هر چند وقت یک بار نیاز به اقدامات نظامی علیه امکانات ارائه شده توسط ایران دارد. در این صورت فقط همین درگیری های نظامی توانایی این را دارند که در هر مقطعی حدود 10 درصد به قیمت نفت اضافه کنند. به همین دلایل، آمریکا نیز منافعی در پایان دادن به این رویارویی و جنگ دارد و این ممکن است طرفین را با گزینه راه حل مذاکره موافقت کند. البته اگر از موضوع تنگه هرمز گسست شود، در این صورت آمریکا متوجه برنامه هسته ای و ذخایر اورانیوم می شود.

تحریم کشتی ها بدون باز کردن هرمز به اندازه کافی موثر نیست

پاسخ ایران به ادامه و تشدید محاصره چه خواهد بود؟ با توجه به اظهارات اخیر محسن رضایی درباره استراتژی جدید ایران در تنگه هرمز، در صورت اجرایی شدن این طرح چه چیزی در انتظار دو طرف خواهد بود؟ منظور از این «مسیر ممنوعه» چیست و دبیر شورا دقیقا چه پیشنهادی داشت؟

من واقعاً متوجه منظور سردار رضایی نشدم. وی می گوید هر کشتی که در دو سوی تنگه هرمز حرکت کند و قصد حرکت به سمت این تنگه را داشته باشد، وارد فهرست تحریم های ایران می شود. فکر می کنم توضیحات بیشتری در این زمینه لازم است. احتمالا منظورش کشتی هایی است که بدون هماهنگی با ایران از این تنگه عبور می کنند. مشکل اینجاست که در شرایط فعلی، یعنی تا زمانی که محاصره دریا رفع نشود و تنگه هرمز باز نشود، تحریم این کشتی ها از سوی ایران به اندازه کافی موثر نیست.

به عبارت دیگر، در شرایطی که به دلیل محاصره، کشتی‌ها امکان تردد به بنادر ایران را ندارند، تحریم کشتی‌ها از سوی ایران تاثیر چندانی ندارد. توافقی که با عمان انجام شده یا در حال مذاکره است ظاهرا فقط مربوط به تعیین مسیر کشتی ها در تنگه هرمز است و در عمل ربطی به باز شدن این تنگه و تردد کشتی ها ندارد. مقامات ایرانی تاکید کرده اند که برای تردد کشتی ها باید با آمریکا توافق شود.

ترامپ برای رسیدن به نتیجه روی فشار اقتصادی حساب می کند

با توجه به میانجی‌گری‌های اخیر و اظهارات طرف‌های مختلف مبنی بر انتقال شرایط ایران و آمریکا، آیا می‌توان امیدوار بود که مسیر دیپلماسی مثمر ثمر باشد؟ آیا این دیپلماسی تنها به موضوع تنگه هرمز محدود می شود یا می تواند به حل گسترده تری از اختلافات تهران و واشنگتن منجر شود؟

در حال حاضر هیچ نشانه ای از مذاکره موثر بین ایران و آمریکا نمی بینم. ترامپ مدتی است که از این حرف می زند که تفاهم نامه اسلام آباد دیگر آن چیزی نیست که او می خواهد و برخلاف ماه های گذشته حرفی از مذاکره نمی زند و برعکس از عدم امکان مذاکره با مقامات ایرانی می گوید. وزیر خارجه وی نیز درباره لغو این تفاهم نامه صحبت کرده است.

البته در مجموع صحبت های ترامپ خیلی حساب شده نیست، اما با توجه به تکرار چنین حرف هایی در هفته های گذشته می توان حدس زد که او فکر می کند با محاصره دریایی و فشار اقتصادی می تواند به نتیجه برسد. موضوع دیگر این است که این یادداشت تفاهم در هفته‌های پس از امضای آن در آمریکا مورد انتقاد بسیاری قرار گرفت و این می‌تواند یکی از دلایل فاصله گرفتن ترامپ از آن باشد. موضوع دیگر کمپین انتخاباتی جاری در آمریکا است و ممکن است ترامپ نخواهد خود را درگیر روندی کند که خطرات سیاسی برای او و حزب جمهوری خواه در این شرایط حساس به همراه دارد. اما دولتمردانی که در قبال مردم احساس مسئولیت می کنند باید همیشه مراقب باشند تا از هر فرصتی استفاده کنند و اجازه ندهند فرصتی از دست برود.

با پرونده هسته ای ایران، اروپا جبهه جدیدی را علیه تهران گشوده است

برخی تحلیلگران در خصوص اقدام اروپا در شورای حکام و ارسال پرونده به شورای امنیت می گویند که اروپا قصد دارد در این پرونده با آمریکا علیه ایران همکاری کند زیرا دلیل قانونی برای جنگ علیه ایران نداشت. آیا می توان این اقدام را نشانه گشودن جبهه جدیدی علیه ایران و زمینه سازی برای اقدام نظامی قانونی اروپا دانست؟

بله، قطعاً نشانه گشودن جبهه دیگری برای اعمال فشار بر ایران و کشورهای نزدیک به ایران مانند چین و روسیه است. البته اروپا همیشه در رابطه با برنامه هسته ای ایران بسیار فعال بوده و در مقاطعی از آمریکا هم فعالتر بوده است. اروپایی ها ادعا می کنند که اگر ایران هسته ای شود، خطر بیشتر متوجه اروپا خواهد بود تا آمریکا. البته این نیز درست است که فعال شدن سه کشور اروپایی علیه ایران در آژانس می تواند به کاهش تنش بین اروپا و آمریکا کمک کند.

آمریکا و اسرائیل در حال حاضر به دنبال یک جنگ همه جانبه نیستند

در نهایت با توجه به انتخابات پیش رو و تحولات اخیر از جمله سقوط علی آل طاهر، چشم انداز آینده را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا احتمال رویارویی مجدد و شروع جنگ جدید بیشتر است یا بازگشت به تفاهم و شکل دادن به توافق جدید؟ احتمال یک رویارویی جدید چقدر است؟

من فکر نمی کنم که آمریکا و اسرائیل تمایلی به درگیر شدن در یک جنگ همه جانبه در یک یا دو ماه قبل از انتخابات در این دو کشور داشته باشند. بخصوص که زمانی جنگ همه جانبه را امتحان کردند و نتیجه ای از آن نگرفتند و معلوم شد که چنین جنگی نتیجه ای در جهت فروپاشی نظام سیاسی ایران یا اجبار ایران به دادن امتیاز ندارد. تمرکز آنها در حال حاضر بر فشار اقتصادی و اقدامات نظامی محدود است و هدف آنها در این مرحله باز کردن تنگه هرمز است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *