به گزارش اختزند نیوز به نقل از دنیای اقتصاد، بازار خودرو با افزایش قیمت ها و در نتیجه تشدید فعالیت واسطه ها بار دیگر وارد مرحله بی ثباتی شده است. وضعیتی که در ظاهر با رشد قیمت خودرو و تحرک دلالان نمایان می شود، اما ریشه آن را باید در مجموعه ای از عوامل اقتصادی و سیاسی جستجو کرد. اما تجربه دو دهه گذشته نشان می دهد که در هر دوره ای که بازار خودرو با جهش قیمت و افزایش واسطه گری مواجه است، سیاست گذاری به جای تمرکز بر عوامل شکل دهنده این وضعیت، انگشت اتهام را به سمت تریبون های تبلیغات و اعلام قیمت ها گرفته است. توقف یا محدود کردن فعالیت پلتفرم های تبلیغاتی خودرو نه به افزایش عرضه منجر شده، نه نرخ ارز را کنترل کرده و نه شکاف عرضه و تقاضا را کاهش داده است.
رشد محسوس قیمت خودرو در بازار در روزهای اخیر بار دیگر این سوال را مطرح کرده که منشاء سردرگمی بازار از کجاست و آیا بسترهای تبلیغاتی خودرو نقش تعیین کننده ای در شکل گیری این وضعیت دارند؟ پاسخ به این سوال با مروری بر تحولات سال های گذشته بازار خودرو چندان پیچیده نیست. بازار خودرو در ایران همواره متاثر از متغیرهایی مانند نرخ ارز، قیمت کارخانه خودرو، عرضه، شرایط واردات و تحولات سیاسی و اقتصادی بوده است و هر زمان که یکی از این متغیرها دستخوش تغییر جدی شود، بازار نیز واکنش نشان داده است. در چنین شرایطی، پلتفرمها مکانی برای انعکاس قیمتهای مورد انتظار فروشندگان و خریداران بودهاند تا قیمتسازان.
البته نمی توان انکار کرد که در دوره های نوسان، رفتار واسطه ها و دلالان می تواند منجر به تشدید نوسانات قیمتی شود. زمانی که انتظارات تورمی افزایش می یابد و چشم انداز بازار برای فعالان اقتصادی مشخص نیست، خودرو نیز مانند سایر دارایی ها می تواند به مکانی برای حفظ ارزش پول تبدیل شود. در این شرایط افزایش تقاضای سرمایه همراه با کاهش عرضه، زمینه را برای انحراف قیمت ها از شرایط عادی بازار فراهم می کند. با این حال، حذف یا محدود کردن پلتفرم هایی که این قیمت ها در آنها منتشر می شود به معنای حذف عوامل ایجاد کننده آنها نیست.
4 دلیل رشد قیمت خودرو در بازار
بررسی وضعیت عرضه خودرو در نیمه نخست امسال تصویر روشنی از یکی از ریشه های شرایط کنونی بازار به دست می دهد. طی شش ماه گذشته فروش سه خودروساز بزرگ کشور نسبت به مدت مشابه سال گذشته با افت 29 درصدی مواجه بوده و تولید آنها نیز 31 درصد کاهش داشته است. به این ترتیب بازار خودرو با شرایطی مواجه می شود که عرضه کاهش می یابد و از سوی دیگر تقاضای بالقوه همچنان در سطح بالایی قرار دارد. همین شکاف بین عرضه و تقاضا می تواند فشار بیشتری بر قیمت ها در دوره های افزایش انتظارات تورمی وارد کند. این مشکل تنها به سه خودروساز بزرگ محدود نمی شود. سمت عرضه در بخش مونتاژ نیز طی ماه های گذشته کاهش یافته است.
به عنوان مثال تولید کرمان موتور 52 درصد، تولید بهمن 59 درصد و تولید مدیران خودرو 90 درصد کاهش داشته است. بنابراین همزمان با کاهش تولید خودروسازان بزرگ، بخشی از ظرفیت عرضه شرکت های مونتاژکننده نیز از بازار خارج شده است. در بخش واردات، خودروهای جدید با سرعت و حجمی وارد بازار نمی شوند که بتواند کاهش عرضه تولیدکنندگان داخلی و مونتاژی را جبران کند. به این ترتیب، یکی از مهم ترین متغیرها در تحولات اخیر بازار، پلتفرم های تبلیغاتی خودرو نیست، بلکه کوچک شدن سمت عرضه است. بازاری که تولید سه خودروساز بزرگ 31 درصد، فروش آنها 29 درصد کاهش داشته و تولید برخی مونتاژکنندگان نیز با کاهش چشمگیر مواجه شده است، طبیعتاً در برابر امواج تقاضا و انتظارات تورمی آسیب پذیرتر خواهند بود.
در چنین بازاری، حتی تغییرات جزئی تقاضا می تواند تاثیر بیشتری بر قیمت ها داشته باشد. در کنار عرضه، نرخ ارز نیز یکی از مهم ترین متغیرهای تاثیرگذار بر بازار خودرو است. تجربه سال های گذشته نشان داده است که خودروها در ایران از جهات مختلفی با نرخ ارز مرتبط هستند. از هزینه تولید و تامین قطعات گرفته تا قیمت خودروهای وارداتی و انتظارات تورمی. افزایش نرخ ارز تنها بر بازار خودرو تأثیر نمی گذارد و معمولاً با تغییر انتظارات در مجموعه ای از بازارهای دارایی همراه است. بنابراین بخشی از افزایش قیمت خودرو را باید در بستر تحولات کلی اقتصادی جست وجو کرد نه صرفاً رفتار دلالان در بازار خودرو.
از سوی دیگر قیمت کارخانه ای خودرو نیز در سال های گذشته به یکی از عوامل تاثیرگذار بر قیمت بازار تبدیل شده است. افزایش هزینه های تولید و رشد قیمت کارخانه ها سطح جدیدی از قیمت را به بازار وارد کرده و انتظارات فروشندگان و خریداران را بیشتر تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین قیمت ها در بازار خودرو به چند متغیر بستگی دارد و نمی توان تغییرات آن را به یک پلتفرم انتشار آگهی یا حتی گروهی از فعالان بازار نسبت داد. در این میان تحریمهای جدید خودروسازان و برخی عرضهکنندگان نیز میتواند در ماههای آینده به متغیر مؤثر دیگری در سمت عرضه تبدیل شود. در سال های گذشته، صنعت خودرو بارها تجربه کرده است که محدودیت های خارجی چگونه می تواند بر تامین قطعات، نقل و انتقال پول و همکاری با تامین کنندگان خارجی تاثیر بگذارد. بنابراین، اگر محدودیت های جدید منجر به کاهش بیشتر تولید شود، فشار موجود بر طرف عرضه می تواند افزایش یابد. در چنین شرایطی، انتظار ثبات بازار بدون توجه به ظرفیت عرضه واقعی، با واقعیت های بازار سازگار نخواهد بود.
نقش پلتفرم ها در قیمت گذاری خودرو
با وجود این مجموعه عوامل، در دوره های جهش قیمت، پلتفرم های انتشار آگهی خودرو معمولاً به یکی از اولین اهداف سیاست تبدیل می شوند. البته این تجربه جدید نیست. طی دهه گذشته همزمان با جهش نرخ ارز، تحولات سیاسی، افزایش قیمت کارخانه خودروسازی و تغییرات عرضه، بحث محدودیت نمایش قیمت خودرو بر روی سکوها بارها مطرح شده است. منطق این مداخله عمدتا بر این فرض استوار است که نمایش قیمت های غیر واقعی می تواند قیمت ها را افزایش دهد. اما حتی اگر تاثیر چنین تبلیغاتی را بر انتظارات کوتاه مدت بپذیریم، حذف این پلتفرم نمی تواند عوامل اصلی تعیین کننده قیمت را از بین ببرد.
مسئله مهمتر این است که برخورد با پلتفرم ها ممکن است چهره مشکل را بدون حل مشکل اصلی تغییر دهد. در صورت کاهش عرضه خودرو، محدودیت واردات، افزایش نرخ ارز و همچنین افزایش قیمت تمام شده تولید، حذف قیمت از روی یک پلت فرم به طور خودکار خودروهای بیشتری را وارد بازار نخواهد کرد. همچنین توقف فعالیت یک پلتفرم تبلیغاتی نمی تواند باعث کاهش نرخ ارز یا هزینه تامین قطعات شود. حتی در چنین شرایطی، عدم اطلاع دقیق از قیمت های عرضه شده ممکن است منجر به کاهش شفافیت بازار شود و ارزیابی شرایط واقعی را برای خریدار دشوارتر کند. البته پلتفرم ها نیز از انتقاد مصون نیستند. انتشار آگهی های غیر واقعی، قیمت گذاری و استفاده از فضای مجازی توسط برخی واسطه ها برای شکل دادن به انتظارات قیمت موضوعی است که ممکن است نیاز به نظارت و نظارت داشته باشد.
اما بین «نظارت بر عملکرد پلت فرم ها» و «معرفی آنها به عنوان عامل اصلی افزایش قیمت خودرو» تفاوت وجود دارد. سیاست گذار می تواند با روش های شفاف امکان انتشار تبلیغات جعلی را محدود کند، بدون اینکه مشکل اصلی بازار را به فعالیت این پلتفرم ها تقلیل دهد. در واقع آنچه در بازار خودرو تکرار می شود، فقط موج افزایش قیمت نیست. بلکه الگوی واکنش به این موج نیز تکرار شده است. ابتدا قیمت ها افزایش می یابد، سپس فعالیت واسطه ها برجسته می شود، سپس بسترهای اعلام قیمت زیر ذره بین قرار می گیرد و در نهایت محدودیت هایی برای فعالیت آن ها مطرح می شود. حتی پس از فروکش شدن موج قیمتی، عوامل اصلی بازار همچنان پابرجا هستند. این چرخه در زمان های مختلف تکرار شده و نتیجه آن تغییر پایداری در ساختار بازار ایجاد نکرده است.
به این ترتیب بازار خودرو در شرایط فعلی نیاز به سیاست هایی دارد که بتواند سمت عرضه را تقویت کرده و بلاتکلیفی در مسیر تولید، واردات و عرضه را کاهش دهد تا اینکه به محل انعکاس قیمت ها بپردازد. افزایش عرضه داخلی، تسهیل ورود خودروهای وارداتی، کاهش موانع تامین قطعات و ایجاد ثبات بیشتر در سیاست های ارزی و تجاری از جمله عواملی است که می تواند به تعدیل فشار در بازار کمک کند. در مقابل، تمرکز صرفاً بر میانجیها و پلتفرمها، بدون اصلاح متغیرهای زمینهای، بیشتر به مدیریت علائم یک بیماری شباهت دارد تا درمان آن. در نهایت افزایش قیمت خودرو در روزهای اخیر را می توان چرخه جدیدی از چرخه ای دانست که در سال های گذشته بارها تکرار شده است. با کاهش عرضه، افزایش نرخ ارز و انتظارات تورمی، افزایش قیمت تمام شده تولید و همچنین محدود شدن چشم انداز واردات، بازار دچار سردرگمی می شود. در چنین شرایطی، میانجیگری نیز فرصت بیشتری برای رشد پیدا می کند.





