میهن تجارت- علی قاسمی در گزارشی در روزنامه دنیای اختاز نوشت: آیا افزایش شاخص های سهام در اقتصادهای تورمی به معنای ثروتمند شدن سهامداران است؟ تجربه ایران و ونزوئلا نشان می دهد که پاسخ این سوال را تنها در ارتفاع شاخص نمی توان یافت. در شرایطی که کاهش ارزش پول ملی قیمت اسمی دارایی ها را افزایش می دهد، ممکن است بورس رکوردهای جدیدی را ثبت کند، بدون اینکه قدرت خرید سرمایه گذاران به همان نسبت افزایش یابد. بررسی همزمان شاخص بورس و نرخ ارز تصویر متفاوتی از عملکرد بازار ارائه می دهد. تصویری که در آن افزایش ارزش سهام ریالی لزوما به معنای بازدهی مثبت دلار نیست. با این حال، تجربه دو کشور نیز تفاوت های مهمی دارد. ساختار بازار، ترکیب صنایع، شدت تورم و محدودیت های معاملاتی تعیین می کند که کاهش ارزش پول ملی چقدر در قیمت سهام منعکس خواهد شد. از این منظر مقایسه بورس تهران و کاراکاس نمونه بارز تفکیک رشد اسمی دارایی ها از افزایش واقعی ثروت است.
شاخص در آینه دلار
برای درک تفاوت بین رشد اسمی و واقعی بورس باید به رابطه بین شاخص بورس و نرخ ارز توجه کرد. شاخص بورس تغییرات قیمت سهام شرکت های منتخب را به ارز داخلی نشان می دهد. اما وقتی ارزش پول ملی کاهش می یابد، افزایش شاخص به معنای افزایش ثروت واقعی سهامداران نیست. شاخص ممکن است ضرب شود. در حالی که قدرت خرید دلار سرمایه گذار تغییر چندانی نمی کند و حتی کاهش نمی یابد. در ونزوئلا این موضوع با توجه به تجربه تورم بسیار بالا و چندین مرحله تغییر پول ملی اهمیت بیشتری دارد. بولیوار در سال های 2018 و 2021 با حذف 5 و 6 صفر به عنوان پول ملی دوباره تعریف شد. از این رو، مقایسه سری بلندمدت نرخهای ارز بدون توجه به تغییرات ارز میتواند منجر به نتایج گمراهکننده شود.
اما بررسی روند شاخص بورس کاراکاس در کنار نرخ ارز نشان می دهد که رشد اسمی بازار با افزایش شدید نرخ دلار همراه بوده است. در چنین شرایطی حتی رشد چند صد درصدی شاخص را باید با احتیاط تفسیر کرد. سوال اصلی این نیست که آیا شاخص چند برابر شده است، بلکه این است که یک سرمایه گذار با فروش سهام خود در پایان دوره نسبت به ابتدای دوره چقدر قدرت خرید دلاری کسب کرده است. برای پاسخ به این سوال، می توانید شاخص را بر نرخ بولیوار به ازای هر دلار تقسیم کرده و یک اندازه تقریبی دلار بسازید. با این حال، این محاسبه تنها زمانی معتبر است که ارز شاخص و نرخ ارز با یکدیگر سازگار باشند و تاریخهای مشاهده نیز مطابقت داشته باشند. چنین معیاری بازده دلاری یک شاخص قیمت را نشان می دهد.
از سوی دیگر، بورس کاراکاس بازار کوچکتر و کم عمقتری نسبت به بورس های اصلی منطقه است. بر اساس اطلاعات منتشر شده در مورد ساختار این بازار، شاخص IBC گروه منتخبی از سهام را ردیابی می کند و نماینده همه دارایی های مالی یا کل اقتصاد ونزوئلا نیست. در چنین بازاری محدودیت تعداد سهام شاخص و تفاوت نقدینگی شرکت ها می تواند بر تفسیر تغییرات آن تأثیر بگذارد. رشد قوی شاخص در یک بازار کم عمق را نمی توان بدون بررسی حجم معاملات و ترکیب صنایع معادل هجوم زیاد سرمایه یا بهبود همه جانبه وضعیت شرکت ها دانست.
رشد اسمی بورس تهران؟
در ایران، مقایسه شاخص بورس با نرخ دلار، معیار مهمی برای ارزیابی عملکرد بازار سرمایه است. اقتصاد ایران طی سال های گذشته با تورم مزمن، نوسانات نرخ ارز و تغییر در سیاست های اقتصادی مواجه بوده است. در این شرایط افزایش نرخ ارز می تواند به طرق مختلف بر قیمت سهام تاثیر بگذارد. از جمله افزایش ارزش ریالی درآمد شرکت های صادراتی، رشد قیمت تمام شده مواد اولیه و تجهیزات وارداتی، تغییر ارزش جایگزینی دارایی ها و افزایش انتظارات تورمی می تواند بورس تهران را به حرکت وادار کند. با این حال، تاثیر افزایش دلار بر همه شرکت ها یکسان نیست. شرکتهای صادراتمحور ممکن است از افزایش نرخ ارز درآمد ارزی سود ببرند. اما میزان این سود بستگی به نرخ فروش محصولات، هزینه های تولید، محدودیت های صادراتی و سیاست های قیمت گذاری دارد. در مقابل، شرکت هایی که به مواد خام وارداتی وابسته هستند یا قادر به انتقال افزایش هزینه به قیمت های فروش نیستند، ممکن است با فشار بر حاشیه سود مواجه شوند.
بیشتر بخوانید: پیش بینی بورس امروز دوشنبه 6 مهر 1405 / بخشی از رشد نیمه اول مهر از دست رفت
بررسیها در مورد تأثیر نرخ ارز و تحریمهای مالی بر عملکرد بورس اوراق بهادار تهران نیز نشان میدهد که تأثیر شوکهای ارزی میتواند در کوتاهمدت مثبت باشد، اما در دورههای افزایش نااطمینانی تغییر میکند. تحریم ها همچنین می توانند با محدود کردن درآمدهای ارزی و افزایش ریسک، عملکرد بازار را تحت فشار قرار دهند. بنابراین نمی توان رشد شاخص بورس تهران را تنها به افزایش نرخ دلار نسبت داد. سیاست های پولی، نرخ های بهره واقعی، قیمت های جهانی کالاها، محدودیت های انرژی، سودآوری شرکت ها و چشم انداز ریسک سیاسی، همگی در تعیین ارزش سهام نقش دارند. علاوه بر این، شاخص کل ممکن است به دلیل وزن دهی بر اساس ارزش بازار، عملکرد شرکت های بزرگ را قوی تر از تجربه سهامداران در سایر بخش های بازار منعکس کند.
مقایسه شاخص بورس تهران با نرخ ارز می تواند نشان دهد که بورس تا چه اندازه توانسته کاهش ارزش پول ملی را در دوره ای خاص جبران کند. اگر شاخص در یک دوره 200 درصد رشد کند، اما نرخ دلار در همان دوره 300 درصد افزایش یابد، بازده دلاری شاخص منفی خواهد بود. حتی اگر سرمایه گذار سود ریالی قابل توجهی ثبت کرده باشد. این مثال فرضی است و باید از داده های همزمان برای نتیجه گیری در مورد یک دوره واقعی استفاده شود. البته افت بازده دلاری شاخص به معنای زیان همه سهامداران نیست. سود نقدی، انتخاب سهام، زمان ورود و خروج و هزینه های معامله می تواند نتیجه سرمایه گذاری را تغییر دهد. برای ارزیابی جامع تر، بهتر است شاخص قیمت به همراه شاخص بازده کل و بازده تعدیل شده بر اساس تورم بررسی شود.
درسی از کاراکاس برای تهران
مقایسه ایران و ونزوئلا به جای پیشبینی مسیر آینده بورس تهران، ضرورت تفکیک بازده اسمی از بازده واقعی را یادآوری میکند. تشابه وجود تورم و نوسانات ارزی به معنای یکسان بودن ساختار اقتصادی، سیاست های پولی، ترکیب صنایع یا آینده 2 بازار نیست. تجربه ونزوئلا را باید نمونه ای از ریسک تفسیر شاخص در یک فضای پولی ناپایدار دانست نه یک مدل قطعی برای پیش بینی بازار سهام ایران. برای سرمایه گذار ایرانی، اندازه گیری بازده ریالی به تنهایی کافی نیست. همانطور که اندازه گیری بازده دلار تمام واقعیت را نشان نمی دهد. سرمایه گذارانی که هزینه زندگی خود را به ریال می پردازند ممکن است به حفظ قدرت خرید داخلی توجه بیشتری داشته باشند. در حالی که فردی با هدف خرید دارایی های خارجی یا حفظ ثروت ارزی، بازده دلار را ملاک اصلی قرار می دهد. اندازه گیری صحیح به هدف سرمایه گذاری و افق زمانی آن بستگی دارد.
در نهایت، سه سوال باید به طور همزمان پرسیده شود. اول اینکه آیا قیمت سهام از تورم داخلی فراتر رفته است؟ آیا بازدهی آن بیشتر از رشد نرخ دلار بوده است؟ آیا سودآوری و جریان نقدی شرکت ها این رشد را تایید می کند؟ پاسخ به این سوالات تصویر دقیق تری از وضعیت بازار سرمایه ارائه می دهد. تجربه ونزوئلا نشان می دهد که ثبت رکوردهای جدید در شاخص به تنهایی نشانه ثروتمندتر شدن سهامداران نیست. برای بورس ایران، افزایش ارتفاع شاخص ها ملاک مهمی برای ثروتمند شدن سهامداران نیست، بلکه میزان افزایش قدرت خریدی است که سرمایه گذاری در سهام نسبت به گزینه های جایگزین ایجاد می کند.
منبع: دنیای اقتصاد





