به گزارش میهن تجارت، پژمان درسکار درباره عملکرد تیم ملی کشتی آزاد در مسابقات جهانی گفت: در ابتدا کسب مقام سومی کشتی آزاد ایران در مسابقات جهانی را تبریک می گویم هرچند مردم ایران همیشه شایسته اول شدن هستند. ما در این مسابقات تمام تلاش خود را کردیم اما با انواع بدشانسی ها، بی عدالتی های ورزشی و قرعه های بد مواجه شدیم اما با تمام توان جنگیدیم.
وی افزود: در روز نخست این رقابت ها دو تن از ستاره های کشتی ایران حسن یزدانی و رحمان آموزد که سال گذشته مدال طلا را به دست آوردند؛ در این رقابت ها به عنوان یکی از ستارگان کشتی ایران در این مسابقات حضور یافتند. سرشان را بریدند. از همان روز اول باعث شدند تیم ما با چالش و تحول سخت روحی و روانی مواجه شود، به همین دلیل تمام وقت و تلاشم را صرف جمع آوری تیم از نظر روحی و روانی کردم.
سرمربی تیم ملی کشتی آزاد گفت: اگر این دو کشتی گیر در روز اول به فینال مسابقات می رسیدند و به حقشان می رسیدند شرایط کاملا متفاوت بود. به پسر عموی رحمان ظلم شد، وقتی کشتی تمام می شود، داور به رحمان تذکر می دهد که اگر کاری نکرده و از کشتی فرار نکرده است.
دراشکار گفت: آرش یوشیدا در آن مقطع کنترلی بر حسن یزدانی نداشت اما به هر حال این اتفاقات رخ داد و ما بخش عمده ای از انرژی خود را صرف مسائل روحی و روانی تیم کردیم. روز دوم هم همین اتفاق برای کامران قاسم پور افتاد. رمضانف اگرچه در دور اول قهرمان المپیک را شکست داد، اما به دلیل غفلت حریف قرقیزستانی خود ضربه فنی خورد. جالب اینکه حریف قرقیزستانی به مدال برنز دست یافت. اگر این اتفاق برای کامران نمی افتاد قطعا شانس اول ما برای مدال طلا بود.
وی درباره حملات به علیرضا دبیر گفت: برخی می گویند اگر آن حملات به داور کشتی فرنگی نبود حق ما از آزاد ضایع نمی شد اما من برعکس می گویم. منشی از حق خود دفاع کرد و باید بگویم که اگر آن اتفاقات نبود بیش از این سر ما را می بریدند. ما اینجا تنهایم من این موضوع را قبول ندارم که حرکت منشی باعث شد تیم ما آسیب ببیند.
سرمربی تیم ملی کشتی آزاد کشورمان با اشاره به موفقیت های کشتی آزاد و فرنگی در بازی های آسیایی و امیدهای جهان گفت: شاید این موفقیت ها برای برخی خوشایند نباشد. کشتی ایران ما قاطی کرد که بعضی ها آن را نمی گیرند و برایشان سنگین است که ایران در 10 وزن با قدرت 9 مدال گرفته است.
دراشکار افزود: اکنون در جنگ تحمیلی هستیم، محدودیت هایی داریم اما همچنان می درخشیم. با کشتی آزاد در زاویه بودند و سخت می گرفتند. شاید هیچکس اعتبارش را اینطور خرج نمی کرد اما منشی فدای خودش شد. او تمام امکانات را برای بچه ها فراهم کرد که آخرین آن تهیه یک هواپیمای چارتری بود که مستقیماً از مهرآباد به قزاقستان می آمد.






