بعدی- احمد مسلک، منتقد تئاتر; در روزگاری که برخی تصاویر و ویدئوهای کوتاه از اجراها یا تیزرهای تبلیغاتی کانون بحث ها و قضاوت ها درباره وضعیت تئاتر کشور شده است، شاید لازم باشد این سوال مطرح شود که آیا می توان هنری را با چنین گستره فکری، خلاقیت و تجربه انسانی، تنها بر اساس چند ثانیه از تصویر، قضاوت کرد؟
تئاتر هنر لحظه هاست. اما نه لحظات جدا از یکدیگر. آنچه روی صحنه شکل می گیرد حاصل پیوند متن، کارگردانی، بازیگری، طراحی، اندیشه و ارتباط زنده با مخاطب است. گاهی اوقات آنچه در چند ثانیه یا به صورت کلیپ های تبلیغاتی در فضای مجازی دیده می شود، از متن روایت اصلی جدا می شود و ممکن است در قاب دوربین برجسته، متفاوت و یا حتی بحث برانگیز جلوه کند. در حالی که در طول یک روایت طولانی معنای دیگری دارد که بدون مشاهده کل اثر به درستی قابل درک نیست.
البته این بدان معنا نیست که هنر از نقد مصون است. تئاتر بهویژه بهعنوان هنری که در فضای عمومی عرضه میشود، همواره نیازمند ارزیابی، گفتوگو و حساسیت نسبت به کیفیت و مسئولیتپذیری فرهنگی است. اما بین نقد یک لحظه اجرا، ارزیابی محتوای یک نمایش و تعمیم آن به وضعیت کلی تئاتر کشور فاصله معناداری وجود دارد. انتقاد منصفانه درست از جایی شروع می شود که این تمایزات به رسمیت شناخته شوند.
واقعیت تئاتر ایران نیز بسیار گسترده تر از قاب های کوتاه و برگزیده ای است که گاه در فضای رسانه ای منعکس می شود. در ماه های اخیر، گستره فعالیت های نمایشی کشور ابعاد مختلفی داشته است. از اجرای بیش از 650 نمایش خیابانی با محوریت جنگ رمضان در نقاط مختلف کشور گرفته تا صدور بیش از 900 پروانه نمایش در تهران در شش ماهه اول سال 1405 و اجرای بیش از 300 نمایش در سالن های نمایش استان های کشور در همین بازه زمانی.
این اعداد صرفاً حجم فعالیت های اجرایی را نشان نمی دهند. بلکه می توانند نشانه گستردگی جغرافیایی تئاتر، تنوع موضوعات مورد توجه هنرمندان و ظرفیت این هنر برای برقراری ارتباط با گروه های مختلف مخاطب باشند. به ویژه اجرای نمایش های خیابانی با محوریت مسائل ملی و اجتماعی یادآور این نکته است که تئاتر همچنان می تواند در انعکاس تجربیات جمعی و ایجاد پیوند بین هنر و جامعه نقش داشته باشد.
در چنین شرایطی، تقلیل تصویر تئاتر کشور به چند ویدئوی کوتاه، نه تنها امکان درک دقیقتر این هنر را محدود میکند، بلکه ناخواسته بخش بزرگی از تلاش هنرمندان، تجربیات مختلف اجرایی و ظرفیتهای فرهنگی این حوزه را از چشمها دور میکند.
شاید مسئله اصلی نادیده گرفتن تصاویر بحث برانگیز نیست، بلکه یافتن استاندارد جامع تری برای قضاوت است. معیاری که در آن یک اجرا بر اساس متن، ساختار، مضمون، روش اجرا و ارتباط آن با مخاطب ارزیابی می شود. نه صرفاً بر اساس یک برش کوتاه که ممکن است به دلایل مختلف از بستر اصلی خود جدا شده باشد.
تئاتر مانند هر هنر دیگری در فضای نقد و گفتگو رشد می کند. نه ستایش بیصلاحیت آن راهگشاست و نه تعمیم قضاوتهای محدود به کلیت یک جنبش هنری. آنچه می تواند به ارتقای کیفیت هنرهای نمایشی کمک کند، نقد دقیق و مسئولانه بر اساس مشاهده کامل آثار است.
در نهایت، شاید برای درک تئاتر ایرانی، به جای توقف در چند ثانیه از تصویر، کمی بیشتر مکث کنیم. بیایید به صحنه بازگردیم، به سخنان هنرمندان گوش دهیم، تجربه تماشا را با خانواده ها و مخاطبان واقعی تئاترها تکمیل کنیم و بگذاریم تمامیت یک تجربه هنری قبل از هر قضاوتی خود را نشان دهد.





