غزه و حزب الله: چرا حزب الله فشار بر اسرائیل را تشدید نمی کند؟

پایگاه خبری تحلیلی میهن تجارت (mihantejarat.com):

سیدادی برهانی; استاد مطالعات اسرائیل: حزب الله لبنان به رهبری سید حسن نصرالله یک روز پس از عملیات طوفان الاقصی در 8 اکتبر وارد عمل شد و به اهداف اسرائیل در شمال سرزمین های اشغالی حمله کرد. این سازمان لبنانی از آن روز تا کنون (مجموعاً شصت و چهار روز) درگیر نبرد سختی با ارتش اسرائیل بوده و در این مدت حدود نود نفر از نیروهای آن در این نبردها و بسیاری دیگر کشته شده اند. زخمی شده اند. یکی از کشته شدگان به نام شهید سراج فرزند رئیس فراکسیون حزب الله در پارلمان لبنان آقای محمد رعد است. حمله حزب الله لبنان به لبنان علاوه بر وارد کردن خسارات جانی و مالی قابل توجه به اسرائیل، موجب شده تا بخش زیادی از ظرفیت ارتش اسرائیل در مرزهای شمالی معلق شود و تمرکز ارتش در مرزهای جنوبی و جنوبی با مشکل مواجه شود. جنگ با حماس (در غزه). .

با وجود حمایت های یاد شده از نیروهای فلسطینی، برخی حمایت های حزب الله را ناکافی دانسته و از آن انتقاد کرده اند. استدلال این افراد عمدتاً بر این اساس است که توان و قدرت حزب الله برای حمله به اسرائیل بسیار بیشتر از آن چیزی است که تاکنون در این نبردها استفاده شده است. در این راستا می توان به زرادخانه موشکی و پهپادی حزب الله اشاره کرد که مملو از سلاح های دقیق تر و موثرتر است.

این استدلال می تواند اطلاعات صحیحی را در این زمینه (ظرفیت زرادخانه حزب الله) ارائه دهد، اما فاقد تحلیل صحیح از وضعیت است. ریشه اصلی چنین تحلیلی عدم شناخت حزب الله و امکانات و تنگناهای واقعی آن است. شرایط بازیگری مانند حزب الله صرفاً با قابلیت های نظامی تعیین نمی شود. بلکه در این شرایط امکانات سیاسی، اقتصادی، بین المللی، افکار عمومی و… مد نظر است. حتی از نظر نظامی نیز باید علاوه بر قابلیت حمله، توان دفاعی و پاسخگویی دشمن نیز مورد ارزیابی و محاسبه قرار گیرد.

در نظر گرفتن این عوامل به تحلیلگران اجازه می دهد تا در مورد حزب الله و مشارکت آن در جنگ کنونی علیه اسرائیل قضاوت صحیحی داشته باشند. بنابراین می توان عملکرد حزب الله را در شرایط کنونی فراتر از توان و اقدامی کاملا جسورانه دانست. برای رسیدن به چنین فهمی باید قضاوت سطحی کرد و بر اساس یک حزب الله شناسی منصفانه و واقع بینانه یا مطالعات علمی حزب الله قضاوت کرد.

اما این اصل یعنی شناسایی علمی و واقع بینانه تنها در فرآیند شناخت حزب الله به کار نمی رود و یک اصل کلی است که می تواند و باید در تمامی قضاوت ها در فضای عمل بین المللی مورد استفاده قرار گیرد. در غیر این صورت تحلیلگران و قضات از قضاوت عادلانه منحرف شده و دچار اشتباه می شوند. به عنوان مثال، عملکرد همه رهبران منطقه از جمله رجب طیب اردوغان و محمد بن سلمان باید به همین صورت ارزیابی شود. همانطور که در مثال بالا، به راحتی می توان از اردوغان انتقاد کرد که چرا همه روابط تجاری خود را با اسرائیل قطع نمی کند، یا از محمد بن سلمان انتقاد کرد که چرا خطوط لوله نفت را به روی حامیان غربی اسرائیل نمی بندد؟ اما این گونه انتقادات صرف نظر از شرایط سیاسی، اقتصادی، بین المللی و داخلی، انتقادی است به حزب الله بدون توجه به شرایط واقعی حزب الله.

عملکرد این رهبران و دیگر رهبران منطقه (در رابطه با دفاع از فلسطینیان در برابر تهاجم اسرائیل) خالی از ایراد و انتقاد نیست، اما این انتقادات زمانی معتبر است که مبتنی بر درک واقع بینانه و منصفانه از شرایط آنها باشد. . متأسفانه انتقادات تند و قاطع اغلب از سوی منابعی وارد می شود که اطلاعات کمی از واقعیت های منطقه دارند و در واقع از یک ترک شناسی یا عرب شناسی علمی بسیار دور هستند. ضمناً به نظر من به عنوان یک کارشناس مطالعات اسرائیل، هر دوی این شخصیت ها و به ویژه نخست وزیر ترکیه عملکرد نسبتاً قابل توجهی در دفاع از حقوق فلسطینیان در غزه در بحران کنونی داشته اند.

اگر قضاوت ها مبنای درستی نداشته باشد، می تواند مواضع ما (در دفاع از فلسطین) را تحت فشار و انتقاد قرار دهد. از چنین زاویه‌ای می‌توان انتظار داشت که ایران از زرادخانه عظیم موشکی و پهپادی خود برای حمایت از فلسطین و هدف قرار دادن مراکز حساس اسرائیل استفاده کند یا در صورت عدم توقف تجاوز به غیرنظامیان در غزه، حداقل اسرائیل را تهدید کند. او از آن علیه اسرائیل استفاده خواهد کرد. اما اگر شرایط اقتصادی، سیاسی و… در نظر گرفته شود، قضاوت در این زمینه می تواند کاملا متفاوت باشد.

ایران می خواهد نقش موثری در دفاع از مردم فلسطین و غزه به ویژه در شرایط سخت و حساس کنونی ایفا کند، اما فقر مطالعات علمی خاورمیانه در کشور ما را از این هدف دور نگه داشته است. یک کیهان شناسی واقع بینانه تأیید می کند که کشورهای خاورمیانه ظرفیت اصلی مبارزه با تجاوزات اسرائیل در جهان هستند. به عبارت دیگر بعید است بتوان چنین ظرفیتی برای مقابله با تجاوزات صهیونیستی در دیگر مناطق و کشورهای جهان پیدا کرد. به عنوان مثال کشورهای چپ مانند اعضای پیمان ورشو (سابق) در دوره ای با صهیونیسم بسیار مخالف بودند و روابط خود را با اسرائیل قطع کردند، اما با تغییر شرایط تغییر کردند و اکنون گاهی اوقات طرفدارتر هستند. -اسرائیل نسبت به کشورهای غربی.

نمونه کشورهای چپ باقی مانده مانند کوبا و کره شمالی نیز به همین صورت است و نمی توان چندان به آینده آنها امیدوار بود. اما ظرفیت ضد اسرائیلی در منطقه به دلیل تجربه عمیق ملت های منطقه از ظلم و جنایات اسرائیل کاملا متفاوت و منحصر به فرد است. وجود اسرائیل و سیاست های آن در طول تاریخ این کشور همواره تجاوز به منطقه و ملت های آن بوده است. حتی در حال حاضر، اکثر کشورهایی که اسرائیل را به رسمیت نمی شناسند متعلق به خاورمیانه هستند، اما کشورهای منطقه که با اسرائیل رابطه برقرار کرده اند، مانند مصر و اردن، همچنان ظرفیت ضد صهیونیستی قابل توجهی دارند و در واقع در این مورد تنش دارند. رابطه از روی ناچاری و غیر مردم تسلیم شده اند. اما مطالعات غیرعلمی خاورمیانه در کشور بر قضاوت ما نسبت به این کشورها تأثیر گذاشته و می‌تواند باعث ایجاد فاجعه در سیاست فلسطینی کشور شود.

بر این اساس سیاست منطقه ای ایران به جای همکاری و هم افزایی با کشورهای منطقه (که بخش عمده و اصلی نیروهای ضدصهیونیستی جهان هستند) به سمت درگیری و تقابل با آنها کشیده شده است و از این رو. منطقه، نه تنها موضع منطقه در برابر اسرائیل را تقویت نکرده، بلکه باعث تفرقه و احتمالاً تضعیف آن شده است. به عنوان مثال، قضاوت در مورد سیاست فلسطینی قطر از این منظر نادرست و گمراه کننده است. قطر با استفاده از فرصت ها و ابزارهای نرم از جمله دیپلماسی، ورزش، کمک های مالی و به ویژه رسانه ها (شبکه الجزیره) در دفاع از فلسطین کاملاً موفق بوده است. اما می توان با استناد به قضاوت های غیرواقعی و سطحی از جمله رابطه قوی این کشور با آمریکا و یا حتی پایگاه نظامی این کشور، این عملکرد خارق العاده را خدشه دار کرد. البته به نظر می رسد در سال های اخیر این واقعیت ها از سوی نظام دیپلماسی کشور به رسمیت شناخته شده و موضع معقولی در قبال مسائل و کشورهای منطقه اتخاذ شده است، اما این تحول مثبت بدون زیرساخت های لازم در مطالعات علمی خاورمیانه. ، مطالعات منصفانه عرب و مطالعات واقعی ترکی، ادامه دارد متزلزل و ناپایدار است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *