«زخم کاری»؛ زخم شمشیر هم بود تا امروز خوب می‌شد

بزرگ مردانی در ایرنا نوشت: معیار رایج ساخت دنباله در بسیاری از کشورهای دارای صنعت سینما این است که با توجه به نیاز و ظرفیت داستان، تعبیه نقاط عطف در روند داستان، تلاش می کنند فصل های بعدی یک اثر موفق را تولید کنند. و البته عطش مخاطب. انجام می دهند البته این پارامترها به تنهایی کافی نیست و استودیوها موارد دیگری از جمله تهیه بودجه و وجود ضمانت بازگشت سرمایه، فرآیند سخت افزاری تولید و … را نیز در نظر می گیرند تا در نهایت غالب شود. تصمیم گروه حرفه ای با این دنبال می شود. سریال یا فیلم موفقی ساخته خواهد شد.

در ایران اما این استانداردها بیشتر منوط به نظر تهیه کننده و کارگردان یک اثر موفق است و به همین دلیل اغلب این تجربیات آثار چندان موفقی از آب در نمی آید، زیرا به جای احساس نیاز فنی، مواردی مانند برندسازی سریال و چهره های محبوب در آن اثر نقش آفرینی کرده است، به عنوان واحد اصلی در نظر گرفته می شود و صاحبان اثر تقریبا با این حمایت تصمیم به ساخت دنباله ای می گیرند که طبیعتا نمی تواند به موفقیت دست پیدا کند. .

فصل سوم زخم کاری در نتیجه این روند به مرحله تولید رسیده است. یک داستان شبه مافیایی در جامعه در حال گذار ایران که فصل اول آن به دلیل ماهیت روابط ارائه شده، توانست موفقیت نسبتا خوبی کسب کند. این یک ضعف اساسی است که صاحبان اثر، شاید تصور نمی کردند کارشان آنقدر طول بکشد که روزی بخواهند دنباله ای برای آن بسازند وگرنه شاید داستان را به این شکل تمام نمی کردند.

در فصل سوم، همانند فصل دوم، آنچه بیش از هر عنصر دیگری باعث شکست شد، عدم قطبیت داستان در جهت قوام درام است. در فصل اول، نبردی برای رسیدن به قطبیت توسط چندین شخصیت وجود داشت. برخی از این شخصیت ها در یک مسابقه مافیایی حذف شدند و آنهایی که ماندند تا آخر برای بقا جنگیدند تا میدان را به نفع رقیب خالی نکنند. دوئل شدیدی در گرفت. در فصل دوم، میدان درام از چنین عناصری تهی شد و قافیه به نفع جریان هوچیگر تغییر یافت. در این فصل، توازن قوا به خوبی ترسیم نشد و آنچه باقی ماند، یک روند تک قطبی از شخصیتی بود که نمی توانست تعلیق و جذابیت را از خود ساطع کند.

در واقع داستان برای فصل دوم و سوم خود نتوانست جایگزین دو خلأ قدرت و عشق شود که در فصل اول به پایان رسید و به همین دلیل صحنه خالی از قصه گویی است و طبیعی است که در چنین تقابلی، رابطه، سازگاری، ساختار و عمق نمی یابد.

حالا در چنین شرایطی صحبت های رسمی درباره ساخت فصل چهارم این سریال مطرح شده که شگفتی های زیادی را به همراه دارد. وقتی سریال نتوانست در روند داستانی موفق باشد و جریانی را که در قسمت اول در فصل دوم و سوم ایجاد کرد، ندید، چگونه و با چه استدلالی و اساساً ضرورتی می‌خواهد به سمت تولید قسمت چهارم برود. فصل؟

در آسیب شناسی شکست یکی از برندهای مهم سریال سازی کشور در چند سال اخیر، نباید تنها به بعد مالی موضوع بسنده کنیم. مهدویان با ساخت فصل اول این سریال در اوج شهرت بود که پس از آن دیگر نتوانست آن جایگاه را تکرار کند. او با مدل مستقیم زخم کار، فیلم مرد بازنده را ساخت، اما موفقیت چندانی کسب نکرد. در مراحل تولید فیلم کت چرمی که بهبودی آشکار بر زخم کاری بود و سریال پاییز نیز نقش مهمی داشت و این دو اثر چندان دیده نشد و البته شیسلیک او نتوانسته ظاهر شود. تا امروز روی صفحه نمایش

احساس می‌شود که این نارضایتی تأثیر روانی مستقیمی بر کارگردان برای تولید فصل‌های دوم، سوم و حالا چهارم این سریال داشته است که برای او شهرت زیادی در بین مخاطبان عام به ارمغان آورد و شاید بدون در نظر گرفتن این موضوع شروع به تولید فصل دوم کرده است. قوانین بازی و ثالثاً کاری کرد که انتقادات زیادی را از سوی مخاطبان وفادار به این برند وارد کرد. انگار این کارگردان با استعداد و خوش تیپ داستان سریال شهرزاد را ندیده بود که هژمونی بسیار گسترده تری نسبت به زخم کاری ایجاد کرد.

به این ترتیب ژوگ کاری در همان مسیری قرار گرفت که اکثر دنباله های فیلم و سریال در ایران گرفتار آن شدند و آنچه امروز بیش از هر چیز دیگری احساس می شود عدم مسئولیت این حجم از نارضایتی از سوی صاحبان اثر است. . این عدم مسئولیت و قبول اشتباه بسیار گزنده و مخربتر از خود سریال است و انتقاد ناپذیری صاحبان اثر را به رخ می کشد. وخامت اوضاع در این حد نیست اما حالا خبر می رسد که فصل چهارم این سریال قرار است جلوی دوربین برود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *