شاکردوست که با حضور در یکی از سینماهای نمایش «بی تن» به برخورد سازمان سینمایی و دبیر جشنواره معترض بود، اعلام کرد که تمامی تریبون هایی که از طریق آن می توانست با مردم ارتباط برقرار کند از او سلب شده است.
به گزارش بانی فیلم، فیلم سینمایی «بی بودن» داستان قتل زنی به نام غزاله توسط مردی به نام آرمان را روایت می کند.
در هر صورت اعتراض الناز شاکردوست مهمترین حاشیه ای بود که دست اندرکاران برگزاری دهه فجر چهل و دوم را با چالش بزرگی مواجه کرد که طبیعتا باید پاسخگوی آن ها باشد.
شاید نگاه آرامش بخش نویسنده خبرگزاری دولتی به اعتراض الناز شاکردوست از این زاویه باشد و نوعی «محبت قلوب» غیرمستقیم مسئولان این دوره از جشنواره فجر تلقی شود.
گزارش ایرنا را بخوانید:
اشک های دیروز الناز شاکردوست نمونه خوبی از پایبندی یک بازیگر به ایده ای است که به دلیل مسائلی که برای آخرین فیلمش به وجود آمده بود او را مجبور به حضور در فیلم کرد. چنین نگاهی باید در بین عموم بازیگران گسترش یابد و مدیریت سینما در جهت تقویت هر چه بیشتر این دغدغه گام بردارد.
درگیری الناز شاکردوست با تماشاگران بیدان در پردیس سینمایی کورش از نکات جالب روز اول جشنواره بود.
شاکردوست در سخنان کوتاهی ضمن تشکر از معدود کارگردانان دلسوز کشور، به نرسیدن فیلم «بی بیدان» به بخش سودای سیمرغ اعتراض کرد و این اتفاق را در نتیجه این اتفاق افتاد. خصومت جشنواره با سینمای مستقل و اجتماعی.
شنیدن مبارزه با خشم و گریه الناز شاکردوست به عنوان بازیگری که ابتدا به عنوان مدل وارد سینما شد و سپس مراحل حرفه ای گری را طی کرد تا اینکه مورد تحسین منتقدان قرار گرفت و سیمرغ بلورین دریافت کرد قطعا سخت و تاثیرگذار است. انجام دادن.
همه مسئولان در مورد فیلم بیدان متفق القول بودند که با یک فیلم اجتماعی التهابی خوب روبرو هستیم که در زمان ارائه تنها 70 درصد فیلم به دفتر جشنواره تحویل داده شد و در صورت کامل بودن فیلم این امکان وجود داشت. که اثر در قسمت سودای سیمرغ قرار می گیرد. اولین نکته این است که ما موضوع فیلم بدون بدن را از طریق منابع مختلف پیگیری کردیم که همگی اذعان داشتند که با یک فیلم اجتماعی پر التهاب روبرو هستیم که در زمان ارائه تنها 70 درصد از فیلم بوده است. تحویل دفتر جشنواره شد و در صورت کامل بودن فیلم، امکان قرار گرفتن اثر در قسمت نوشابه سیمرغ وجود داشت.
نکته دوم مربوط به حضور فیلم های اجتماعی در بخش سود سیمرغ است. به خصوص اینکه اتفاقات خوبی که دو سال پیش در جشنواره با فیلم الافزار افتاد باعث شد خیلی ها بخواهند آن خاطرات را در جشنواره امسال تکرار کنند.
نکته بعدی مربوط به نفوذ رسانه های زرد در فضای مجازی است که از همان ساعات اولیه اعلام اسامی فیلم ها گمانه زنی هایی را در مورد برخی آثار از جمله بیدان به وجود آورد اما این تصورات هرگز از سوی بازیگران تایید نشد. و صاحبان آن آثار این چند رسانه که عمدتاً در قالب اخبار جعلی فعالیت می کنند، جوی را برای بدن ایجاد کردند که گویی این فیلم تبدیل به موی دماغ جشنواره شده است، در حالی که تقریباً همه می دانند که اگر آثاری بخواهند موی دماغ سینما باشند. در مجموع راههای بهتر و کمهزینهتری نسبت به عدم پذیرش در بخش مسابقه نیز وجود دارد و اساساً زمینه تولید آن فیلمها فراهم نیست.
شاکردوست را به خاطر رسوایی دیروز نباید به عنوان مهره ای علیه سینما و مدیریت آن و حتی جشنواره دید. بازیگری که مثل همه علاقه مندان بلیت خرید و در پایان فیلم به صورت خودجوش سراغ سن رفت و از آرمان ها و امیدهایش گفت. این افراد و تفکرات با هدف ضربه زدن به جشنواره، طی یک پروسه غیراخلاقی، آثاری مانند Bodiless را به سیبلی تبدیل کردند. که تنها علایق غیرحرفه ای آنها را پوشش می دهد وگرنه تنها چیزی که برای اخبار جعلی اهمیتی ندارد محتوای فیلم و دست اندرکاران فرآیند تولید آن است.
بغض الناز شاکردوست از دیروز نفرت از آینده سینما بود. او به عنوان بازیگری که در دو دهه اخیر از محبوبیت و شهرت بالایی برخوردار بوده، اکنون نگران سینمای اجتماعی است که خاستگاه اصلی او بوده است. شاکردوست را به خاطر رسوایی دیروز نباید به عنوان مهره ای علیه سینما و مدیریت آن و حتی جشنواره دید. بازیگری که مثل همه طرفداران بلیت خرید و در پایان فیلم به صورت خودجوش به روی سن رفت و از امیدها و آرزوهایش گفت.
این اشک ها برای منفعت شخصی نبود. همه اینها به خاطر سینما و احساسی بود که به او می گفت از فیلمی که به آن علاقه دارد در حقش شده است. این دغدغه قابل تقدیر است و باید با احترام در مقابل چنین بازیگرانی ایستاد که می خواهند سینما مسیر تعالی خود را با سرعت بیشتری طی کند، به حرف های آنها گوش داد و سوءتفاهم های آنها را برطرف کرد.
امیدواریم مدیریت سینما و دبیر جشنواره دلجویی از شاکردوست داشته باشند و به دغدغه های بازیگری که این سال ها با دقت بیشتری در سینما مسیر را طی می کند احترام بگذارند. این حرکت حکیمانه مدیریت سینما نقشه اخبار جعلی و منتقدان مغرض را با شکست مواجه خواهد کرد و بار دیگر این ادعا را برای همه ما تایید می کند که مدیریت سینما هوای فعالان دغدغه مند خود را دارد.





