ارهتصاد۲۴- این واکنش های غیر منتظره اما عجیب و غریب ، عجیب نبود ، زیرا این تکرار یک عمل است که بار دیگر نشان داد که بازارهای مالی ایران نه بر اساس واقعیت های اقتصادی بلکه تحت سایه انتظارات روانی ، اخبار دیپلماتیک و فضای سیاسی نفس می کشند. این وضعیت در یک حلقه بهم پیوسته رخ داده است. با سقوط بازار سهام روز شنبه و یکشنبه ، نرخ دلار و طلا در بازار آزاد نیز افزایش یافت و روند نزولی هفته های اخیر را با متغیرهای سیاسی تغییر داد. روز شنبه ، وجوه طلا در بورس اوراق بهادار با احتیاط وارد شد و بیشتر بودجه در محدوده 5 ٪ تا 5 ٪ نوسان داشت. اما شوک ناگهانی بازار سهام شدیدتر به نظر می رسید ، زیرا پس از خوش بینی بیش از حد تحریم ها و افتتاح بانکداری ، بازار سرمایه با یک رهبر نمادهای بانکی را به نمادهای دیگر توزیع می کند و در دو دور اول مذاکرات ، روند کل بورس می تواند هیجان پایتخت را نشان دهد.
تغییرات ناگهانی بدون تکیه بر ارزش سهام
این تغییرات ناگهانی در بورس سهام نه تنها تحت تأثیر سیاست خارجی فعلی قرار گرفته است ، بلکه در سالهای اخیر با تصمیمات ناگهانی در تعیین نرخ خوراک پتروشیمی یا از بین بردن فروش خودرو از بورس اوراق بهادار نیز تأثیر گذاشته است ، در حالی که بسیاری از کارشناسان این حوزه معتقدند که ارزش نمادهای بورس اوراق بهادار بستگی به تجزیه و تحلیل اقتصادی و سودآوری تولید در طی یک دوره دارد.
کارشناسان معتقدند که کاهش اخیر نه تنها یک پدیده فنی یا مقطعی است ، بلکه تکرار یک معضل ساختاری است که می تواند به عنوان “اقتصاد مرتبط با شوک” توصیف شود. اقتصاد ، که به جای درونی کردن مکانیسم های تولیدی ، منتظر نتایج مذاکرات بین المللی است.
بیشتر بخوانید: اعتماد سهامداران را برای دریافت بورس سهام برگردانید
ریشه این وضعیت به ضعف سیاست اقتصادی طولانی مدت باز می گردد ، که در افکار عمومی فراتر از عملکرد دولت ها به یک عمل مورد انتظار تبدیل شده است. در حالی که بسیاری از اقتصادها ، حتی در صورت تنش های سیاسی ، قادر به حفظ ثبات خود با ابزارهای داخلی مانند کنترل نقدینگی ، سیاست مالی ضد توجیهی و شفافیت هستند ، اقتصاد ایران عملاً به جایی رسیده است که نتیجه هر زمان ، ملاقات یا شایعه می تواند همه چیز را تغییر دهد. در حال حاضر ، بازارها بر اساس تجزیه و تحلیل داده های واقعی ، به عنوان سود شرکت یا نرخ تولید ، مبتنی بر تجزیه و تحلیل داده های واقعی نیستند ، بلکه فقط با شنیدن شرایط مانند “پیشرفت در مذاکرات” یا “به تعویق انداختن مکالمات” مسیر خود را تغییر می دهند.
وابستگی به اخبار و سرگردان نقدینگی
مهمتر از همه ، این فضای عاطفی فقط برای بازار سهام نیست. در ماه های اخیر ، نوسانات شدید در بازار ارز ، طلا و حتی اتومبیل ها نشان می دهد که فعالان اقتصادی ، سرمایه گذاران و حتی مصرف کنندگان خرد به تصمیمات سیاست خارجی غیر مرتبط با گذشته وابسته هستند. تخمین ها نشان می دهد که در شش ماه گذشته ، با ترک بازار سرمایه ، مقدار زیادی نقدینگی به بازارهای موازی ارسال شده است. این سرمایه نه تنها به معنای کاهش کارآیی بازار سهام است ، بلکه نشانه هشدار دهنده عدم اعتماد عمومی به ثبات تصمیم اقتصادی است.
کاهش سرمایه گذاری در شرایط بدون شک
این نه تنها یک تهدید اقتصادی بلکه عواقب جدی اجتماعی است. در کشوری که نرخ تورم بالا ، عدم تورم و کمبود درآمد پایدار توسط طبقات میانه و پایین از بین می رود ، بی ثباتی اقتصادی می تواند منجر به گسترش سرگردان سرمایه در کوتاه مدت شود و از سرمایه گذاری دور شود. حتی اگر مذاکرات به نتیجه مطلوب برسد ، اما اعتماد عمومی بازسازی نشده و نوسانات مزمن از بین نمی رود ، ثبات اقتصادی در معرض خطر خواهد ماند.
کاهش وابستگی بودجه به نفت.
اما چه کاری باید انجام شود؟ در وهله اول ، ترک اقتصاد مشروط به یک بسته استراتژیک نیاز دارد که صرفاً با امید به برطرف کردن تحریم ها یا تزریق خبرهای مثبت از مذاکرات تحقق نیافته است. اول از همه ، طراحی و اجرای یک سیاست ضد مالی باید در دستور کار قرار گیرد. بودجه ریزی مبتنی بر منابع واقعی داخلی ، نه بر اساس فروش فرضی نفت ، از بین بردن تدریجی وابستگی بودجه به ارز نفت و صدور هدفمند اوراق بهادار برای جذب نقدینگی از مسیرهای رسمی ، اقدامات فوری در این زمینه است.
اطلاعات شفاف
در عین حال ، مقامات رسمی اطلاعات باید سیستم اطلاعات اقتصادی خود را بازسازی کنند. هنگامی که مردم و شرکت کنندگان در بازار اطلاعاتی را از منابع غیررسمی ، کانال های تلگرام و گمانه زنی های مبهم دریافت می کنند ، نمی توان انتظار رفتار منطقی در بازار را داشت. ایجاد یک مکانیسم رسمی برای اطلاعات سریع و شفاف در مورد مذاکرات ، انتشار گزارش های واقعی از سودآوری شرکت ها و تقویت تجزیه و تحلیل اساسی به جای فضای عاطفی می تواند اعتماد مردم را بازسازی کند.
اقدامات اقتصادی برای تقویت تولید
از طرف دیگر ، برای مقابله با نوسانات غیرمولد و جذب نقدینگی سرگردان ، دولت باید بازارهای جایگزین را با جذابیت اقتصادی ایجاد کند. تقویت وجوه پروژه در مناطقی مانند انرژی تجدید پذیر ، مسکن یا فن آوری های پیشرفته ، ایجاد بورس سهام منطقه ای برای بخش خصوصی و تهیه بسته های تشویقی برای سرمایه گذاران خارجی اقداماتی است که می تواند پول را از کارگزاری به تولید منتقل کند. البته هیچ یک از این اقدامات بدون نوسازی مؤسسات نظارتی و بازسازی عملی نخواهد بود.
اگر بازار سرمایه را به عنوان گلو برای تولید در نظر بگیریم ، تعریف مجدد نقش شورای عالی بورس ، جلوگیری از بی ثبات کننده قیمت ها از طریق حقوق بزرگ ، و تدوین قوانین شفاف بر مالکیت شرکت ها و معاملات بزرگ ، از جمله ضروری ها هستند.
وضعیت فعلی بازارها صرفاً نشانه کاهش یا پرش یک شاخص نیست ، بلکه یک آینه از یک مشکل عمیق تر در رفتارهای اقتصادی است. اقتصاد ایران نه از کمبود منابع ، بلکه از کمبود استراتژی ، ضعف شفافیت و افق ناشناخته در تصمیم گیری رنج می برد.
امید محسنی
منبع: ارباب





