چرا تابلوی بانکی بخش مسکن و ساختمان «قرمز» شد؟ – میهن تجارت

اجاره AK8071 ؛

– ساختمان ، خرید و تعمیر تعمیرات آپارتمان به جای “تحریک بازار” به دلیل “ناکارآمدی تسهیلات” رکود مسکن.

براساس Business News ، سابقه تأمین مالی بخش مسکن در سال 6 رضایت بخش نیست. رشد واقعی خرید ، ساخت و ساز و تأسیسات Jaale در مقایسه با سال 2 کاهش یافته است ، در حالی که سهم بخش مسکن در سالهای اخیر امکانات بانکی کشور را طی کرده است ، در سال 2 به 4.9 درصد رسیده است.
در حالی که تسهیلات بانکی فعلی تعریف شده در بخش مسکن کشور ، رکود اقتصادی رکود در این بخش است که در تحریک ساخت و ساز مسکن در دهه 1980 و حتی دهه 1980 و 1980 مؤثر بود. با این حال ، به منظور بازگرداندن کارآیی بخش مسکن ، لازم است سهم بخش مسکن در امکانات بانکی کشور را افزایش داده و سقف وام مسکن را در بخش خرید و ساخت و ساز ، همراه با کاهش تورم و افزایش قدرت خرید جامعه ، دریافت کنندگان وام افزایش دهید. در این شرایط ، وام دادن به افرادی که در پروژه های ساختمانی یک واحد مسکونی خریداری می کنند می تواند راهی مؤثر برای کاهش رکود اقتصادی در صنعت ساختمان و تجارت این بخش باشد.

برای بررسی بیشتر دلایل عدم موفقیت بخش مسکن در دریافت تسهیلات و کارآیی این امکانات ، ما با گلامرزا سلامی ، یک تحلیلگر اقتصاد مسکن گفتگو کرده ایم ، وی تورم و بهبود وضعیت اقتصادی مردم را می بیند و راه ساخت وام و خرید وام را برای خرید و ساخت و ساخت و ساخت و ساخت و ساز و ساخت و ساز و ساخت و ساز تغییر می دهد.

سهم مسکن از امکانات بانکی آب بود

کل تسهیلات ریالی اعطا شده به کلیه مناطق اقتصادی کشور در سال 1403 با 7،600 تلاش اعلام شد. بخش مسکن 413 مورد از این تسهیلات را به خود اختصاص داده است ، بنابراین سهم 5.4 درصدی از کل تسهیلات بانکی این کشور در سال گذشته دریافت کرده است. کاهش سهم بخش مسکن از کل تسهیلات بانکی اختصاص یافته ، اولین نشانه عدم موفقیت این منطقه در تأمین مالی است. در حالی که سرمایه عامل تحریک آمیز تولید و معاملات است. کاهش حجم ورود سرمایه به بخش ساخت و ساز از یک طرف بخش مسکن را تشدید می کند و از طرف دیگر منجر به افت معاملات می شود.

مطالعات نشان می دهد که سهم تسهیلات بانکی از کل تسهیلات مسکن کشور در سال 1403 به 5.4 درصد رسیده است. با این حال ، در اوایل دهه 1980 ، سهم بخش مسکن کل تسهیلات بانکی 25 درصد بود و در نیمه دوم دهه به حدود 20 درصد کاهش یافت. در دهه 1990 و در سالهای اخیر ، بخش مسکن تقریباً کل تسهیلات بانکی را کاهش داده است. در سال 1402 ، سهم بخش مسکن کل تسهیلات بانکی 7 و در سال 1401 این سهم 8 ٪ بود. کاهش سهم بخش مسکن در کل تسهیلات بانکی کشور در سالهای اخیر مفهوم رد بخش مسکن از دریافت تسهیلات بانکی بوده است. زمان طولانی مدت بازپرداخت تسهیلات مسکن در کشور در مقایسه با سایر تسهیلات و تعیین نرخ بازپرداخت بدون هیچ گونه حمایت دولتی از بانک های اعطا شده وام ، باعث شده است که بیشتر بانک ها تمایلی به پرداخت آن نداشته باشند.

کاهش ارزش وام اسمی و واقعی وام مسکن

سیستم بانکی که در همه مناطق در سال 1403 به متقاضیان اعطا شده است ، با 7،600 تسهیلات. سهم کل بخش مسکن در این تسهیلات 403 بود. به طور دقیق تر ، سهم معاملات فروش از امکانات بانکی برابر با 110 ، سهم بخش ساخت و ساز از این امکانات 134 بود و سهم وام تعمیر خانه 16 بود. بقیه امسال شامل سایر تسهیلات کار ، وام های مسکن و مانند آن است.

میزان تسهیلات اعطای معاملات مسکن در 1403 در 1402 تسهیلات 8 ٪ افزایش یافته است ، اگرچه میزان واقعی این تسهیلات در این دوره 12 ٪ کاهش یافته است. میزان واقعی تسهیلات اعطای اعطای با تورم 20 ٪ در بخش فروش مسکن محاسبه می شود. در حالی که تغییر اسمی در کمک های مالی تسهیلات به دلیل تفاوت در میزان تسهیلات پرداخت شده در سال دوم در مقایسه با سال قبل است. سطح واقعی تغییر تسهیلات برابر با اختلاف نرخ اسمی بین تسهیلات و نرخ تورم در این بخش است. در حقیقت ، اگرچه تعداد کل تسهیلات اعطا شده به مسکن در سال 1403 در مقایسه با 1402 8 ٪ افزایش یافته است ، به دلیل میانگین افزایش 20 درصدی قیمت مسکن ، امکانات واقعی 12 ٪ منفی بود.

میزان تسهیلات ساختمانی نیز در سال 1403 به 134 رسید. این رقم در مقایسه با میزان اسمی تسهیلات اعطا شده در سال 1402 10 ٪ کاهش یافته است. در همین زمان ، با توجه به تورم 30 ٪ در بخش ساخت و ساز ، می توان ادعا کرد که امکانات واقعی اعطا شده به بخش ساخت و ساز مسکن در سال 1403 نسبت به سال قبل 40 ٪ افت داشته است. کاهش ملموس در اعتبار واقع گرایانه که سال گذشته به بخش ساخت و ساز اختصاص یافته بود ، رکود اقتصادی را به دلیل چالش تأمین مالی تشدید کرد.

همچنین ، مطالعه تسهیلات در بخش جالله همچنین نشانگر اعطای 16 به بخش تعمیر در سال 1403 است. این رقم 50 درصد کمتر از وام تعمیر پرداخت شده در سال 1402 بود. با توجه به تورم 30 ٪ در بخش تعمیر ، میزان واقعی تسهیلات اعطا شده به بخش تعمیر 80 درصد کاهش یافته است.

همچنین ، سهم وام جلال از کل تسهیلات بانکی در سال 1403 0.2 درصد است. با این حال ، به دلیل کاهش قدرت خرید خانه در سالهای اخیر ، مردم تمایل بیشتری به تعمیر و بازسازی خانه های قدیمی نسبت به گذشته داشته اند. علیرغم عدم همکاری با بانک ها در پرداخت تسهیلات به این بخش ، این تحقق نیز این مسئله را به چالش کشیده است. در حال حاضر ، وام مسکن در کشور 500 میلیون دلار است که متناسب با هزینه ساخت و ساز نیست. بنابراین حتی اگر افراد بتوانند پس از اقدامات طولانی اداری به امکانات دست یابند. این وام با هزینه های ساخت آپارتمان مطابقت ندارد.

همچنین ، با توجه به افزایش سقف امکانات خرید مسکن ، سقف امکانات خرید مسکن برای یک نفر در تهران 500 میلیون تومن است ، سقف امکانات فردی در شهرهای بزرگ 400 میلیون تومانس و سقف تسهیلات در شهرهای کوچک 300 میلیون تومانس است. سقف جلال (تعمیر) نیز 280 میلیون دلار تعیین شده است. این ارقام با میانگین قیمت خانه و هزینه تعمیرات مطابقت ندارد ، بنابراین این سقف برای نرخ تسهیلات تعیین شده نمی تواند نیروی محرک خرید خانه یا تعمیر باشد.

وام های “دو برابر” به کمک خریداران و سازندگان می آیند

Gholamreza Salami ، یک تحلیلگر اقتصاد مسکن در مورد چگونگی حل رکود در بخش مسکن و ساخت و ساز ، گفت: “در شرایط فعلی ، ارائه راه حلی که می تواند بخش مسکن را در بخش ساخت و ساز و فروش باز کند ، نیاز به بررسی های دقیق متخصص دارد ؛ با این حال ، چالش های این منطقه می تواند با فعال کردن روش های پیش از ساخت و سازها توسط سازندگان و سازنده ها ، چالش های را کاهش دهد.

سالامی گفت که تسهیلات بانکی در بخش مسکن به دلیل متوسط ​​قیمت در هر متر مربع آپارتمان مسکونی ، به ویژه در شهرهای بزرگ است که سهم بسیار محدودی از هزینه های خرید را ارائه می دهد. به این ترتیب این امکانات نیروی محرک خرید خانه نیستند. با این حال ، با توجه به میزان درآمد فرد و میزان بازپرداخت اقساطی ، افزایش میزان تسهیلات لزوماً رکود اقتصادی را در معاملات مسکن باز نمی کند. زیرا اگر این تسهیلات به اندازه کافی افزایش یابد ، بیشتر افراد در گروه های کم درآمد و متوسط ​​و متوسط ​​توانایی بازپرداخت اقساط را از دست می دهند. وی ادامه داد: در بعضی از سالها ، دولت با پرداخت یارانه به بانکها یارانه به بانک ها داده است. مانند وام 1 ، با مبلغ 2 میلیون تومان در اوایل دهه 1980 ، میانگین قیمت در هر متر مربع واحد مسکونی در تهران 2 میلیون تومن بود. با این حال ، در شرایط فعلی ، وضعیت بودجه دولت به گونه ای نیست که بتواند چنین حرکتی را انجام دهد و دولت قادر به چنین پشتیبانی نیست. بنابراین بخش مسکن با نابینایی روبرو است که به راحتی قابل باز نیست. تحلیلگر اقتصاد مسکن تأکید کرد: چالش بخش مسکن در کشور با راه حل های موقت و عاطفی برطرف نمی شود. این امر به کار متخصص نیاز دارد. عمل فعلی دولت فعلی در تأمین زمین و تأمین تسهیلات منجر به ضرر همزمان زمین و بانکی شده است و خریداران فشار مالی قابل توجهی را بر بازپرداخت اقساط متحمل می شوند. با این حال ، دولت این فرصت را دارد که با حمایت از پیش فروش تولید کنندگان توسط تولید کنندگان و همزمان تهیه سازنده ، تأمین مالی پروژه های ساختمانی در کشور را تسهیل کند. در چنین شرایطی ، دولت می تواند تولید کننده را به صورت رایگان ارائه دهد ، اما پس از استهلاک خریدار ، در دراز مدت هزینه خریدار را دریافت می کند. بنابراین ، بودجه دولت حفظ می شود و از طرف دیگر ، بدون تحمیل هزینه قابل توجهی برای خریدار ، هزینه ساخت و ساز تأمین می شود. البته ، به گونه ای ، دولت نباید به دنبال سودآوری از فروش زمین باشد ، اما در مدت طولانی ، به عنوان مثال ، تا 5 سال مطابق با نرخ تورم ، هزینه تأمین زمین ، از جمله هزینه آماده سازی ، هزینه تهیه خریداران را دریافت می کند.

منبع: دنیای اقتصاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی