چرا آمریکا دست از سر «تحریم» برنمی دارد؟ / اگر قرار بر تاثیرگذاری این ابزار بود که کوبا پس از ۶۵ سال تحریم فرو می‌پاشید

پایگاه خبری تحلیلی میهن تجارت (mihantejarat.com):

استفان والت، ستون نویس و پروفسور روابط بین الملل هاروارد، رنه بلفر، در مقاله ای در فارین پالیسی نوشتند که کشورهای ثروتمند و قدرتمندی مانند ایالات متحده می توانند اقدامات خاصی را بدون نگرانی از مواجه شدن با پیامدهای فوری و شدید بارها و بارها انجام دهند. اگر آن اقدامات مفید کارساز نبود. گاهی اوقات، برخی از رویکردهای مشابه آنقدر در سیستم اقدامات سیاستی دولت ریشه دارند که تصمیم گیرندگان به ندرت اثربخشی آنها را زیر سؤال می برند و مخالفان به سختی می توانند سیاست گذاران را متقاعد کنند که از تکرار چنین اقداماتی دست بکشند. مثلا چرا فکر می کنیم تنها با بمباران هوایی کشورهای متخاصم می توانیم به اهداف خود برسیم؟ برای بیش از یک قرن، طرفداران استفاده از نیروی هوایی ادعا می کردند که می تواند در مجازات مخالفان و به زانو درآوردن آنها مفید باشد. از آنجایی که ایالات متحده، اسرائیل، روسیه و چند کشور دیگر می توانند از نیروی هوایی خود در برخی مناطق استفاده کنند بدون اینکه متحمل عواقب جدی شوند، آنها فکر می کنند که پرتاب بمب، انجام حملات هواپیماهای بدون سرنشین یا شلیک موشک های کروز دیگر کشورها را مجبور می کند. او از آنها خواست که پرچم های سفید را برافراشته و هر کاری که از آنها خواسته شد انجام دهند. حقیقت این است که نیروی هوایی تنها با نیروهای زمینی و دریایی ترکیب می شود که می تواند به برخی از کشورها برای دستیابی به عملیات نظامی کمک کند، اما استفاده از آن به تنهایی مؤثر نخواهد بود.

به گزارش سرویس بین الملل «میهن تجارت»، بیشتر بخوانید: آیا آمریکا هرگز استفاده بیش از حد از ابزار تحریم های اقتصادی را متوقف خواهد کرد؟ گاهی با خودم فکر می کنم در یکی از ساختمان های واشنگتن دستگاهی مرموز مدفون است که مدام عناوین رسانه ها را اسکن می کند و پس از شناسایی افرادی که موی دماغ مقامات فعلی هستند، فهرستی از تحریم های اقتصادی را تهیه می کند. علیه آن افراد اعمال می شود. آنها مسئول عصبانی کردن آنها هستند. البته این فقط یک شوخی است، اما وقتی سیاستگذاران آمریکایی از دست کسی عصبانی می‌شوند یا صرفاً می‌خواهند کاری انجام دهند، اولین چیزی که به ذهنشان می‌رسد تصرف برخی دارایی‌های خارجی، محدود کردن روابط تجاری، مسدود کردن دسترسی دشمن است. به بازارهای مالی بین‌المللی یا اعمال محدودیت‌های سفر برای برخی مقامات خارجی. زمانی که استفاده از زور گزینه جذابی تلقی نمی‌شود، اعمال تحریم‌ها معمولاً اقدامی برای اطمینان از خالی نبودن دادخواست تلقی می‌شود، حتی زمانی که همه می‌دانند که تحریم‌ها کوچک‌ترین تغییری در رفتار کشور هدف ایجاد نخواهد کرد.

همانطور که در مورد استفاده از نیروی هوایی گفته شد، تحریم ها با طراحی دقیق می توانند به یک کشور در دستیابی به برخی از اهداف سیاست خارجی خود کمک کنند. به عنوان مثال، در زمان جنگ، تحریم‌های اقتصادی و انواع دیگر تحریم‌ها می‌تواند یک کشور متخاصم را تضعیف کند و توانایی آن را برای ادامه جنگ کاهش دهد، اما این ابزارها به ندرت تأثیرات تعیین‌کننده‌ای دارند و مطمئناً تأثیر سریعی ندارند. همانطور که مطالعات دانشگاهی نشان داده است، ترس از تحریم‌های آینده ممکن است برخی کشورها را متقاعد کند که کاری انجام ندهند، اما اگر با نادیده گرفتن تهدید تحریم‌ها اقدام کنند، به این معنی است که جلوی فشار را گرفته‌اند. و حاضرند تاوان اعمال خود را بپردازند. تحریم‌ها معمولاً بسیار کند عمل می‌کنند و دور زدن آن کار بسیار ساده‌ای است و به همین دلیل است که کشورهایی که مصمم به انجام اقدامات خود هستند، با این فرض که تحریم خواهند شد، اقدامات خود را انجام می‌دهند.

با این حال، سیاست گذاران آمریکایی بدون زحمت بررسی اثربخشی تحریم ها، به اعمال تحریم ها ادامه می دهند. پس از 65 سال تحریم، ما همچنان منتظر فروپاشی رژیم کمونیستی در کوبا هستیم. این مثال کاملاً گویای اثربخشی اقدامات تنبیهی است. از آنجایی که ایالات متحده ابزارهای مختلفی برای اعمال فشار بر دیگران دارد، تمایل شدیدی به استفاده از یک یا چند مورد از این ابزارها در اولین برخورد با هر مشکلی وجود دارد. ما تصمیم می‌گیریم که با دیگران چه کنیم (یا نکنیم)، خواسته‌های خود را به آنها اطلاع دهیم و سپس شروع به افزایش فشار یا تنبیه آنها می‌کنیم به این امید که طرف مقابل تسلیم شود. اما چنین رویکردی به ندرت جواب می‌دهد، زیرا ما معمولاً از دیگران می خواهند امتیازات قابل توجهی بدهند و این فشار به آنها انگیزه و دلیل بیشتری برای مقاومت در برابر ما می دهد. همچنین، اگر یک دولت خارجی یا گروه شورشی به محض پرتاب چند بمب آمریکایی یا اعمال چند تحریم مالی تسلیم شوند، چه چیزی مانع از طرح مطالبات بیشتر مقامات آمریکایی در آینده می شود؟

اتکای بیش از حد آمریکا به ابزارهای قهری و اصرار سرسختانه بر اهداف دست نیافتنی از جمله موانع اصلی کارآمدی سیاست خارجی این کشور است. واشنگتن امیدوار است به جای متقاعد کردن دیگران به انجام آنچه می‌خواهد با استفاده از حداقل توسل به تهدیدها و فشارها، که اصول اصلی دموکراسی است، با استفاده از ابزارهای قهری و بدون سازش در خواسته‌هایش به اهداف خود دست یابد. به آنچه می‌خواهد دست یابد درک دیگران و تلاش برای دستیابی به راه‌حل‌های متقابل، دشوار و زمان‌بر است، در حالی که اعمال چند تحریم دیگر یا پرتاب موشک تاماهاوک اقدامی سریع و آسان است و باعث می‌شود که دست اندرکاران مصمم و قاطع به نظر برسند.

متأسفانه نگاه صفر و یک به اهداف سیاست خارجی، انگیزه کشورهای رقیب را برای انعقاد توافقات متقابل از بین خواهد برد و در عین حال، هیچ دلیلی برای پایبندی آنها به هر توافقی که ما بتوانیم بر آن تحمیل کنیم، وجود نخواهد داشت. آنها اگر شهروندان آمریکایی می خواهند که رهبران آنها قبل از هر اقدامی به دقت فکر کنند، زمان آن رسیده است که از آنها سؤالات کلیدی در مورد اثربخشی ابزارهای سیاست خارجی بپرسند و بر دریافت پاسخ های بهتر پافشاری کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *